از اسمش مردد هستم نمیدانم که ویرگول اجازه انتشار این نوشته رو میده یا نه
اسمش یه جورایی شبیه به فحش است اما فحش نیست(کاش بود) . معنی اش میشه کلاس گذاشتن الکی(حداقل به تعبیر خودم)اما منظورم این نیست منظورم یه نوع کلاس گذاشتن مزحک و حال به هم زن هست که شخص خودم وقتی یه نفر اینطوری میبینم کلا از آینده نا امید میشم و دوست دارم یا اون یارو رو بکشم یا خودم رو؛در کل کلمه مناسب تری واسش پیدا نکردم...
تو اوضاع جنگی که همگی درگیر ترس و اضطراب و نگرانی بودیم یه رفتاری رفت رو مخم؛با خودم گفتم این رفتار شاید یه نوع بیشعوری باشه ولی تا جایی که یادم میاد تو کتاب بیشعوری نبود خلاصه شک کردم و واس همین دوباره رفتم کتاب رو بخونم و دوباره همه بیشعور ها رو بشناسم.
نتیجه اش شد هر بیشعوری به جز «بیشعور باکلاس پندار مغرور» که جاش به شدت تو این کتاب لعنتی خالیه
اخلاقم یه جوریه که زیاد رو خصوصیات اخلاقی زوم نمیکنم ولی تو جنگ صحنه ای دیدم که خیلی عجیب بود برام.اون هم وقتی که اکثر نقاط شهر صدای بمباران میومد من هم تو خیابونی در حال رفتن بودم که همه رو به چشم می دیدم؛زنانی که میترسیدن و بچه شون رو بغل کرده بودن و مردایی که سعی در دور کردن زن و بچه شون از محل حادثه ای بودن که کیلومتر ها دور تر بود اما یه سری آدم دیدم جلوی یه کافه ای که ریلکس داشتن تماشا میکردن؛ همه شون هم شکر خدا خوشتیپ بودن و جذاب لعنتی و با سیگار روی لب شون جوری سیس گرفته بودن که انگار از ایالات کالیفرنیا دارن مستقیم وقایع یه خیابون رو چک میکنن و خودشون حضوری اونجا نیستن؛خیلی کنجکاو شدم ببینم اینا بمب براشون مهم نیست؟مرگ مهم نیست؟موادی چیزی میزنن که اینطوری بیخیال وایسادن ؟؟یا چی؟؟؟اونجا بود که عبارت چسی اومدن کاملا ناخودآگاه اومد توی ذهنم...
ولی خب با خودم گفتم بیخیااال... درسته این دسته از آدما زیاد داریم ولی مگه میشه که درست موقعی که یه بمب می افته زمین و علاوه بر صداش باعث میشه زمین هم بلرزه ولی یکی کاملا عینهو ماست خودش رو بگیره و نگاه تکنسینی و دانشمندی بگیره و یه پوزخند ریزی هم داشته باشه و با رفیقش گپ بزنه؟؟؟؟
بعد یه لحظه یاد بنده خدایی افتادم چند روز قبلش که بهش وقتیکه گفتم شنیدی ترامپ میخواد همه زیر ساخت ها رو بزنه؟
که با یه نگاه و سری تکون دادن و کاملاً با کلاس جوابم رو داد مثلا
بعد بهش گفتم بهتره چند تا سطل و اینا آب اضافی داشته باشی ها یه وقت لوله آبی چیزی میزنه طول میکشه درست کردنش
در جواب گفت بزنه... چیزی نمیشه که... نهایتش آب معدنی میخرم!!!
حال هرچی جواب داده باشه مشکلی نیست مشکل نوع گفتن جوابش بود که رفت تو مخم؛جوابی با غرور و کج دهنی و به اصطاح با کلاس و از اون نگاه های بالا به پایین که این معنی رو میداد که من از تو بیشتر میدونم و تو اصلا دغده هات با من فرق داره و اصلا در حدم نیستی.با خودم گفتم من رو سننه... بزار با لاکچری بازیاش تنها باشه و از زندگی لاکچریش لذت ببره،فردا که یه بطری آب معدنی خدا تومن شد و در به در دنبال یه بطری آب گشت، اونموقع حالش رو میپرسم(حالا چرا میگم لاکچری بازی؟؟؟چون ۵ دقیقه قبلش داشت از زندگی لاکچری و پارتنر لاکچری تر از خودش حرف میزد و سرمون رو درد میداد)
یا یادمه فرد میانسالی از یه نفر از این با کلاس ها آدرسی می پرسید و من باچشمای خودم دیدم که طرف با یه لحنی گفت نمیدونم ،که این معنی رو میداد که چرا مزاحمم شدی و ازم یه آدرس ساده پرسیدی؟؟آخه تیپ من به کسایی میخوره که ازشون آدرس بپرسن؟؟؟بعد کاملا پشتش رو کرد به اون بنده خدا و به ادامه حرف زدن با دوستاش پرداخت...(از قیافه اون فرد میانسال فقط خجالت و سردرگمی و من اینجا چه گ...میخورم میبارید)
یا مادری که بچه اش با بچه دیگه ای تو یک دور همی بازی میکردن که ناگهان درگیر شدند (بچه ان دیگه)و اون مادر جلوی همه با یه لحن ترش طوری به بچه اش گفت :"مامان جااااان با فلانی بازی نکن خب وقتی میبینی ررررفتار درستی نداره..."(با این معنی که ای اهالی جمع بدانید بچه من شاهزاده هست بهترین تربیت را در دنیا دارد پس لطفا مراقب بچه های خود باشید)
خلاصه میخوام بگم کاملا این بیماری رفتاری هست که باید حسش کرد و اصلا با گفتار و رفتار شخص نمیشه تشخیص اش داد؛فقط میتونی آژیری که بهش وصل شده رو بشنوی که با صدای هشدار میگه:" توجههههه توجههههه ...این فردی که مشاهده میکنید خیلی بالاتر از سطح شماست پس فاصله تان را رعایت کنید و بی کلاس بازی هایتان را بگذارید برای بعدا".
خیلی زیادن از این رفتار ها ...اگه به طور خلاصه بگم مثل نوع نگاه راننده ماشین مدل بالا به ماشین بغل دستیش تو چراغ قرمز،نوع گذاشتن گوشی آیفون و سوییچ ماشین روی صندلی دانشگاه توسط دانشجو،منشی یه مطب که به سوال یک بیمار جواب میده و بعد قیافه ای میگیره و صورتش رو به سیستم برمیگردونه(از اون قیافه ها که گیر عجب آدم سطحی بی کلاس افتادم)یا دختر پسر هایی که جلوی یه کافه ایستادن و با یه قیافه ای به رهگذر ها نگاه میکنن که انگار اونا کول و باحال هستن و ما خز و پاتیل و یا فامیل آشنا هایی که برای شام دعوت شدند و آخر وقت بعد ساعتها افتخار میدهند با لباس زر و برق تشریف میارن اونم با قیافه ای که انگار مزاحم اوقات شریف شون شدی و اونها رو به خونه خودت کشوندی ....و چه بسیارند اینگونه رفتار ها که فقط با حس شناسایی میشن،با قیافه شون ،با نگاه شون حتی با یک دم و باز دم با بینی باد کرده و ابرو های اخم کرده شون
این بیماری متاسفانه سن هم نمیشناسه یعنی ممکن بچه ای باشه که بخاطر تربیت نادرست پدر و مادرش ، هم بازی اش را بخاطر نحوه بازی شون یا هر چی مسخره میکنه یا فخر میفروشه که من فلان اسباب بازی را دارم و در کل نگاهی از بالا به هم بازی اش داره؛ یا میتونه پیرمردی از فامیل هاتون باشه که برای دید و بازدید به خونه تون اومده و جوری لم داده و رو مبل نشسته انگار که سونا یا جکوزی هستش و فاز دانشمندی و همه چیز دان برداشته و هرچه بگی نظری مخالف داره و این حس رو میده تو یه احمقی و هیچ چی نمیدونی.
این بیماری طبقه اجتماعی بخصوصی هم نداره یعنی از عموم افراد گرفته تا سلبریتی ها و افراد مشهور میشه این چسی اومدن رو مشاهده کرد(میدونم بعضی سلبریتی ها اومد تو ذهن تون)
علاوه بر اینها این بیماری جغرافیای نامحدودی هم داره و بسته به شرایط یک محیط و فرهنگ میتونه متفاوت باشه یعنی نوع چسی اومدن در یک شهر نسبت به شهر دیگه یا یک محیط مثل دانشگاه با محیط دیگه ای مثل کافه یا باشگاه فرق داره
متاسفانه این هم بگم که بیشتر ما ایرانیا درگیر این بیماری کلاس گذاشتن هستیم و فرقی نمیکنه اقتصاد کشورمون چطور باشه؛نوع زندگی مون چطور باشه ؛در جنگ باشیم در حال مرگ باشیم یا هرچی ؛همیشه باید خودمون را باکلاس تر و سطح بالاتر از بقیه نشان دهیم حتی موقع مرگ با مراسم های آنچنانی و ولخرجی های آنچنانی حتی سنگ قبر آنچنانی
در ضمن میدونم که خیلی ها این رفتار رو میشناسیم منم گفتم کمی راجبش بنویسم ولی ای کاش در کتاب بیشعوری هم بود تا بهتر این رفتار تو مخی رو بشناسیم و باهاش مقابله کنیم.
اینم بگم اگه بیشتر فکر کنیم میفهمیم که خودمون هم جایی این رفتار رو داشتیم که خواستیم تو موقعیتی خودمون را باکلاس تر و سطح بالاتر از بقیه نشون بدیم.
بنظرم تا جایی این کلاس گذاشتن ها اشکال نداره بخصوص اگه تو موقعیت شغلی مون اثری داشته باشه(که نداره) یا باعث پیشرفت مون بشه (که نمیشه)اما در کل خیلی پوچ و بیهوده و اعصاب خورد کنه که صرفا بخاطر چشم تو هم چشمی و اینطور چیزا کلاس بزاریم .
عبارت «چسی» و« کلاس »رو هم من به شخصه یکی میدونم ؛چون این روزا با کلاس معنی اش رو عوض کرده(هرچند معنی مفیدی هم نداشت)و به کسی گفته میشه که صرفا چسی میاد و منم منم میکنه و سعی در به تماشا گذاشتن لاکچری بازیاش داره؛واس همین منم از هردو کلمه استفاده کردم تا حرف های چرند و پرندی که تو دلم بود رو اینجا بنویسم.
فقط لطفا اگه فکر میکنیم خیلی فرد باکلاس و سطح بالایی هستیبیم ،تو این باکلاس بازی هامون مراقب باشیم که دلی شکسته نشه،احساس حقارت به یکی دست نده،طرف مقابل از خجالت آب نشه بره رو زمین... که در نهایت همه اینها به شکسته شدن اعتماد به نفس،از دست رفتن عزت نفس و افسرگی یک فرد منجر میشه اون هم بخاطر یک چس کلاس ساده...🙂