یادگیری مفهومی چیست؟
امروزهای فناوری های جدیدی وارد عرصه آموزش شده است که در تقابل با روش های سنتی ایجاد شده و کمک بزرگی به درک مفهومی مطالب درسی کرده است. برخلاف سالهای قبل دانش آموزان میتوانند فارغ از کتاب و حضور در کلاسهای حضوری با سیستم های نوین مانند هیبرید آموزش های مفهومی کسب کنند که موسسه حرف آخر پیشگام این موضوع بوده و برای کسب اطلاعات بیشتر میتوانید اینجا کلیک کنید.
اما چرا روش هاس سنتی تدریس دیگر جوابگوی نیاز آموزشی دانش اموزان نیست؟ چرا آموزش مفهومی تا این اندازه اهمیت پیدا کرده است؟
اصطلاح یادگیری مفهومی را می توان به عنوان درک یکپارچه از مفاهیم مهم توضیح داد. یعنی زمانی که فرد یاد می گیرد و به جای اینکه صرفاً حقایق را بیاموزد، بر درک مفاهیم حیاتی تمرکز می کند، این روش را یادگیری مفهومی می نامند. این شامل دانش آموزانی می شود که به جای استفاده از روش های سنتی موضوعات یادگیری، در تجارب یادگیری با کیفیت با مفاهیم و ایده های کلیدی شرکت می کنند.
این استراتژی آموزشی به قرار دادن اطلاعات در یک نظم منطقی کمک می کند تا بتوان مفاهیم جدید را با ارتباط دادن آنها با مفاهیمی که از قبل می دانستند، یاد گرفت و درک کرد. به این ترتیب آنها بهتر درک می کنند که چرا یک مفهوم مهم است و چگونه می توان آن را در موقعیت ها به کار برد. علاوه بر این، احتباس را تقویت کرده و به حفظ آن کمک می کند.
یادگیری مفهومی اولین بار توسط روانشناس شناختی جروم برونر تعریف شد و بلافاصله به یکی از راهبردهای اصلی در آموزش و یادگیری تبدیل شد. بسیاری از مربیان آموزش مفهومی و همچنین یادگیری مفهومی را برای دانش آموزان از نظر توسعه درک آنها از موضوعات موضوعی فواید بسیاری دارد. طبق نظر شیل و هاول (2011، 40)، قرار دادن فرآیند یادگیری در "تصویر بزرگ" به دانش آموزان اجازه می دهد تا موضوعات را "در سطحی بسیار عمیق تر" درک کنند.
اما آموزش مبتنی بر مفهوم چیست و چه مزایایی دارد؟ اریکسون (2008، 7) می گوید که دستورالعمل های مبتنی بر مفهوم، درک دانش را عمیق تر می کند و به دانش آموزان کمک می کند تا یادگیری خود را ساختار دهند. بنابراین، هنگامی که به دانشآموزان آموزش داده میشود که مفاهیم مستقل و بزرگ را به هم متصل کنند، مهارتهای تفکر انتقادی را توسعه میدهند، که در حین یافتن راهحلهای مرتبط برای مسائل جهانی کنونی بسیار مهم است (اریکسون 2008، 8). به گفته سازمان بینالمللی کارشناسی، یادگیری مفهومی فرصتهای بیشتری را نسبت به سایر روشها و رویکردهای تدریس برای ادغام موضوعات و ایجاد پیوند بین موضوعات مختلف فراهم میکند. علاوه بر این، دانش آموزان یاد می گیرند که دیدگاه ها را ارزیابی کنند و نظرات را تعمیم دهند. رویکرد مفهومی تفکر را در سطوح بالای طبقهبندی بلوم افزایش میدهد. (اریکسون 2012، 76. ) تفکر مرتبه بالاتر شامل دگرگونی اطلاعات و ایده ها است. این دگرگونی زمانی اتفاق میافتد که یادگیرندگان حقایق و ایدهها را ترکیب میکنند، تعمیم میدهند، توضیح میدهند، فرضیه میدهند یا به یک نتیجه، تعمیم یا تفسیر میرسند.
امروزه آموزش نسبت به گذشته برای جوانان رقابتی تر و پرتقاضاتر شده است. چالش هایی که جهان امروز با آن مواجه است، به عنوان مثال، بیکاری و شهرنشینی، نیازمند راه حل هایی جهانی است. از دانش آموزان انتظار می رود که به طور جهانی فکر کنند و مسائل مختلف را با ادغام بسیاری از رویکردها و موضوعات حل کنند. برادی (2004، 276) بیان می کند که مدرسه مدرن متأسفانه از دانش آموزان می خواهد که "واقعیت را متشکل از اطلاعات تکه تکه و نامرتبط ببینند". علاوه بر این، او مشاهده میکند که یکی از مهمترین مهارتهایی که کودکان در کلاس به دست میآورند، سازماندهی و ادغام آنچه میآموزند به منظور دیدن «تصویر بزرگ» است (برادی 2008، 65). چارچوب مفهومی پایهای است که بر آن یک برنامه درسی آموزش عمومی میتوان بنا کرد. به گفته بردی (2004)، این شیوه دستورالعمل فواید بسیاری برای دانش آموزان به همراه دارد. علاوه بر این، می تواند آگاهی آنها را در مورد آنچه به آنها آموزش داده می شود و آنچه که خواهند دانست، افزایش دهد. هنگامی که دانش آموزان در مورد نحوه یادگیری خود فکر می کنند، با توسعه فراشناخت خود، یادگیرندگان بهتری می شوند.
