
سینمای ایران در کنار تمام دغدغههای اجتماعی، همواره نگاهی ویژه به عدالت، قانون و رابطه انسان با مفهوم حق داشته است. در این میان، حضور «وکیل زن» در آثار سینمایی و تلویزیونی، نهتنها بهعنوان یک شخصیت داستانی، بلکه بهعنوان نمادی از تفکر، استقلال و مقاومت شناخته میشود. در این مقاله نگاهی داریم به کاراکترهایی که در سه دهه گذشته، چهره وکیل زن را در قاب سینمای ایران به تصویر کشیدهاند.
در یکی از اولین حضورهای جدی یک وکیل زن در سینمای ایران، پانتهآ بهرام نقشی ایفا کرد که میان منطق قانون و احساس انسانی در نوسان بود. وکیلی که در برابر دعوای زناشویی قرار گرفت اما فراتر از پرونده، به نقد روابط و نقش اجتماعی زنان پرداخت. «عینک دودی» با نگاهی اجتماعی و طنزآمیز، زن وکیل را در جایگاه فردی روشنفکر و عملگرا معرفی کرد.
در یکی از آثار مهم احمد امینی، کتایون ریاحی نقش وکیلی را بازی کرد که در مرز میان قانون و وجدان ایستاده بود. او نماینده زنانی بود که در جامعهای مردسالار، باید برای حق گفتن و شنیده شدن بجنگند. شخصیت او بیش از هر چیز، نمادی از مسئولیت اخلاقی در کنار وظیفه حقوقی بود.
این فیلم نگاه تازهای به وکالت داشت؛ رقابت دو وکیل زن و مرد که در قالبی طنزآمیز، تفاوتهای رفتاری و فکریشان را به تصویر میکشید. وکیل زن فیلم، شخصیتی مستقل، جاهطلب و در عین حال انسانی داشت که سعی میکرد در دنیای مردانهی وکالت جای خود را تثبیت کند.
مریلا زارعی در نقش وکیلی ظاهر شد که پروندهای پیچیده از آزار جنسی را پیگیری میکند. بازی او نمادی از شجاعت و حساسیت اجتماعی بود؛ زنی که با وجود فشارهای اجتماعی و تهدیدها، از عدالت دست نمیکشد. حضور این کاراکتر نگاه تازهای به نقش حمایتی و انسانی وکیل زن بخشید.
در اثر علیرضا رئیسیان، وکیل زن درگیر پروندههای خانوادگی و در عین حال بحرانهای عاطفی خود میشود. حاتمی در نقشی ظریف و درونگرا، تضاد میان عقل و احساس را در زندگی یک وکیل زن به نمایش گذاشت؛ شخصیتی که حرفهاش از او فاصله گرفته اما هنوز بار عدالت را بر دوش دارد.
در این فیلم، کوثری نقش وکیلی را ایفا کرد که از زنی قربانی تجاوز دفاع میکند. تصویری پرانرژی، صادق و درگیر از زنی که در عین خستگی و تردید، میکوشد حقیقت را آشکار کند. او نماینده نسلی از وکلای جوان و جسور بود که از مواجهه با سختترین پروندهها ابایی ندارند.
در فیلم سهیل بیرقی، وکیل زن در کنار داستان اصلی، نقش صدای قانون را دارد؛ کسی که تلاش میکند در برابر فشارهای اجتماعی علیه زنان ورزشکار بایستد. گرچه حضورش کوتاه است، اما یادآور اهمیت حمایت قانونی در برابر محدودیتهای عرفی و جنسیتی است.
در این سریال، بهرامی نقش وکیلی را ایفا میکند که درگیر پروندههای جنایی و قاچاق انسان میشود. زنی باهوش، خونسرد و مصمم که میان وجدان و وظیفه گرفتار است. او نشان داد وکیل زن میتواند شخصیتی پیچیده و چندلایه باشد، نه صرفاً چهرهای اخلاقی یا قربانی.
در این سریال، نقش وکیل زن با تسلط و قدرتی خاص تصویر شده است؛ زنی که در برابر همسر و جامعه میایستد تا از ارزش حرفهای و انسانی خود دفاع کند. او در عین آرامش و اعتمادبهنفس، درگیر تصمیماتی اخلاقی و احساسی میشود که او را انسانیتر و واقعیتر میکند.
در این سریال، مقدمی وکیلی را بازی میکند که درگیر پرونده تجاوز است و ناچار میشود میان حقیقت و منافع خانوادگی تصمیم بگیرد. نقش او یادآور چالشهای واقعی وکلای زن است؛ تصمیمهایی که گاهی نه در دادگاه، بلکه در وجدانشان داوری میشود.
در تازهترین تصویر از وکیل زن، نگار جواهریان در نقش وکیلی ظاهر میشود که همزمان با پروندهای خشونتآمیز، درگیر احساسات شخصی خود نیز هست. او مرز میان وظیفه و دلسوزی را بارها میشکند و همین او را به یکی از انسانیترین وکیلهای سینمای ایران بدل میکند.
تصویر وکیل زن در سینمای ایران، از دهه ۷۰ تا امروز، مسیری پرفراز و نشیب را طی کرده است؛ از زنی که تنها مدافع قانون بود تا شخصیتی که خود درگیر چالشهای انسانی و اخلاقی میشود.
این کاراکترها نشان میدهند وکالت در قاب سینما، نه فقط شغلی خشک و رسمی، بلکه آیینهای از احساس، مسئولیت و مقاومت است — چهرهای انسانی از عدالت که در هر دوره معنای تازهای یافته است.