ویرگول
ورودثبت نام
حمیدروحی
حمیدروحیکارشناسی ارشد فیزیک هسته ای-سرپرست دفترفنی در زمینه خطوط انتقال نفت و گاز و آب -علاقه‌مند به کاوش در ژرفای زندگی و معنا
حمیدروحی
حمیدروحی
خواندن ۲ دقیقه·۱۴ ساعت پیش

وقتی جهان در چشم‌های ما شکل می‌گیرد

بزرگ‌ترین شوک فیزیک جدید به انسان چه بود؟ این نبود که فهمیدیم زمین دور خورشید می‌گردد، یا اینکه جهان در حال انبساط است. بزرگ‌ترین شوک در مقیاس‌های بسیار کوچک اتفاق افتاد؛ جایی که فیزیک کوانتوم متولد شد و به ما گفت: جهان، تا زمانی که به آن نگاه نمی‌کنی، یک احتمال محض است.

در فیزیک کلاسیک نیوتنی، همه چیز مثل چرخ‌دنده‌های ساعت، منظم، قطعی و پیش‌بینی‌پذیر بود. اگر سرعت و مکان یک گلوله را می‌دانستیم، آینده‌اش دقیقا معلوم بود. جهان نیوتنی، جهان قطعیت‌ها بود. اما کوانتوم، این آرامش ظاهری را به هم ریخت.

در دنیای کوانتوم، ذرات ریز سازنده‌ی من و شما، تا زمانی که مشاهده یا اندازه‌گیری نشوند، در یک حالت بلاتکلیفی عجیب به سر می‌برند. آن‌ها هم‌زمان هم هستند و هم نیستند، هم اینجا هستند و هم آنجا. به این پدیده‌ی شگفت‌انگیز ابرپوزیشن (Superposition) می‌گویند؛ حالتی شبیه به سکه‌ای که در حال چرخیدن روی هواست؛ تا زمانی که روی زمین ننشیند و دستمان را رویش نگذاریم، نه شیر است و نه خط، بلکه ترکیبی احتمالاتی از هر دو است.

اما به محض اینکه ناظر (ما) نگاهش را به سمت ذره برمی‌گرداند، این موج احتمالات فرو می‌پاشد و ذره مجبور می‌شود یک هویت مشخص، یک مکان مشخص و یک واقعیت قطعی به خود بگیرد.

این یعنی چه؟

شاید عمیق‌ترین و دلنشین‌ترین برداشت از فیزیک کوانتوم همین باشد: واقعیت، بدون حضور ما کامل نیست. جهان، یک تئاتر از‌پیش‌نوشته‌شده نیست که ما فقط تماشاچی‌اش باشیم؛ ما با نگاه کردنمان، با حضورمان و با انتخاب‌هایمان، در حال آفریدن و شکل دادن به تار و پود این واقعیت هستیم.

شگفت‌انگیزتر از آن، پدیده‌ی درهم‌تنیدگی کوانتومی (Quantum Entanglement) است؛ جایی که دو ذره که یک‌بار با هم ارتباط داشته‌اند، حتی اگر فرسخ‌ها و سال‌های نوری از هم دور شوند، باز هم به‌طرز آنی و بدون هیچ تاخیری با هم هماهنگ می‌مانند. تغییری در یکی، فورا وضع دیگری را در آن سوی جهان تغییر می‌دهد. آلبرت انیشتین این پدیده را اقدام شبح‌وار در فاصله می‌نامید، چرا که از سرعت نور هم فراتر می‌رفت. این پدیده به ما یادآوری می‌کند که شاید در عمیق‌ترین لایه‌های این عالم، همه چیز به هم متصل است و هیچ فاصله‌ای، ارتباط واقعی را از بین نمی‌برد.

فیزیک جدید به ما یاد داد که برای درک جهان، باید غرور همه چیز را فهمیدن را کنار بگذاریم. جهان در مقیاس کوانتومی، شبیه به شعری است که با هر بار خواندنش، معنای تازه‌ای پیدا می‌کند. ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که پایه و اساسش نه بر سنگ و آهن سخت، بلکه بر موجی از احتمالات، روابط و پیوندهای نادیدنی بنا شده است.

پس هر بار که به آسمان شب نگاه می‌کنی یا به دست‌های خودت خیره می‌شوی، یادت باشد: تو فقط یک تماشاچی در گوشه‌ای از این جهان نیستی؛ تو همان ناظری هستی که با بودنت، به این دنیای پر از احتمال، معنا و واقعیت می‌بخشی

جهان
۰
۰
حمیدروحی
حمیدروحی
کارشناسی ارشد فیزیک هسته ای-سرپرست دفترفنی در زمینه خطوط انتقال نفت و گاز و آب -علاقه‌مند به کاوش در ژرفای زندگی و معنا
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید