چند روزی که نت جهانی قطع شده، همه چیز بهم ریخته. گوگل نداریم، ایمیل نداریم، شبکههای اجتماعی که هیچ، داخلیها هم یکطرفه شده. تنها تماس تلفنی مقدور است. بلاگفا و بیان غقدسترسند و شاید فقط ویرگول فعال باشد.
بیش از خودم، برای هفتادیها و هشتادیها ناراحتم. به این بچهها خیلی فشار آمده. چیزهایی ازشان میخوانم که گویی از همه چیز ناامیدند. موسیقی و سریال و فیلم دلخواهشان را ندارند و روتین روزانهشان بهم ریخته. اینستا و تلگرامشان را ندارند و حالشان گرفته است.
حق شما جوانها این نیست، ولی حق چیست؟ نسبتش با واقعیت روی زمین چیست؟ عزیز دل، این برادر بزرگتر تو حاضرست صبح تا شب بدود ولی اینترنت تو قطع نشود. اما فراموش نکن که چه بودیم و چه هستیم. یک روزگاری درین کشور برق نبود، هر چندتاخانه یکی شان خط تلفن داشت، برای داشتن سادهترین خوراکیها باید ساعتها در صف می ایستادی تا مثلا دو شیشه شیر بهت برسد. الان این چیزها حق مسلم توست و از نداشتنش تصوری نداری. اما آدمهایی زحمت کشیدند، آسیب دیدند، حتی مردند تا امروز موسیقی دلخواهت را بشنوی!
عزیز دل، مراقب دل خودت باش و بدان که زندگی خیلی خشن است. گرگها و آدمخوارها در کمین خاک و فرهنگ تو نشستهاند. واقعیتها را فراموش نکن و محکم باش. این روزها میگذرد. مطمئن باش که اگر لازم باشد، جانِ من و امثال من بفدای توست!