ویرگول
ورودثبت نام
حامد صفایی‌پور
حامد صفایی‌پوربرای آموختن، می‌نویسم! | دکترای فلسفه علم، مدرس مهارت‌های اندیشیدن | موسس و مدیر موسسه تیزفکری
حامد صفایی‌پور
حامد صفایی‌پور
خواندن ۳ دقیقه·۱۱ روز پیش

آیا خدا اهل گفت‌وگوست؟

✍️حامد صفایی‌پور

این عنوان سخنرانی من در شب ۲۱ اردیبهشت در نشست‌ گفت‌وگویی برخی دوستان در اصفهان است.‌ گزارشی کوتاه از محتوای آن تقدیم کنم.

۱. اگر کسی اهل گفت‌وگو باشد، یعنی؟

دوستان گفتند: با ما همدلی کند. از بالا با ما سخن نگوید. نظر خواهی کند. نظر ما برایش مهم باشد. نظر خودش را کاملا صحیح نداند و حاضر باشد نظر ما را هم بررسی کند.

۲. آنوقت خدا، اهل گفت‌وگو است؟

گفتم: برای این موضوع بیایید ببینم اخلاق خدا چگونه است؟! و نظراتش را در چه سازوکاری ارائه می‌کند؟ بهترین مثال برای این موضوع توصیف منطق نزول آیات قرآن در طی ۲۳ سال بعثت پیامبر است.

مثال ۱. آیا در قرآن گزارشی از تغییر نظر اولیه وحی در یک موضوع وجود دارد؟

مثال ۲. آیا نمونه ای هست که نشان بدهد خداوند در آیه‌ای از آیات قرآن به پرسش‌ها و ابهام‌های مخاطبان اهمیت داده است؟

مثال ۳. آیا نمونه‌ای هست که نشان بدهد خداوند، نظرات یا دستورات خود را در معتدل‌ترین و منصقانه‌ترین شکل ممکن،‌‌ متناسب با درک، پذیرش و اراده عمومی جامعه ارائه کند؟ با خدا، خداست و به خود حق می‌دهد هر آنچه را بخواهد با اراده مطلق و بی‌چون و چرایی خویش ابلاغ کند؟

۳. اگر پاسخ به این پرسش‌ها مثبت باشد, از نظر من بدین معناست که منطق وحی رفت‌وبرگشتی، میان انسان و خدا، پویا میان نظر و عمل و گشوده به «تجدید نظر»، و به تعبیری گفت‌وگویی است. یعنی خدا هم مخاطب‌شناسی می‌کند، توضیح می‌دهد، گاهی اشکالات را وارد می‌داند و خلاصه، در منطق او تبیین بر تقلید، و تعقل بر تعبد مقدم است.

۴. پاسخ‌ها همه مثبت است. برای پرسش اول به مدخل «ارث» از جلد اول از دانشنامه ۵ جلدی قرآن (انتشارات بریل) اشاره کردم. در این مقاله به تفصیل نشان می‌دهد که: آشکارا، نظر قرآن، درباره چگونگی تقسیم میراث در شرایط متفاوت اجتماعی و سیاسی (مکه و مدینه) حتی درباره فرد مشابه -مثلاً فردی که بدون داشتن دختر و پسر و با داشتن همسر و پدر و مادر از دنیا رفته است- صریحا (و نه تفسیرا) متفاوت است. اهمیت این مثال این است که اختلاف در مفاد آیات قرآن قطعی است؛ نتایج اندازه‌پذیر است و بار حقوقی دارد و حتی در عصر نزول هم، نه پس از آن در آرای مفسران، فهم این اختلاف مسأله بوده است و هنوز منطقی‌ترین توضیح این است که به دلیل تغییر شرایط نظر اولیه با نظر ثانویه جایگزین شده است.

برای پرسش دوم، مثال روشن قریب به بیش از ۲۰ آیه قرآن است که با عباراتی نظیر «یسئلونک ... » (ای پیامبر، از تو درباره .... می‌پرسند) آغاز می‌شوند. از تو می‌پرسند درباره «شراب و قمار»، درباره ماه‌ها، درباره اینکه چه چیزی را در راه خدا ببخشند و ... . اگر خدا، وحی را با در نظر گرفتن مخاطب، پرسش‌ها و نیازهایش نفرستاده است، پس این آیات که آشکارا در تعامل با مخاطبان نازل شده است، چه توضیحی دارد؟ نمونه‌های بسیار دیگری از این دست وجود دارد.‌

برای پرسش سوم هم برای نمونه به شیوه مخالفت تدریجی و زمینه‌گرایانه وحی در مخالفت با نوشیدن شراب (اقتصاد مدینه) و انجام قمار (سرگرمی شهر) اشاره کردم. مرحله اول، ای پیامبر! از تو درباره شراب و قمار می‌پرسند، بگو: خوبی‌ها و بدی‌هایی دارد اما بدهی‌های آن بیشتر است. مرحله دوم، که گویی بیشتر تکریم نماز است تا تقبیح شراب، فرمانی است بدین شرح که: بنده من! خوش ندارم که در حالت مستی به نماز نزدیک‌شوی! هنگام نماز باید بدانی چه می‌گویی! و در مرحله سوم، در طی بیداری کامل اجتماعی به مضرات شراب و قمار و دیدن نقشی که در گسست پیوندهای ایمانی مومنین دارد، هشدار صریح به اینکه از این‌ها اجتناب کنید که تاثیری تفرقه افکنانه میانتان دارد و این کارهای زشت، از عمل شیطان است.

۴. نتیجه

هدف من با این مثال‌ها و استدلال‌ها، توجه دادن به این سازوکار گفت‌وگویی و زمینه‌گرای اجتماعی وحی است. تا پیروان وحی نیز بدانند منطق گفت‌وگویی منطقی دینی است و کار شرع جز با تبیین و تفاهم با مخاطب پیش نمی‌رود و نباید هم برود.

قرآن
۵
۲
حامد صفایی‌پور
حامد صفایی‌پور
برای آموختن، می‌نویسم! | دکترای فلسفه علم، مدرس مهارت‌های اندیشیدن | موسس و مدیر موسسه تیزفکری
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید