در این نوشته میخواهم نشان بدهم:
الف، حرفهای گوینده (علی خضریان، نماینده مجلس) در مصاحبه تلویزیونی درباره کشور امارات غیر اخلاقی است و از مصادیق کلمات نفرتآفرین است و بر خلاف ظاهر غیرتمندانه و دینی (اسلامی) آن از اخلاق جوانمردانه و دینی به دور است. (پرده اول).
ب، این روش اگر اخلاقی هم باشد، نتیجه عکس میدهد و دشمن را در مقابله با ما منسجمتر و قویتر میکند (پرده دوم) و بنابراین نابخردانه است.
ج، از صدا و سیما انتقاد کنم که در این شرایط خطیر با دعوت از چنین مهمانانی در برابر همدلی و وحدت ایرانیان در دفاع از کشور ناسپاسی میکند.
در این ویدئو علی خضریان، نماینده مجلس با لحنی تمسخر آمیز میگوید:
«... اماراتیها آدمهای بیریشهای اند، ریشهای نداره این کشور! ... اینها عادت دارند که دوباره به زندگی قبیلهایشون برگردند، و میدونید اینها چون در این جنگ، تکنولوژی حتما ازشون گرفته خواهد شد به شترسواری رو خواهند برد. انشالله مردم خواهند دید که ... و البته براشون هم مشکلی نیست، چون اینها عادت به زندگی شترسواری دارند، به اون زندگی رو خواهند آورد».
در این متن چند لایه از گفتار غیراخلاقی وجود دارد. بخشبهبخش بررسی میکنم و میگویم چرا به لحاظ اخلاقی مشکلدار هستند.
پرده اول:
۱. «اماراتیها آدمهای بیریشهایاند، ریشهای نداره این کشور!»
مصداقی از:
- تحقیر هویتی و ملی
- کلیسازی منفی علیه یک ملت
چرا غیراخلاقی است؟
الف/«بیریشه» نامیدن «یک ملت»، یعنی انکار تاریخ، فرهنگ و هویت آن مردم. به علاوه، افراد را به خاطر چیزی سرزنش میکند که خود نقشی در آن نداشته اند.
ب/به جای نقد سیاست یک دولت، تمام مردم یک کشور، اعم از کودک و پیر و جوان را با یک صفت تحقیر میکند.
- این نوع برچسبزنی، خلاف اصل کرامت ذاتی انسان است. از منظر اخلاقی، نقد باید متوجه «عمل و سیاست» باشد، نه «وجود» و «ریشه» مردم.
۲. «اینها عادت دارند که دوباره به زندگی قبیلهایشون برگردند»
مصداقی از:
- کلیشهسازی فرهنگی (stereotyping) و تحقیر سبک زندگی سنتی
چرا غیراخلاقی است؟
الف/ «زندگی قبیلهای» به عنوان اهرم تحقیر استفاده شده است، گویی هر نوع زندگی سنتی ذاتاً حقیر است. در حالیکه در بسیاری جوامع، زندگی قبیلهای یا عشیرهای بخشی از فرهنگ و تاریخ است؛ این، نوعی بیاحترامی فرهنگی است.
۳. «چون ... به شترسواری رو خواهند برد»
مصداقی از:
- تحقیر تاریخی و فرهنگی
چرا غیراخلاقی است؟
الف/«شترسواری» اینجا نه بهعنوان واقعیت تاریخی، بلکه بهعنوان طعنه و تمسخر به کار رفته است.
ب/ این بیان، پیشرفت تکنولوژیک یک جامعه را مشروط به «شایستگی ذاتی» میداند و آنها را ذاتاً متعلق به دوره «شترسواری» معرفی میکند!
جمعبندی پرده اول:
- از نظر اخلاقی، این گونه سخن گفتن از مصادیق گفتمان نفرتآمیز (hate-like speech) و نقض کرامت انسانی، است که نتیجه آن، خوارکردن یک ملت («بیریشه»، «شترسواری»، «زندگی قبیلهای») ، تحقیر هویتی («اماراتیها») و تحقیر فرهنگی («قبیلهای»، «شترسواری») است.
پرده دوم:
وقتی ما یک فرد یا یک جمع/کشور را تحقیر، مسخره یا سرزنش میکنیم، چند فرآیند مهم در سطح فردی و جمعی فعال میشود. من تنها به بیان پیامدهای آن در سطح اجتماعی میپردازم:
الف) فعالشدن «همبستگی دفاعی»
وقتی یک گروه احساس کند به صورت جمعی تحقیر شده است، معمولاً بیشتر یکدست و متحد میشود.
این پدیده در جامعهشناسی «solidarity under threat» نام دارد. در نتیجه: مردم از سیاستها یا رفتارهایی که قبلاً نقد داشتند، دفاع میکنند و گروه، هویت خود را محکمتر میچسبد.
ب) ایجاد چرخه دشمنی (Out-group hostility)
تحقیر یک گروه، به شکلگیری این ذهنیت کمک میکند: «آنها ما را کوچک میکنند، پس ما نیز نباید به آنها اعتماد کنیم.»
ج) کاهش احتمال تغییر یا اصلاح
تحقیر بیرونی باعث میشود گروه از وضع موجود بیشتر دفاع کند.
جمعبندی پرده دوم
تحقیر و سرزنشهای اینچنینی در عمل کشور امارات را به سوژه مناسبتری برای جذب همکاری با آمریکا و اسرائیل تبدیل میکند!
پرده سوم: چرا عضو کمسیون امنیت ملی خلاف امنیت ملی عمل میکند!
چگونه باور کنیم که فردی که هیچ مسئولیت اجرایی در کشور ندارد، حق دارد کشور دیگری را به بازگشت به «دوران شتر سواری» تهدید کند؟ این شبیه به سخن یاوهای (bullshit) نیست که دونالد ترامپ درباره ایران بر زبان رانده است؟ عجیب نیست؟ انسان در نبود اخلاق به دشمنش شبیه میشود!
بنابراین، من صدا و سیما را در دعوت، تشویق (خندهها و تاییدهای مجری) مقصر میدانم و گمان میکنم با این عملکرد غیر اخلاقی و نابخردانه در برابر وحدت ایرانیان در دفاع از کشور، ناسپاسی میکند.
پایان