ویرگول
ورودثبت نام
حمیدرضا مازندرانی
حمیدرضا مازندرانیخالق محتوا، کد و هوشمندی!
حمیدرضا مازندرانی
حمیدرضا مازندرانی
خواندن ۶ دقیقه·۴ سال پیش

نیم‌نگاهی به آن چه که محمدرضا شعبانعلی گفت


ماجرا چیست؟

عکس زیر رو محمدرضا شعبانعلی در اینستاگرام استوری کرده بود؛ و البته در این لینک توضیحات کامل رو درباره این مصاحبه یا بهتره بگیم گفتگوی صمیمانه ارائه کرده.

اگه محمدرضا شعبانعلی رو نمی‌شناسید در اینجا خودش رو معرفی کرده. برای خودِ من که در زمینه هوش مصنوعی و شبکه‌های بی‌سیم کار می‌کنم، ایشون رو بیش از هر چیز به عنوان معلّمی که در رو به روی مفهوم سیستم‌های پیچیده واسم باز کرده می‌شناسم (لینک معرفی کتاب)؛ البته از مطالب سایت متمم و روزنوشته‌ها هم تا الان بسیار بهره برده‌ام و به همین جهت تصمیم گرفتم برداشت‌های خودم رو از این گفتگو بنویسم تا شاید سایرین ترغیب بشن که این گفتگو رو به طور کامل دنبال کنن.

سلب مسوولیت: این نوشته خلاصه گفتگو نیست و تنها برداشت‌های (همراه با بایاسِ) من از بخش‌هایی از مصاحبه رو بازتاب می‌کنه. اگر چه سعی کرده‌ام سخنانی که به طور مستقیم از آقای شعبانعلی نقل شده رو داخل کادر یا گیومه بیارم. با این حال پیشنهاد می‌کنم برای ارجاع‌دهی به فایل صوتی رجوع کنید.


مدل ذهنی یک ذهن پیچیده

شاید جذاب‌ترین بخش گفتگو سخنانی باشه که مدل ذهنی ایشون رو به مخاطب میشناسونه. در ادامه به مواردی فهرست‌وار اشاره می‌کنم:

  • تاکید بر نقش شانس و تصادف در شکل‌گیری رویدادهای زندگی به طوری که چند بار صحبتی با این مضمون مطرح شد که ممکن بوده زندگی ایشون و ماجراهاش طور دیگه‌ای رقم بخوره.
  • اشاره‌ به نقش تنش‌گریزی و "تابع [سلسله‌مراتب] بودن" در پیشرفت کاری. مثلاً چند سال طول کشیده تا این جرات رو پیدا کنه به مدیرش بگه می‌خواد ارشد بخونه.
  • تفکر بازی بی‌نهایت رو میشه در صحبت‌های آقای شعبانعلی به روشنی دید (بازیِ چی؟!). مثلاً اونجا که میگه ماموریت متمم پولدار کردن ما نبوده بلکه این بوده که sustainable (پایدار) باشه. تاکید چندباره بر روی یادگیری خودجوش و تمام‌عمر هم مزید بر علته.
در دنیای امروز نمیشه جز با خودیادگیری [سلف‌لرنینگ] موفق شد.
  • استفاده فراوان از قوانین مرتبه دو (قوانین که الزاماً درست نیستن اما مفیدن؛ اطلاعات بیش‌تر) برای مثال: پیام واتس‌اپی که شماره‌اش ذخیره نشده رو باز نمی‌کنه.
  • به دنبال تعادل نبودن: "هر کس نمیفهمه چه خاکی به سرش بریزه، میگه همه چی مساوی!" یا "تعادل انتخاب بزدل‌هاست".

خودت باش و همان را بهبود بده!

برداشت من از نظرات محمدرضا شعبانعلی در زمینه برند شخصی این بود که برند شخصی رو یک محصول فرعی میدونه و نیازی نمی‌بینه که ازش صیانت کنه. از نگاه ایشون فقط کافیه که یک سری اصول و ارزش رو رعایت کنیم. اما ارزش‌های خود شعبانعلی چیست:

  • نگاه بلندمدت به تبعات تصمیم‌ها
  • استفاده نکردن از پنجره فرصت‌های مقطعی

در همین حین، مفهوم سلسله‌مراتب ارزش‌ها رو مطرح کرد مثلاً آیا حاضریم سلامتمون رو فدای آرامش کنیم یا آرامش رو فدای سلامت؟ و البته تاکید کرد که پرداختن به این دوگانه‌ها خیلی سخته...

در جایی از بحث هم چنین گفت: "یه سری از آدم‌هایی که از اقبال عامه برخوردارن به این نتیجه رسیدن این [اقبال عامه] یک دارایی پایدار نیست" در نتیجه استفاده‌های شتاب‌زده ازش می‌کنن.


در پاسخ به این که نقاط قوت خودش رو چی می‌دونه به دو مورد اشاره کرد:

- پشتکار بالا و تمرکز

- استفاده درست از آنالوژی (مثلاً سیستم فروش بلیط چارتر هواپیما و فروش اینترنت رو یکی میدونه) که حدس خود من اینه مطالعه در زمینه‌ی سیستم‌های پیچیده این جهان‌بینی رو ایجاد کرده.

اما نقاط ضعف اصلی شعبانعلی چیست: نقاط ضعفش رو در کارهای اجرایی می‌دونه و این‌که واکنش‌های احساسی نشون میده. واقعیت اینه که خود من گاهی از پاسخ‌های تندش در روزنوشته‌ها شوکه شده‌ام!

اما راهکار آقای شعبانعلی برای مواجهه با این نقاط ضعف بدین صورته که گاهی کارهایی از جنس اجرایی یا با بار احساسی رو به دیگران واگذار می‌کنه (برای مثال تیم فنی متمم). البته خودش تاکید داره که اختیار رو میشه تفویض کرد اما مسئولیت رو نه.


سایت متمم: یک الگو در عصر آموزش مجازی

سایت متمم در تقابل با آموزش فیزیکی شکل گرفته تا نیاز نباشه "یک روضه ثابت بارها خونده بشه". همچنین این شیوه آموزش مبتنی بر فرامتن (هایپرتکست) بنا شده یعنی هر فرد به تناسب شرایطش میتونه روی لینک‌هایی در متن کلیک کنه تا اطلاعات بیش‌تری کسب کنه. البته در خلال گفتگو به ظهور فناوری آموزش فراویدئویی هم اشاره میشه و این که اگه فناوری‌اش به بلوغ برسه متمم میره سراغش. فراویدئو هم مشابه فرامتن هست متنها در یک فضای چندرسانه‌ای.

در تکمیل این نگرش خردمندانه‌ی آقای شعبانعلی، به نظر من هم روز به روز وزن منتورشیپ و حل مسئله در فرآیند آموزش نسبت به خود تدریس بیش‌تر میشه.

درباره‌ی آینده‌ی متمم چنین عنوان شد که "ما چشم‌انداز نداریم بلکه چارچوب داریم". یادمه این دیدگاه رو جادی هم درباره زندگی شخصی خودش داشت و به نظرم خیلی مفیده چون دنیا و به ویژه ایران پر از ابهام و عدم قطعیته.

یکی از چارچوب‌های سایت متمم این گونه افشا شد: یک کامیونیتی بیش‌تر از فراگیری (inclusion) با کنار گذاشتن (exclusion) تعریف میشه.

در تاریخ هم هر حرکت ارزشمندی که انجام شده به همون اندازه که گفته بیاین تو، به همون اندازه گفته نیاین تو!

یک شاخص جالب با الهام از تحلیل تکنیکال بازار برای سنجش عملکرد متمم معرفی شد که به نظرم برای هر شرکت و فردی میتونه مورد استفاده قرار بگیره: مقایسه میانگین کوتاه‌مدت و میانگین بلندمدت در یک زمینه خاص (مثلاً تعداد بازدیدکننده‌های سایت در یک ماه و یک فصل گذشته). اگه اولی بیشتر باشه معنیش اینه که اون سیستم در حال رشده.


نگاه به آینده: بریم یا بمونیم؟

از نظر شعبانعلی مهاجرت یه تصمیم شخصیه و ارزشی نیست! اما از دیدگاه ملّی، یه معنای ارزشی داره که میتونه کاهش دادنش تنها هدف یک دولت باشه. این دیدگاه که یک مفهوم رو در سطوح مختلف فردی و اجتماعی مجزا می‌بینه از پایه‌های تفکر سیستمیه که مشابهش رو قبلاً در متمم خونده بودم: مفهوم قناعت که در سطح فردی پسندیده است اما در سطح اجتماعی نه.

اما درباره مهاجرت دو نکته کلیدی گفت:

- برای یک بار هم که شده تصمیم به رفتن یا موندن رو مستقل از نتیجه‌اش نهایی کنیم و هر روز مرورش نکنیم. آخ زد به هدف!

- در کنار مهاجرت به تغییر اطرافیان هم میشه فکر کرد و این که داشته‌های نامشهودمان را ببینیم.


در مورد آینده نیز:

هنوز میشه یه کوچولو امید داشت

در توضیح این نگاه عنوان شد که: مرگ یک رویداد نیست، یک فرآینده. یکی از نشانه‌های مرگ اینه که اون ارگانیسم‌هایی که از بیرون تغذیه میشدن حالا به خود اون موجود حمله میکنن. برای مثال باکتری‌های روده پس از مردن یک انسان شروع میکنن به خوردن اندام‌های بدن. از نظر شعبانعلی فرآیند مرگ جامعه ما هنوز به انتها نرسیده...


احترام به پله‌های نردبانِ رشد فکری

وقتی میری یه پله بالاتر، بی‌احترامیه پله‌های پایین‌تر رو خراب کنی.

این سخن طلایی رو شعبانعلی درباره علی شریعتی به زبان آورد که شناخت عمیقی هم ازش داره. این سخن برای من تا حدی درباره دکتر هلاکویی عزیز و دوست‌داشتنی صادقه. پله‌های قبلی شما چه بوده یا می‌تواند باشد؟ خودِ محمدرضا شعبانعلی؟!


چند سخن پراکنده

در این گفتگوی چندساعته آقای شعبانعلی با آقایان کاکاوند، سلیمانی و آرامش، نکات فوق‌العاده ارزشمندی مطرح شد که پیشنهاد می‌کنم اگه این نوشته برای شما جالب بوده، حتما فایل ویدیویی را تماشا کنید یا فایل صوتی رو گوش کنید.

البته ای کاش در این گفتگو یک خانم نیز حضور می‌داشت تا همگام با مگاترند (اَبَرروند) پررنگ شدن حضور زنان در جامعه باشه که خود آقای شعبانعلی بهش اشاره کرد.

از بین آن‌چه گفته شد (تازه خیلی صحبت‌های پرمعنا هم از سوی مصاحبه‌کنندگان مطرح شد) سه مورد زیر رو من اشاره‌وار مطرح می‌کنم و این نوشته رو به پایان می‌برم:

  • پیشنهاد شد که یه درصدی از وقتمون رو به یادگیری صِرف و بدون هدف اختصاص بدیم (عدد ۱۷ درصد هم ذکر شد که متوجه نشدم شوخی بود یا جدی). یک جور کاوش خالص که شدیداً باهاش موافقم!
  • در اهمیت نوشتن برای تثبیت حافظه: ایشون ۱۲ ساله که هر شب داره گزارش روزانه برای خودش مینویسه.
  • به ادعای آقای شعبانعلی وقتی یه کتاب رو خلاصه می‌کنیم، عملاً مجموعه‌ای از معلومات و محفوظات جمع میشه و یادگیری رخ نمیده؛ در حالی که مطالعه‌ی یک کتاب ما رو با روش و مدل ذهنی نویسنده آشنا می‌کنه.
بلوط، دن آریلی و سایرین (منبع: روزنوشته‌های محمدرضا شعبانعلی)
بلوط، دن آریلی و سایرین (منبع: روزنوشته‌های محمدرضا شعبانعلی)





محمدرضا شعبانعلیمتمممدل ذهنیمصاحبهآموزش مجازی
۶۷
۲۶
حمیدرضا مازندرانی
حمیدرضا مازندرانی
خالق محتوا، کد و هوشمندی!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید