سد نویسندگی

سالیان پیش یک فیلم سینمایی از شبکه یک سیما پخش شد. فکر کنم دوم یا سوم راهنمایی بودم و برنامه‌ای بود به نام «سینما یک» که جمعه شب یا پنجشنبه شب، یک فیلم سینمایی پخش می‌کرد. فیلم در مورد یک مامور مالیات بود، زندگی روزمره‌ش و یک ساعت عجیب و غریب که میتونست احساساتش رو نشون بده، اما این تمام قضیه نبود.

در سوی دیگر شهر، خانم نویسنده‌ای، مشغول نگاشتن یک رمان تراژدی بود و داستانی که انتخاب کرده بود، داستان زندگی همون مامور مالیات بود و وقتی داستان رو می‌نوشت، مامور مالیات هم صدای خانم نویسنده رو می‌شنید. وسطای فیلم، ایشون نمیتونست بنویسه، شخصی بهشون تلفن کرد و گفت «من مامور هستم تا به نویسندگانی که دچار سد نویسندگی شدند کمک کنم». اونجا اولین باری بود که این اصطلاح رو می‌شنیدم! سعی دارم کمی در موردش بنویسم و این که هر از گاهی، چطور باهاش کنار میام و هر از گاهی چی میشه که اصلا نمیشه باهاش کنار اومد و حتی کنارش زد! ضمنا ممنون میشم اگر کسی اسم اون فیلم رو میدونه، بهم بگه (دوست دارم باز هم ببینمش!).

سد نویسندگی (ترجمه دقیق و درستی نیست، ولی معادل فارسی Writer's Block در نظر گرفتنش، حداقل تو ترجمه اون فیلم که اینطور بود) یک وضعیت خاص روانیه که شما قادر به فکر کردن برای ادامه نوشتن نیستی. این وضعیت میتونه تابع خیلی اتفاقات اطراف شما باشه. میتونه هم حد و حدود متفاوتی رو شامل بشه، مثلا بعضی ها ممکنه حتی قادر به توییت کردن هم نباشن، بعضی ها (مثل من) ایده ها و تفکراتشون رو نتونن در قالب متن بلند دربیارن. دلایل متنوعی هم میتونه داشته باشه، از درونگرایی گرفته تا تاثیر مخرب و منفی شبکه های اجتماعی! قرار نیست اینجا تحلیل کنم، فقط میخوام انواع و اقسام «سد نویسندگی» که دچارش هستم رو به شما نشون بدم، در موردش توضیح بدم. در مورد این که چطور باهاش کنار میام هم همینطور!

وبلاگ نویسی

من از سال ۸۶ به بعد سعی کردم وبلاگ نویس باشم. سعی کردم چیزایی که تو ذهنم میگذرن رو بنویسم تا دیگران هم بتونن بخونن! ولی خیلی وقتها شده که در طولانی مدت چیزی ننوشتم. عمده ترین دلیلش اینه که در طول اون مدت، شدیدا منفعل بودم، کار خاصی نکردم که بیانش برای دیگران، جذاب باشه. مشکل دیگر من هم این بوده که همیشه کمالگرا بودم، مثلا وبلاگی که خواستم بنویسم حتما باید در مورد تاپیک خاصی باشه و به قولی نباید چیزناله منتشر کنم، یا خاطره ننویسم! در حالی که فکر کنم حتی خاطره کنسرتی که کمتر از دو هفته پیش رفتم هم در قالب یک وبلاگ، میتونست موضوع خوبی باشه!

بعضی وقت ها هم طوری بود که دست به کی‌برد می‌شدم تا بنویسم! ولی، ایده درست تو مغز شکل نمی‌گرفت. این هم خودش میتونه تابع شرایط فردی و محیطی باشه که نمی‌شکافم :)

پروژه های مرتبط با رشته تحصیلی و پروژه های فان

وقتی تازه تازه تصمیم گرفتم که به صورت جدی الکترونیک دیجیتال و معماری کامپیوتر بخونم، هفته‌ای یکی دو تا پروژه خوب میزدم، در حد پیاده سازی گیت NOT با ترانزیستور تا طراحی ALU چهاربیتی با آی‌سی های سری ۷۴. اما الان اینطور نیست، یعنی خیلی کمتر شده. این مورد رو در جست و جو هام فهمیدم که بهش میگن «سد خلاقیت» یا Creativity Block . ذهنم نمیتونه خلاق باشه چون مدت زیادیه که موضوع جدیدی پیدا نکردم تا ذهنم رو باهاش درگیر کنم، اما امیدوارم بتونم :)

در موسیقی!

وقتی قراره آهنگی بسازم خیلی وسواسی به آهنگهایی که در اون سبک ساخته شدن گوش میدم. جاز، متال، امبینت، الکترونیک یا حتی کی-‌پاپ (البته که کی-پاپ موسیقی نیست 🙄) و بعد شروع میکنم به تحلیل ریف، آکورد، ملودی و ... و بعد اون چیزی که برای خودم معنی میده و میتونه احساسات خودم رو بیان کنه رو مینویسم. اما موقع اجرا که میشه در هجمه‌ای از وسواس ها قرار میگیرم، مثلا «فلان جای ملودی اگر فا دیز بزنم بهتره تا سل». یا «این قسمت از آکوردها رو با ارگان بزنم یا بیس؟» و باعث میشه که قطعاتی که ذاتا خوبن ساخته نشن! و اینطوری هیچوقت نمیفهمیم که خوبن یا نه. چون ساخته نشدن!

و در نهایت، چطور باهاش کنار میام؟

ما در کل پنج نوع سد داریم، سد پیشروی (Procedural Block )، سد روانی (Psychological Block) ، سد خلاقیت (Creativity Block ) ، سد تعویق ( Procrastination Block) و سد محیطی یا سد عدم تمرکز (Distraction Block). در مورد اولی و سومی، که خیلی دچارش میشم، باید بگم که کنار اومدن باهاشون راحته. برای اولی فقط کافیه مدتی پروژه رو به حال خودش رها کنید و بعد از یه مدت دوباره برگردید تا پیشروی و روشی که در نوشتن، ساختن و خلق کردن داشتید رو پیدا کنید و بتونید پروژه رو ادامه بدید. در مورد سومی هم، ذهن رو محدود نکنید، وگرنه زیاد بهش برمیخورید :) باقی چطور؟ برای این که با باقیش آشنا شید و روش غلبه رو یاد بگیرید، این مطلب رو بخونید :

https://writingcooperative.com/how-to-conquer-the-five-types-of-writers-block-474cd54ff868

امیدوارم که این مطلب من مفید واقع بشه و بهتون کمک کنه که اگر دچار این وضعیت هستید، باهاش کنار بیاید و ردش کنید :)