معبرهای صوری نابینایان و اهمالکاری شهرداران...

... در تعطیلات نوروزی سال جدید، برای گردش، در مرکز چند استان حضور داشتیم؛ تصمیم داشتم خودمو یک نابینا تصور کنم و با این تصور، می خواستم تحقیق کنم و ببینم با چنین شرایطی، آیا در این شهر و در این مرکز استان که مسؤولانش در بیشتر مواقع هم خیلی ادعا دارند، به عنوان یک نابینا چه جوری می خوام بدون هیچ مشکل و خطری، یه راه رفتن ساده در بیرون و خیابون را به انجام برسونم؟ برای نابینا، راه مشخصی رو با کاشی برجسته در پیاده رو تعبیه کرده اند؛ تا اینجای کار، خوبه اما بعضاً می ری می ری بعدش می رسی به یه ماشین سواری که در پیاده رو جلوی هتل و درست، روی امتداد همین کاشی ها و معبر نابیناها پارک کرده اند! حالا این خوبه؛ می ری می ری می رسی به یه دالان شبکه های تأسیساتی، مانند برق و گاز و آب و مخابرات و امثال آن که یا درپوش نداره یا لق شده یا نصبش غیراصولیه؛ خب تازگیا هم که معمول شده بود این درپوشارو سرقت می کردن. در بعضی موارد هم می ری می رسی به یه شخص مکانیک که دل و روده ماشینو که درست روی همین معبرا پارک شده، ریخته بیرون و داره تعمیرش می کنه. من اخیراً یکی از این معبرارو ردیابی کردم رفتم رفتم رسیدم به یه صندلی سیمانی که شهرداری ها درست می کنن می ذارن پیاده روها و در فضاهای سبز؛ بعد اون هم یه خیابون بود که یه نیسان آبی رنگ هم پارک کرده بود و رفته بود؛ خب نابینا چیکار کنه؟ ول کن نبودم گفتم تحقیقم را کامل کنم از او طرف رفتم ببینم اون طرف این معبر به کجا ختم می شه رفتم رفتم تا اینکه به یه درخت کهنسالی که مماس با یه ساختمان کوچک نگهبانی هستش، رسیدم؛ خب این وضعیت این معبرا هستش که برای نابینایان تدارک دیده شده است!...