ویرگول
ورودثبت نام
حامد صفایی‌پور
حامد صفایی‌پوربرای آموختن، می‌نویسم! | دکترای فلسفه علم، مدرس مهارت‌های اندیشیدن | موسس و مدیر موسسه تیزفکری
حامد صفایی‌پور
حامد صفایی‌پور
خواندن ۳ دقیقه·۹ روز پیش

بهمنِ «علم» و گلولۀ برفی «گفت‌وگو»

امروز صفحات قدردانی نویسندگان کتاب «استعاره‌هایی که با آن زندگی می‌کنیم» اثر مهم جرج لیکاف و مارک جانسون را در سخن آغازین یک دورۀ آموزشی خواندم و از دانشجویان  خواستم تا برداشت­های خود را از شنیدن این قدردانی در موضوع «چگونگی تولید علم و نظریه‌پردازی» بگویند. قدردانی نویسندگان با این جمله آغاز می‌شود: «ایده‌ها از ناکجا نمی‌آیند».

یکی از فکر انگیزترین جملات دانشجویان این بود که «گویا این کتاب با «روش علمی» شکل نیافته است بلکه حاصل گفت­وگو و تعاملات درازمدت نویسندگان با دوستان، همکاران و دانشجویان است». من این جمله را مهمترین جملۀ کارگاه نامیدم و قدری به بررسی آن پرداختم.

به نظر شما چه چیزی در این جمله جالب است؟ می‌بینید که دانشجوی ما روش گفت‌وگو محور و تعاملات درازمدت نویسنده با دوستان، همکاران و دانش‌جویانش را در نقطه مقابل روش علمی می­بیند. از نظر او روش علمی تصویر دیگری دارد. متفکری سخت­‌کوش، خم ­شده بر روی کتاب­ها در فضایی پر از کتاب و غرق در اندیشه‌­ها. همین تصویر است که با تصویر کسی که در راهرو دانشگاه با دانشجویانش سخن می­گوید، به ایمیل ­هایش پاسخ می­دهد؛ در مناظره­‌ها شرکت می­کند؛ برای یافتن اطلاعات تازه سفر می­کند؛ یادداشت روزانه می‌­نویسد و ان را با دوستانش بلند بلند می­خواند، در تعارض است.  من از جملۀ آن دانشجو استفاده کردم و توضیح دادم که از اتفاق آنچه شما آن را روش علمی نمی­‌دانید، به واقع روش علمی است و تولید و نظریه‌­پردازی در علم با چنین روشی است که محقق می­شود.

مگر نه این­که ما علم را برای تغییر و گره‌­گشایی از کار جهان می‌خواهیم، پس چگونه ممکن است که چنین خواسته­ای  از مسیر تعامل و گفت‌وگو با جهانیان نگذرد؟ به زعم من، در جامعه‌ای که مسایل و موضوعات تحقیقی از متن واقعیات فرهنگی جامعه بر نمی­‌خیزد و در یک بستر طبیعی، تدریجی و البته پیش‌رونده پیش نمی‌رود، نه علم گره‌گشایی می‌کند و نه عالم از کار خود احساس شعف و حس تغییر می­یابد. احساس واقعی دانشمندان در چنین جامعه­ای غالبا این است که «چرا کسی در انتظار یافته‌های من نیست؟ چرا کسی سراغ مقالات من را نمی‌گیرد؟ چرا کسی از من سوال درخوری نمی‌پرسد؟».

فیلسوف و عالم علوم انسانی این جامعه نیز از نداشتن هم‌سخن و پرسش­گران دقیق در انزوا، رخوت، یا هم­رنگی جماعت می­افتد. در مقابل، در جامعه‌­ای که همگان در نهادِ علم مشارکت می­کنند، گلولۀ برفی کوچکِ ایده‌­های خام و اولیه، در سراشیبی «در نظر آمدن» افتاده و به تدریج، «بهمنی» از یک نظریه پر ابهت تولید می‌شود. در این حال، حق همین است که در مقدمه کتاب جان‌دار لیکاف و جانسون ببنید؛ فهرستی بلند بالا، برگرفته از نام‌های استادان مشهور و جریان‌بخش تا دانشجویانی که حتی یکی دو واحد درسی یا گفت­‌وگوهایی سودمند با نویسندگان داشته­ان، وجود دارد.  

اگر دوست دارید شما هم دربارۀ چگونگی تولید علم در جامعه اندیشه کنید، پیشنهاد می‌کنم صفحات قدردانی نویسندگان کتاب «استعاره‌هایی که با آن‌ها زندگی می‌کنیم» را بخوانید. به نظر من، ما برای تولید علم و نظریه‌­پردازی بیش از آن­که به انقلاب‌­های معرفتی نیازمند باشیم نیازمند انقلاب­‌های آموزشی و آموختن روش پرورش ایده‌­ها در یک فرایند جمعی، دقیق و نقادانه­‌ایم.

-        راستی، نام دو دانشمند ایرانی هم در فهرست قدردانی نویسندگان کتاب است: پرفسور لطفی‌زاده و رضا نیلی‌پور.


حامد صفایی پور
1391

علمعلوم انسانیتولید علم
۳
۰
حامد صفایی‌پور
حامد صفایی‌پور
برای آموختن، می‌نویسم! | دکترای فلسفه علم، مدرس مهارت‌های اندیشیدن | موسس و مدیر موسسه تیزفکری
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید