
در این پست به بررسی چهار مورد از کاربردهای بهروز تکنولوژی در رفع مشکلات کودکان فلج مغزی پرداخته خواهد شد...
1- بازیهای نرم افزاری
یکی از چالشهای اساسی در زمینۀ توانبخشی کودکان فلج مغزی، عدم علاقه و تمایل آنها به انجام تمرینات توانبخشی است. بسیاری از کودکان بهدلیل عدم مشاهدۀ نتایج فوری و ملموس، تمایلی به انجام تمرینات با دقت و شدت کافی را ندارند که باعث کاهش اثربخشی درمانها میشود.
یکی از راهحلهای موثر، طراحی تمرینات توانبخشی بهصورت بازیهای جذاب کامپیوتری است. این نوع بازیها میتوانند انگیزۀ کودکان را برای انجام بهتر و با کیفیتتر تمرینات افزایش دهد. به علاوه، با بررسی حرکات بالاتنه و پایینتنۀ کودکان در این بازیها و جمعآوری دادههای لازم، میتوان با تحلیل دقیقتر عملکرد آنها را سنجید و بهبود بخشید.
برای ردیابی دقیقتر حرکات کودکان، میتوان از دوربین کنسولهای بازی مانند ایکسباکس استفاده کرد. این دوربینها حرکات کودکان را ثبت و اطلاعات را به درمانگر ارسال میکنند. به این ترتیب، امکان انجام تمرینات در خانه را به بیماران خواهد داد و درمانگر را قادر خواهد کرد از راه دور عملکرد کودک را بررسی و میزان مشارکت، سختی یا آسانی تمرینات و اثربخشی آنها را ارزیابی نماید. این رویکرد نه تنها تمرینات را جذابتر و موثرتر میکند بلکه امکان پیگیری مستمر و دقیقتر عملکرد کودک را نیز فراهم میآورد.
2- عینکهای واقعیت مجازی
همانطور که گفته شد دشواریهای انجام وظایف جسمی و شناختی میتواند روند درمان را برای کودکان فلج مغزی دشوار سازد. واقعیت مجازی بهعنوان یک تجربه همهجانبه و تعاملی تعریف میشود که کاربر را در محیط جذاب بازی درگیر و با شبیهسازی دنیای واقعی و ایجاد یک محیط تعاملی روند توانبخشی را انگیزشیترکرده و با افزایش اعتماد به نفس به بهبود عملکردهای حرکتی و شناختی کمک میکند. در واقع کودکان با قرار گرفتن در محیطهای مختلف و مقابله با شرایط سخت شبیهسازی شده، یاد میگیرند که نترسند و با خلاقیت و کنجکاوی بیشتری در موقعیتهای مختلف زندگی عمل کنند.
محیط بازیهای طرح شده را میتوان با توجه به سلیقه و میزان توانمندی کودکان شخصیسازی کرد. این ویژگی به درمانگران امکان میدهد که برنامههای تمرینی مناسب و مؤثری را طراحی کنند. با شخصیسازی این برنامهها و بازیها، کودکان میتوانند حرکات ظریفتری مانند گرفتن و رهاکردن اشیاء را بهتر از گذشته انجام دهند.
دسترسی راحت به این تکنولوژی از دیگر مزایای آن میباشد، چرا که علاوه بر برنامههای شخصیسازی شد انواع برنامههای توانبخشی از پیش تعیینشده در دسترس خواهند بود و به شرط نظارت یک درمانگر میتوان از آنها نیز استفاده کرد. از آنجایی که عینکهای واقعیت مجازی قابلیت استفاده در هر محیطی را دارند، میتوانند سرمایۀ خوبی برای این دسته از کودکان باشند.
3- ربات اگزواسکلتون
بهبود توانایی راهرفتن یکی از اهداف توانبخشی در کودکان مبتلا به فلج مغزی است. برای دستیابی به این مهم، کودکان به قدرت عضلانی مناسب، عصب دهی و استقامت خوب نیاز دارند. راهرفتن برای کودکان مبتلا به فلج مغزی به دلیل اختلالات حرکتی، مانند تغییر دامنۀ حرکتی، ضعف و اسپاستیسیته، نسبت به همسالان غیر معلول آنها زحمت بسیار بیشتری به همراه دارد. استفاده از ربات اگزواسکلتون (ربات خارجی) برای پیادهروی میتواند استقامت، ثبات و وضعیت بدن را بهبود بخشد. این روش یک تکنولوژی جدید و نوپاست و دانش رباتیک را همراه با تمرینات تکراری با شدت بالا برای بهبود تحرک بیماران مبتلا به اختلالات عصبی به کار میگیرد.
کودکان مبتلا به فلج مغزی از ابتدای تولد درگیر مشکلات حرکتی هستند و تا به حال الگوی سالم راه رفتن را تجربه نکردند. این رباتهای خارجی با کمک به مفاصل ضعیف کودکان، به یادگیری نوع جدیدی از الگوی راهرفتن به آنها کمک میکند. درحقیقت این وسیله باعث تصحیح الگوی راهرفتن در آنها میشود نه باز گرداندن تواناییهای فیزیکی. با وجود مزایای این روش هزینه بسیار بالای ساخت این تجهیزات استفاده گسترده از آنها را در حال حاضر محدود میسازد.
4- استفاده از هوش مصنوعی
هوش مصنوعی بهعنوان یکی از فناوریهای پیشرفته و همهجانبه، امروزه در بسیاری از علوم و موضوعات مختلف مورد استفاده قرار میگیرد. بهطور ویژه، یادگیری عمیق ماشین در زمینۀ توانبخشی کودکان مبتلا به فلج مغزی فواید زیادی دارد که در ادامه به بررسی برخی از آنها میپردازیم.
یکی از کاربردهای جدید و مهم هوش مصنوعی در این حوزه، تشخیص زود هنگام بیماری فلج مغزی در نوزادان است. محققان با تحلیل حرکات نوزادان از طریق ویدئوهای مختلف، هوش مصنوعی را آموزش دادهاند تا بتواند این بیماری را سریعتر و دقیقتر تشخیص دهد. این امر میتواند به آغاز سریعتر درمان و بهبود کیفیت زندگی نوزادان کمک کند.
هوش مصنوعی در طراحی بازیها و تمرینات توانبخشی نیز نقش مهمی ایفا میکند. با استفاده از دادههای جمعآوریشده، این فناوری میتواند به درمانگران در طراحی تمرینات مؤثر و هدفمند کمک کند. این بازیها و تمرینات نه تنها کودکان را ترغیب به مشارکت بیشتر میکنند، بلکه با توجه به توانمندیها و نیازهای هر کودک شخصیسازی میشوند.
هوش مصنوعی میتواند با پایش پیوسته وضعیت و پیشرفت کودکان به درمانگران اطلاعات دقیقی ارائه دهند. با تحلیل دادهها، هوش مصنوعی میتواند پیشبینیهای دقیقی دربارۀ اثرات درمان و نیازهای آیندۀ کودکان ارائه دهد. بازیهای تعاملی و محیطهای جذاب ایجاد شده توسط هوش مصنوعی میتواند انگیزۀ کودکان را افزایش داده و آنها را به ادامه تمرینات ترغیب کند.
نویسنده: آوین رضوانی | انجمن علمی حرکت