فضولی...

کنجکاوی بیش از حد و درواقع، فضولی و سرک کشیدن و سر درآوردن از همه چیز زندگی مردم هم از عادات بیشتر ما ایرانیان است؛ یه روز، یکی از همسایه مان، سرکوچه منو گرفت؛ گفت: حقوقت با خرجت خوب همخوانی داره؛ نه؟! کلی مطالب گفت در مورد هزینه های زندگی ام؛ در مورد درآمدم، اطلاعات دقیقی! ارائه کرد؛ در مورد ایاب و ذهاب، آمار دقیقی داد طوری که من تصور کردم مثل یه حسابدار ماهر، بیلان مالی سالیانه منو رصد کرده و درآورده! یعنی بیشتر ما ایرانیان اینجوری هستیم؛ عادت داریم و دوست داریم به حساب و کتاب همدیگه برسیم؛ تعداد زن دایمی، زن صیغه ای، تعداد فرزندان، تعداد خاله، تعداد عمه، تعداد باغ، حیاط، آپارتمان، وسیله نقلیه، حساب بانکی، چه قدر سود بانکی می گیریم و حتی اگر شده تعداد تخم مرغ های داخل خونه و کلاً آمار خیلی چیزها باید دستمون باشه. بعضی از این فضولی های بی حد و حصر هم چه بسا منجر به دروغگویی های طرف مقابل می شه؛ چرا باید پرسشی بکنیم که طرف دوست نداره جواب بده و ممکنه برای کم نیاوردن، دروغ هم بگه؟ تا می شینی کنار یه نفر، شروع می کنه به بازرسی؛ کجا کار می کنی؟ حقوقت چه قدره؟ ازدواج کردی؟ چندتا بچه داری؟ بیمه هستی؟ بیمه کجا؟ مدیر سازمانتون کیه الآن؟ راستی کجا می شینید شما؟ سنتان چه قدره؟ ماشینتون چیه؟ خونه تون آپارتمونیه یا حیاطه؟ اجاره نشین هستین یا خونه دارین خودتون؟ خانموتون خانه داره یا کارمنده؟ و این سؤال ها تمومی نداره... بیشتر ما ایرانی ها، در آشنایی های اولیه در محل کار، در مسیر مسافرت ها، در یه نشست موقت در جلسات، در مهمانی ها، در صف های مختلف انتظار و...از این نوع سؤالات می کنیم و این، یکی از عادات زشت بیشتر ما ایرانی ها است.