ویرگول
ورودثبت نام
محمدرضا حقیری | Muhammadreza Haghiri
محمدرضا حقیری | Muhammadreza Haghiriمهندس سخت افزاری که آهنگسازی میکنه و عاشق ادبیاته :) وبگاه شخصی : haghiri75.com
محمدرضا حقیری | Muhammadreza Haghiri
محمدرضا حقیری | Muhammadreza Haghiri
خواندن ۱ دقیقه·۷ روز پیش

حتی انسانی در شهر نیست!

ظهر به باشگاه ورزشی رفتم که کمی تمرین کنم. در مسیر انسانی در شهر ندیدم. گفتم شاید بی‌خبری حاکم باعث این شده باشه که افراد در مغازه‌ها و پارک و ... حداقل کنار هم باشند و با هم معاشرت کنند.

از طرفی در باشگاه هم خبری نبود. شاید سر جمع ۴-۵ نفر مشغول تمرین. تمرین کردم و بیرون آمدم. گفتم مسیر برگشت پیاده‌روی می‌کنم. پیاده‌روی همان دیدن دو یا سه آشنا، همان. هیچ اتفاق خاصی جز سلام علیک نبود. در کافه‌ای که میانه راه قرار داره نشستم.

غم به وضوح در چهره همه بود. غم نه، بی‌حوصلگی، خشم، ناآرامی. هرکدوم از این احساسات. هرچی که شما اسمش رو بذارید. و خب تماسی هم با دوستی از راه دور برقرار کردم و ده دقیقه‌ای با هم صحبت کردیم.

اما حالا شاید با دو نفر صحبت کردم، چهار نفر را حضوری دیدم، بقیه چطور؟ کسی که تنها ارتباطی که داشتیم مجازی بود؟ چند نفر مثل ما بودند؟ چند نفر مثل ما نگران هم بودند و هستند؟

و خب خبرهای خنده‌داری هم این وسط شنیدم. ویراستی که شاید واقعا «خودی‌ترین و خودمانی‌ترین» شبکه اجتماعیشان بود کرکره را داده پایین چرا که احتمالا رعیت هم هوس کرده آنجا حساب کاربری بسازد...

۴۱
۱۱
محمدرضا حقیری | Muhammadreza Haghiri
محمدرضا حقیری | Muhammadreza Haghiri
مهندس سخت افزاری که آهنگسازی میکنه و عاشق ادبیاته :) وبگاه شخصی : haghiri75.com
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید