Working breakfast

بیشتر ما ایرانی ها، کارشناس تمام رشته ها هستیم! از بس سرگرمی و نشاط نداریم، منتظریم یه تصادفی، یه دعوایی چیزی بشه؛ بریم وایستیم تماشا کنیم و عکس بندازیم و نظر کارشناسی بدیم. خیره شدن هم از عادات زشت بیشتر ما ایرانیان است؛ با اینکه نگاه کردن به چشم دیگران موقع حرف زدن، یکی از روش‌های خوب برای برقراری ارتباط است اما وقتی منجر به خیره‌ شدن می شود، وضع فرق می کند. قطع حرف دیگران هم از عادات بد برخی از ما ایرانیان است؛ تازه، یه پوزش هم می خواهیم! حرف را قطع می کنیم و می گیم: ببخشید دارم حرفتو قطع می کنم؛ در جلساتش هم همینطوه؛ خب قطع نکن. حرف زدن با دهان پر هم از عادات بد بسیاری از ما ایرانیان هست و اومده اند یه صبحانه کاری هم گذاشته اند؛ یعنی داری صبحانه می خوری، از اون طرف، رییس جلسه می گه: بله، راجع به فلان چیز، نظرت چیه؟ اون هم یا باید سریع قورتش بده یا با دهان پر، نظر بده که به نظرم، صبحانه کاری یا ناهار و شام! کاری اینجوری، زیاد جالب نیست. صبحانه کاری که در فرهنگ غرب نیز رواج دارد و عبارت Working breakfast برای آن در زبان انگلیسی به کار برده می شود، بیشتر به واسطه زندگی صنعتی و مشغله هایی بوده که افراد مشهور، مانند: تجار، سیاستمداران، هنرمندان، مدیران و غیره دارند؛ در واقع، پرکار بودن یک یا دو طرف یک مذاکره یا گفتگو که در یک مقطع زمانی مشخص، ملزم به مذاکره هستند، می تواند ناگزیر، منجر به برگزاری یک صبحانه کاری شود. می خوام بگم صبحانه کاری، ویژه اون جاهایی و اون افرادی هستش که فرصت کافی ندارن؛ ما که این همه فرصت داریم در عرض یک هفته، 20 تا جلسه بذاریم و از این جلسه بیرون بیاییم وارد جلسه دیگر بشویم اون هم جلساتی که بعضاً خیلی طولانی می شن و بیشتر وقت جلسه، به خوش و بش کردن و تأیید کردن همدیگه و قدردانی از همدیگه صرف می شه، خب حتماً فرصتمون بیشتره دیگه که این همه جلسه برگزار می کنیم؛ پس صبحانه کاری واسه چیه؟ یکی از همکاران یه چیزی گفت خیلی حرف به جایی بود؛ گفت: اگه یه روزی از این جلسه ها فارغ بشیم، می شینیم یه کمی هم کار می کنیم...