مک کوی و کترلین گلر (2004، 88) مشکل مرتبط با مشکلات مطالعه حقایق در کلاس را بدون درک مفاهیم بزرگتر مطالعه کردند. محققان به این نتیجه رسیدند که رویکردهای مبتنی بر مفهوم به دانش آموزان کمک می کند تا عملکرد خود را افزایش دهند. مک کوی و کترلین گلر (2004) از مدلی استفاده کردند که شامل سه بخش بود: 1) تعیین مفهوم توسط معلم، 2) توسعه یک سازمان دهنده گرافیکی، که نوعی نقشه ذهنی است که برای نشان دادن ارتباط بین حقایق استفاده می شود. مفاهیم یا ایده ها، 3) استفاده از مثال های خود دانش آموزان برای توسعه مهارت های تفکر انتقادی آنها. در نتیجه، نویسندگان ثابت کردند که استفاده از مدل مبتنی بر مفهوم در طول درس به دانشآموزان کمک میکند تا تنوع حقایق را ادغام کنند و همچنین موضوع را از منظرهای بسیاری درک کنند.
نمونه هایی از یادگیری مفهومی
یادگیری مفهومی همه چیز درباره ایده بزرگ و "چرا" است که یک مشکل را حل می کند. و بنابراین، این موثرترین تکنیک به ویژه در مورد موضوعاتی مانند ریاضی و علوم است که همه در مورد مفاهیم هستند.
در ریاضی: به دانشآموزان کمک میکند تا جداول، فرمولها و الگوریتمها را بهجای اینکه صرفاً به خاطر بسپارند، درک کنند. این شامل تمرینهای مختلفی برای کمک به دانشآموزان در کسب مهارتهای فزاینده در مهارتهای اساسی است.
در علم: ایجاد تصورات غلط در علم بسیار آسان است، اما اینها را نیز می توان به همین راحتی روشن کرد. تمرکز بر مفاهیم به شما کمک می کند تا با عملکردها، اصول و نظریه ها بهتر هماهنگ شوید.
مزایا و معایب
مزایای یادگیری مفهومی:
به جای حفظ کردن، درک را تشویق می کند، که برای مدت طولانی تری حفظ می شود.
این روش یک سیستم یادگیری پویا را تشویق می کند و تضمین می کند که یادگیری هم انعطاف پذیر و هم مستمر است.
محتوا ممکن است همیشه تغییر کند، اما مفاهیم یکسان باقی میمانند و بنابراین، یادگیری مفهومی به شما کمک میکند همیشه از مفهوم اولیه مطلع شوید.
شما بهتر می توانید اطلاعات تازه را با دانشی که قبلاً به دست آورده اید مرتبط کنید و در نتیجه حفظ آن را افزایش دهید.
معایب یادگیری مفهومی:
از طریق این سبک یادگیری، نسبت به روشهای سنتی، زمان و تلاش بیشتری برای کسب اطلاعات لازم است.
باید با توجه به توانایی های هر دانش آموز سفارشی و شخصی سازی شود.
و از آنجایی که مزایا بر معایب آن بیشتر است، ما می گوییم این یک تغییر خوب است و شما باید به آن بپردازید.
اهمیت یادگیری مفهومی چیست؟
یادگیری مفهومی آینده سیستم آموزشی ما است زیرا مفهومی است که دامنه زیادی برای اصلاح و تقویت جامعه ما دارد. و اگرچه قبلاً برخی از مزایای آن را دیدهایم، چند نکته دیگر وجود دارد که اهمیت آن را به شما ثابت میکند:
وقتی دانشآموزان درک مفاهیم را یاد میگیرند، به آنها کمک میکند بدانند چگونه یادگیری خود را در آینده بهتر به کار ببرند.
این رویکرد تفکر انتقادی و خود ارزیابی را تقویت می کند.
هنگامی که اطلاعات از طریق درک آموزش داده می شود، در صورت فراموشی، به راحتی قابل حفظ و بازآفرینی است.
هنگامی که دانش آموزان و معلمان درک مفهومی از مفاهیم دارند، شروع به ساختن نمونه خود می کنند. این به آنها کمک می کند تا هر مشکلی را در طول حرفه خود حل کنند.
همچنین آنها را قادر می سازد تا از آنچه آموخته اند استفاده کنند و از آن برای درک مفاهیم جدید استفاده کنند. این درک از روابط متقابل را توسعه می دهد.
چگونه معلمان می توانند تغییرات مفهومی را ترویج کنند؟
به عنوان یک معلم، مسئولیت ایجاد تغییر مثبت در عادات یادگیری دانش آموزان بر عهده شماست. و در اینجا چند راه وجود دارد که می توانید این تغییر مثبت را در آنها ترویج دهید:
درس خود را با تمرکز بر مفاهیم به جای واقعیات طراحی کنید.
قبل از دستورالعمل ها، ایده ها، انتظارات و توضیحات دانش آموزان را شناسایی و به آنها رسیدگی کنید.
با تسهیل تبادل نظر و به چالش کشیدن دانش آموزان برای مقایسه ایده هایشان، فرصت هایی را برای تکامل ایده های دانش آموزان فراهم کنید.
با برانگیختن تجربیات مربوط به مفهوم زمینه را فراهم کنید.
به دانش آموزان اجازه دهید و تشویق کنید تا از ایده های جدید خود در هر کجا که می توانند استفاده کنند.