ویرگول
ورودثبت نام
حامد صفایی‌پور
حامد صفایی‌پوربرای آموختن، می‌نویسم! | دکترای فلسفه علم، مدرس مهارت‌های اندیشیدن | موسس و مدیر موسسه تیزفکری
حامد صفایی‌پور
حامد صفایی‌پور
خواندن ۳ دقیقه·۱۴ روز پیش

آیا تبلیغ جنگ با استفاده از کودکان اخلاقی است؟

در این یادداشت ۳ استدلال در دفاع از غیراخلاقی بودن استفاده از کودکان برای تبلیغات جنگ با تبلیغ دیگر اهداف بزرگسالان ارايه می‌کنم. سپس به نقد آن می‌پردازیم. سپس، به نقدها پاسخ می‌دهم.

استدلال ۱
ادعا: موضع‌گیری کودک دارای ارزش (کامل) معرفتی نیست.
استدلال: مقدمه ۱: کودک از لحاظ فکری دارای استقلال (کامل) رأی نیست، و در موقعیت‌های اجتماعی و سیاسی، غالبا، کاری را می‌کند که برای آن تشویق می‌شود یا پاداش می‌گیرد.‌ (استقلال رأی نیازمند انتخاب آگاهانه و آزادانه است.) مقدمه ۲: ارزش یا ضد ارزش بودن یک قضاوت اجتماعی یا سیاسی به استقلال رأی فرد وابسته است. بنابراین: قضاوت‌ و موضع‌گیری اجتماعی یا سیاسی کودک دارای ارزش معرفتی و اخلاقی نیست.

استدلال ۲
ادعا: استفاده از کودک در تبلیغات از مصادیق استفاده غیر اخلاقی از کودک است.
مقدمه ۱: استفاده از کسی که قضاوت یا موضع‌گیری اجتماعی یا سیاسی او همراه با آگاهی و انتخاب و استقلال فکری نیست، (برای مثال برای فرد توانجوی ذهنی) به منظور تبلیغ یک قضاوت یا موضع سیاسی، با ایجاد رفتار تقلیدگونه با تشویق یا پاداش بیرونی، غیر اخلاقی است. مقدمه ۲: کودک داری قضاوت یا موضع گیری سیاسی (کاملا) آگاهانه و آزادانه نیست.
بنابراین: قراردادن کودک در موقعیت تکرار با تبلیغ یک موضعگیری اجتماعی یا سیاسی غیر اخلاقی است.
در علوم انسانی به چنین موقعیتی «شی‌انگاری» یا «ابزار بودگی» سوژه انسانی می‌گویند.

استدلال ۳
ادعا: اگر استفاده «دشمن الف» از کودکان برای تبلیغ مواضع خود غیر اخلاقی است استفاده الف نیز غیر اخلاقی است. استدلال سوم بر قاعده طلایی اخلاق استوار است و حالت جدلی دارد.
قاعده طلایی اخلاق (به زبان ساده: هر چه برای خود می‌پسندی یا نمی‌پسندی برای دیگران هم بپسند یا مپسند)

نقد استدلال‌ها
نقد این مقدمه که کودک استقلال رأی ندارد. غالبا چنین نیست که کسی، چه بزرگسال و چه‌کودک، دارای ۱۰۰ درصد استقلال فکری باشد. کودک نیز در این امر صفر مطلق نیست و ممکن است کودکی در اثر تبیین و آگاهی والدین یا مربیان انتخاب آزادانه و آ گم آگاهانه داشته باشد و بزرگسالی، در اثر آوازه‌گری رسانه‌ها و فشار جمع، رفتاری تقلیدی از خود نشان دهد. بنابراین چنین نیست که هر استفاده ای از کودک در تبلیغ اهداف غیر اخلاقی باشد.

پاسخ به نقد:
درست است که می‌توان کودک را درباره هدفی مانند جنگ آگاه کرد و کمک نمود موضع‌گیری او دارای درصدی از استقلال رأی باشد، اما اولا، مهم، «توانایی‌های شناختی ناکامل کودک» نه «داشتن شناخت کامل» است. آنچه درباره کودک اهمیت دارد این است که توانایی‌های شناختی او در حال رشد است حتی اگر در یک موضوع شناخت کاملی داشته باشد. دوم، به لحاظ اجتماعی این یک امر فراگیر نیست که کودکان در چنین قضاوت‌ها و موقعیت‌هایی را با آگاهی و انتخاب کامل قرار گیرد و قواعد عمل مشترک، تابع موارد استثنا نیست. سوم، باید دید مزایا و معایب دخالت دادن کودکان در چنین موقعیت‌هایی بیشتر است یا کمتر؟. مثلا، در موقعیت‌های مانند جنگ، استفاده از کودکان در صورت تغییر عقیده آنان در بزرگسالی موجب احساس ناراحتی، و/یا شرم و/یا حس «شی‌بودگی» کودک می‌‌شود، که رنجی عمیق و شاید جبران ناپذیر داشته باشد. و بلاخره، با کنار زدن یا تضعیف استدلال ۱ و ۲، استدلال ۳ همچنان کار می‌کند.

پایان

علوم انسانیتربیت کودکتفکر نقادانه
۷
۰
حامد صفایی‌پور
حامد صفایی‌پور
برای آموختن، می‌نویسم! | دکترای فلسفه علم، مدرس مهارت‌های اندیشیدن | موسس و مدیر موسسه تیزفکری
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید