تبدیل نمازخونه، به خوابگاه مسافران...

... یه مطلبی هم در مورد نماز عرض کنم؛ من اخیراً دیدم و خودم شاهدش بودم که قطارهای مسافربری، برای سوار کردن مسافر در ایستگاه ها، کش می دن و طوری تنظیم شده زمان ها که فرصت ایجاد می شه و مشکلی هم پیش نمی آد اما در مورد نماز و زمان نماز، به نظر می رسد بیشتر، رفع تکلیف است؛ چراکه طوری عمل می شود که همراه با اضطرابه؛ یه سوت قطار کشیده می شه، چندین بار با بلندگو گفته می شه؛ اون هم با وضع نابسامان سرویس های مثلاً! بهداشتی. بعدش هم که برخی درارو سریع می بندند؛ یعنی توی مسافر مثلاً سالن 3 هستی می آن درِ سالن 3 رو می بندند 4 را هم  5 را هم 6 را هم و 7 را هم و تو مجبوری با راهنمایی! و اطلاع مسؤولان قطار! مثلاً از درِ سالن 8 وارد قطار بشی و تا سالن و واگن سوم که کوپه ات اونجاست، در یه باریکه ای هی بری جلو؛ هی رو به رو بشی با سایر مسافران؛ هی ببخشید ببخشید بگی تا به کوپه ات برسی. در زمان نماز هم که در هر کوپه، از سی چهل نفر مسافر مثلاً پنج شش نفر برای نماز پیاده می شن. یه چیزی هم که در مورد همین موضوع نماز در مسافرت ها حال من یکی رو خراب می کنه، اینه که می ری نمازخونه راه آهن یا فرودگاه نماز بخونی، می بینی یه عده اون ور خوابیده اند و کیف و ساک و کفشاشون هم بالای سرشونه و بوی جوراب، همه جا پیچیده؛ خب برای این باید یه فکری بکنن. با این کفش بردن داخل مسجد یا نمازخونه هم که به شدت مخالفم؛ یعنی طرف، با کفش می ره دستشویی؛ کفشاشو، با خودش می آره داخل نمازخونه! این همه هزینه، بعضاً برای زیباسازی فضای داخل نمازخونه ها می شه، آیا در کنار آن، نمی شه یه نفری رو گذاشت در ورودی نمازخونه یا اینکه قفسه کلیدداری تعبیه کرد؟...