در دنیای امروز که هوش مصنوعی (AI) نقش پررنگتری در تصمیمگیریهای کسبوکار، بازاریابی و تعامل با مشتریان ایفا میکند، برندها نیز ناگزیرند خود را با این تغییرات تطبیق دهند. دیگر برند تنها یک لوگو یا شعار نیست؛ بلکه یک شخصیت دیجیتال است که در تعامل با کاربر، بهشکل بیوقفه در حال یادگیری، شخصیسازی و واکنش به نیازهای اوست. این مقاله به بررسی نقش هوش مصنوعی در شکلگیری شخصیت برندها میپردازد و با مثالهایی از برندهای ایرانی و بینالمللی، نگاهی تخصصی و عمیق به این تحول خواهد داشت.

برندینگ مجموعهای از اقدامات استراتژیک برای ساخت، تثبیت و مدیریت درک مشتری از یک کسبوکار است. شخصیت برند (Brand Personality) شامل ویژگیهایی انسانی است که به برند نسبت داده میشود: آیا برند شما شوخطبع است یا جدی؟ هوشمند است یا سنتی؟ مهربان است یا حرفهای و مقتدر؟
مطابق نظریهی «آکر» (Aaker, 1997)، شخصیت برند شامل پنج بعد اصلی است: صداقت، هیجان، شایستگی، پیچیدگی و قوی بودن. هوش مصنوعی به برندها کمک میکند تا این شخصیتها را زنده و پویا نگه دارند.
هوش مصنوعی با قابلیتهایی مثل یادگیری ماشین (ML)، پردازش زبان طبیعی (NLP)، بینایی ماشین و سیستمهای توصیهگر، به برندها امکان میدهد تا:
شخصیسازی عمیق تجربه مشتری: پیشنهادات دقیقتر، پیامهای سفارشیشده و تعاملات واقعیتر
تحلیل احساسات کاربران: از طریق دادههای متنی و صوتی (کامنتها، بازخوردها، تماسها)
ایجاد گفتوگوهای انسانی: چتباتها و دستیارهای هوشمند که صدایی خاص و شخصیتمند دارند
تحلیل و تطبیق هویت برند با جامعه هدف: از طریق دادهکاوی شبکههای اجتماعی و رفتاری
کوکاکولا با استفاده از هوش مصنوعی در کمپینهای تبلیغاتی خود، پیامهای احساسی شخصیسازیشده تولید میکند. الگوریتمهای NLP کمک کردهاند تا هر تبلیغ، متناسب با فرهنگ، زبان و روحیات منطقهای ساخته شود و برند حس «دوستی و شادی» خود را حفظ کند.
شخصیت برند نتفلیکس «هوشمند، سرگرمکننده و درککننده» است. الگوریتم توصیهگر نتفلیکس نهتنها پیشنهادهای دقیق ارائه میدهد، بلکه با طراحی UX، لحن پیامها و حتی انتخاب تصاویر، این شخصیت را تقویت میکند.
جغد سبز معروفِ دولینگو، با هوش مصنوعی و گیمیفیکیشن، لحنی شوخطبع و گاهی طعنهآمیز پیدا کرده است. رفتار این شخصیت از طریق تعاملات کاربر و الگوریتمهای یادگیری تطبیقی تنظیم میشود.
با استفاده از تحلیل دادهها و سیستم توصیهگر، دیجیکالا تجربهای شخصیتر خلق کرده است. محتوای پیشنهادشده، چیدمان صفحات، و حتی پیشنهادهای ایمیلی، به نحوی طراحی شدهاند که برند را «هوشمند، قابل اعتماد و دقیق» جلوه دهند.
اسنپ با تحلیل رفتار کاربران، نرخگذاری پویا، پیشنهاد مکان و زمان بهتر سفر و حتی پاسخهای خودکار در پشتیبانی، شخصیتی «کارآمد و سریع» برای برند خود ایجاد کرده است.
با استفاده از چتباتها و هوش مصنوعی در سیستم پرداخت و خدمات مالی، برند هفتهشتاد شخصیت «ساده، در دسترس و آیندهنگر» پیدا کرده است.
ناهمگونی دادهها: دادههای نادرست یا ناقص، ممکن است شخصیت برند را غیرواقعی یا متناقض جلوه دهد.
افراط در شخصیسازی: ممکن است کاربران را احساساتی یا نگران از رصد شدن کند.
شفافیت: کاربران باید بدانند که در حال تعامل با AI هستند.
مسئولیت اجتماعی برند: الگوریتمها ممکن است تعصبات انسانی را بازتولید کنند (bias).
در دنیای امروز، برندها دیگر پوسترهای چاپی یا تبلیغات تلویزیونی نیستند. آنها موجوداتی زنده، شخصی و همیشه در حال تغییرند. هوش مصنوعی این پویایی را ممکن ساخته و به برندها اجازه داده است تا شخصیت خود را بسازند، حفظ کنند و تکامل دهند.
برای موفقیت در این مسیر، کسبوکارها باید:
تعریف دقیقی از شخصیت برند خود داشته باشند
الگوریتمهای هوشمند را همسو با هویت برند طراحی کنند
به صورت مداوم دادهها را تحلیل و اصلاح نمایند
Aaker, J. L. (1997). Dimensions of Brand Personality. Journal of Marketing Research.
IBM Institute for Business Value (2023). AI and Customer Experience.
Harvard Business Review (2024). The Brand Personality in the Age of AI.
دیجیاتو، مقاله «هوش مصنوعی در دیجیکالا»، 1402
رسانه کلیک، بررسی الگوریتم قیمتگذاری اسنپ، 1401
وبلاگ رسمی نتفلیکس و دولینگو