یوسف‌آباد، اواسط اردیبهشت

توی یک فیلم سینمایی گیشه‌ای شهاب حسینی برمی‌گردد توی دوربین نگاه می‌کند و می‌گوید: " آدم‌های دنیا دو دسته‌اند، یا متولد مردادند یا دلشان می‌خواهد متولد مرداد باشند" بعدها این دیالوگ عامه پسند با یک دستکاری جزیی در نام ماه، دست به دست چرخید و شد یک تکیه کلام که هر وقت کسی خواست با استناد به ماه تولدش برای خود وجه تمایزی دست و پا کند به آن استاد کند. معلوم نیست دعوا بر سر بهترین ماه برای دنیا آمدن تا کی ادامه خواهد یافت. اینطور که از شواهد برمی‌آید حالا حالاها قرار است افرادی را ببینیم که عمیقا باور دارند ماه و ساعت تولدشان در پیشبرد شخصیت و سرنوشتان تاثیر دارد. هر" ماه "طرفداران و هواخواه‌های خودش را دارد. مثل نزاع ازلی ابدی بچه‌های شرق و غرب تهران که خود را وارثان اصلی شهر می‌دانند، متولدین تابستان و زمستان هم ادعاهایی در بیان برتری تیر یا بهمن دارند. ولی همینطور که توی هر شهری نقاطی هست که برای اغلب شهروندان، دوست‌داشتی و بی جدل و پرخاطره است و می‌توان گفت منطقه امنی به حساب می‌آید، توی فصول و ماه‌ها هم، اردیبهشت اینطوری است. کسی را پیدا می‌کنید که بگوید اردیبهشت را دوست ندارم چون سرد است؟یا زیادی گرم است؟ نه. هر قدر انگشت در جهان و کنید و اردیبهشت‌ستیز بجویید به نتیجه نخواهید رسید . باد نرمِ بهاری اردیبهشت توی سنگ هم اثر می‌کند، باران دیوانه‌اش حال و هوای عاشقی به جان آدم‌ها می‌اندازد و وادارشان می‌کند به خاطراتی فکر کنند که شاید توی دیماه و خرداد به راحتی از کنارش می‌گذرند.

اردیبهشت مثل یوسف‌آباد است. محله امنی و قدیمی که مقبولیت عام دارد، کسی برای تصاحبش شاخ و شانه نمی‌کشد، مال همه است، همه ازش خاطره دارند، یک کوچه‌ی پهن پر دار و درخت، پر از خنده‌های کودکی، سرشار از بوی پوشال نمدار کولر و کتلت روی اجاق.

شاید به خاطر همین است که تقویم نگاران برداشته‌اند محاسباتشان را جوری تنظیم کرده‌اند که ماه تولد شاعرها بیفتد توی ادیبهشت. با یک حساب سرانگشتی می‌شود تخمین زد که بیراه نرفته‌اند، توی اردیبهشتی که ذکرش رفت با آن اعتدال و هوای موافق، آدم چه کند اگر شاعر نشود؟ شاید اگر انجمن شاعران مرده بخواهند با هم شوخی‌های بی‌مزه‌ی سینمایی کنند، بد نباشد که سعدی رو کند به بقیه و بگوید: "شاعران جهان دو دسته‌اند، آنهایی که متولد اردیبهشت‌اند یا آن‌هایی که دوست دارند متولد اردیبهشت باشند"