
آنقدر از نوشتن این متن بدم میآمد که دادم هوش مصنوعی بنویسد؛ اما موضوع آنقدر مهم است که نمیشود سکوت کرد
اعتراف میکنم: خودم حوصله نوشتن این متن را نداشتم. نه از آن جهت که موضوع مهم نیست؛ اتفاقاً دقیقاً برعکس. آنقدر از دیدن بعضی تناقضها و بیپاسخ ماندن سؤالهای ساده خسته شدهام که ترجیح دادم هوش مصنوعی این متن را بنویسد تا شاید کمی از حرارت ماجرا کم شود.
اما سؤال همچنان پابرجاست.
وقتی یک شهروند وارد سامانه پلیس فتا میشود تا درباره یک تخلف اینترنتی شکایت ثبت کند، انتظار دارد با فهرستی کامل و واقعی از پلتفرمهایی مواجه شود که مردم در آنها فعالیت میکنند. در این فهرست نام پیامرسانهایی مانند تلگرام و واتساپ دیده میشود؛ اما نام «بله»، یکی از شناختهشدهترین پیامرسانهای داخلی، جایی در میان گزینههای قابل انتخاب ندارد.

واقعاً چرا؟
اگر یک پلتفرم داخلی آنقدر بزرگ و پرکاربر است که هزاران کانال، گروه و کسبوکار در آن فعالیت میکنند، چطور ممکن است در سامانه ثبت شکایتهای اینترنتی، اساساً گزینهای برای شکایت از آن وجود نداشته باشد؟
این در حالی است که در همین پیامرسان، مانند هر فضای آنلاین دیگری، کانالها و گروههایی فعالیت میکنند که برخی کاربران نسبت به عملکرد آنها اعتراض دارند؛ از تبلیغات گمراهکننده گرفته تا فعالیتهایی که شائبه کلاهبرداری یا سوءاستفاده مالی درباره آنها مطرح شده است.
برای نمونه، درباره مجموعهای با عنوان «گروه سرمایهگذاری آرا» انتقادهایی از سوی برخی کاربران مطرح شده است؛ از جمله اینکه مبالغ قابل توجهی برای مشاورههای مالی دریافت میشود، اما خدمات ارائهشده از نگاه برخی مشتریان با وعدههای اولیه همخوانی ندارد. طبیعی است که بررسی صحت این ادعاها وظیفه مراجع قانونی است، اما سؤال مهمتر این است: مسیر رسیدگی رسمی به چنین اعتراضهایی کجاست؟
وقتی کاربر حتی نمیتواند نام پلتفرمی را که این فعالیت در آن انجام شده در سامانه شکایت انتخاب کند، احساس بیپناهی و سردرگمی کاملاً قابل انتظار است.
مشکل فقط یک گزینه در یک فرم اینترنتی نیست. مسئله، اعتماد عمومی است.
اگر برای یک پیامرسان خارجی مسیر شکایت مشخص است، اما برای یک پیامرسان داخلی که قرار است جایگزین نمونههای خارجی باشد، چنین مسیری شفاف نیست، این تناقض چگونه باید برای کاربر توضیح داده شود؟
از طرف دیگر، در میان کاربران این نگرانی نیز وجود دارد که برخورد با برخی کانالها و مجموعههایی که توان مالی و تبلیغاتی بیشتری دارند، همیشه به نتیجهای که انتظار میرود منجر نمیشود. این موضوع یک ادعاست و نیازمند پاسخ و شفافسازی رسمی است، اما صرف وجود چنین تصوری در جامعه کاربران، زنگ خطری برای اعتماد است.
پرسش سادهای وجود دارد:
اگر قرار است مردم از پیامرسانهای داخلی استفاده کنند، آیا نباید همان سطح از حمایت، نظارت و امکان شکایت رسمی درباره آنها نیز وجود داشته باشد؟
کاربر نباید هنگام انتخاب یک پلتفرم داخلی، احساس کند اگر مشکلی پیش آمد، راه پیگیری سختتر یا مبهمتر از همیشه است.
شفافیت، پاسخگویی و امکان شکایت، امتیاز اضافی نیست؛ حداقل انتظاری است که از هر بستر ارتباطی فراگیر وجود دارد.
واقعاً چرا؟