منجی


امیرکبیر در نظر شما چه شخصیتی است؟یک منجی؟یک سیاست مدار و حکمران دانا،مدیری متعهد و سرسخت که در بعد اجرا خدمات زیادی به مملکت و رعیتش خصوصا قشر محروم نمود؟آن هم در زمانی که کشور بسیار عقب مانده و چنگال تیز دو ابرقدرت جهانی برای تکه پاره کردن آن تیز بود.گوئی ایران زنی بی دفاع بود که در حلقه ی لات و لوت ها گرفتار آمده!

چند بار شده آرزو کنید ای کاش امیر نظام ثانی ظهور می کرد و کارها در پرتوی درایت و سیاستش به سامان می رسید؟

آیت الله رفسنجانی.نویسنده ی کتاب «امیرکبیر،قهرمان مبارزه با استعمار».
آیت الله رفسنجانی.نویسنده ی کتاب «امیرکبیر،قهرمان مبارزه با استعمار».

پس از امیرکبیر تا امروز درصد تحول توده در مقابل خواص بالا رفته و تلاش آنان در کسب قدرت در مقاطعی مانند جنبش مشروطه،سر کار آمدن دولت مصدق و پیروزی انقلاب به ثمر نشسته است ولی هنوز این مملکت برای سامان دادن اوضاع چون امیر کبیری را به خود ندیده.

بیت: ما همه کردیم کار خویش را/ای به قربانت بجنبان ریش را

اما اگر چنین فرد بصیر و کاردانی در نقش یک مصلح ظهور کند به نظر شما از کجا باید آغاز کند؟نظر من را در ذیل بخوانید.


صدا و سیما:

تنها سازمانی ست که از رهبری نظام تا شهروندان عادی از عملکردش گله دارند.شاید تنها موافقش خودش باشد.مدتها بود که گمان می کردم نظارت بر این سازمان مهم با رهبر است تا اینکه اصل 175 قانون اساسی را دیدم و بسیاری از شبهاتم در مورد مدیریت مافیائی این نهاد رفع شد.سازمانی که به راحتی توانست رئیس جدیدش را از کار برکنار کند.حکایت رادیو تلویزیون ملی هم شده حکایت پراید؛همه گله مندند ولی چاره ای از تحملش نیست.

آموزش و پرورش:

شاید این نهاد ضروری ترین ساختار نیازمند تحول اساسی در ایران باشد چرا که کودکان و نوجوانان امروز فردا را می سازند و آموزش و پرورش آنان را.اگر چه تحولات لاک پشتی در سازمان روی داده است ولی احساس می شود مطلوب و پایه ای نباشد چرا که تحول اساسی در نوع نگرش به این سازمان خلاصه می شود.

وزارت درمان و غیره:

در زمانه ای که رویکرد همه ی کشورهای دنیا درمقدم داشتن پیشگیری بر درمان بیماری است،سیاست های بودجه بر و آبروآور برای دولت ها در ایران بر درمان متمرکز شده است.

سیاست:

بی در و پیکرترین ساختار جامعه ی ایرانی که هر کسی را اجازه ی ورود به خود می دهد ولی در نهایت به دست عده ای خاص اداره می شود.

سالهاست از پوست اندازی احزاب در ایران سخن به میان می آید.خصوصا از وقایع سال 88 به بعد.ولی در عمل آش همان آش است و کاسه همان کاسه.سیاست و مدیریت اجرائی در این کشور مقوله ای پیرمرد پسند است که با واژه هائی دهان پر کن مثل آزادی،محرومیت زدائی،زنان،جوانان و ...عوامفریبی می کند.

سفره ای که برای اصولگرایان پهن است.
سفره ای که برای اصولگرایان پهن است.


آنان که گمان می رفت باری بردارند خود باری شدند.
آنان که گمان می رفت باری بردارند خود باری شدند.


خودرو سازی:

بدون شرح!