در سالهای اخیر چیزی که در صحبت های برخی از مردم کشورم برایم آزار دهنده بود حس خودتحقیری در قبال اکثر مسایل بود. صحبتهایی مثل اینکه "ریشه اصلی تمام مشکلات مردم هستند"، "از ماست که بر ماست"، "ایرانی جماعت دزد و بی فرهنگه" و هزاران حرف مشابه دیگر. به عنوان شخصی که از کودکی کتاب های زیادی خوانده، فیلمهایی از مشکلات مردم اقصی نقاط دنیا دیده و با آدمهای از ده ها ملیت مختلف دمخور و همکار بوده، این قبیل حرف را نه تنها ناراحت کننده بلکه اشتباه می دانم. با کنار هم گذاشتن مشاهدات و نشانه ها به اطمینان رسیدم که ریشه از جای دیگریسیت و این طرز فکر نابخردانه به صورت هدفدار ترویج میشود. مشابه آن در سایر نظام های تمامیت خواه هم بوده و هست. بخش هاییش را در کتاب معروف آرنت و داستان های تولستوی به یاد داشتم. ولی گردهم آوردنش برای من آماتور زمانبر بود.

از طرف دیگر چند وقتی بود که دوست داشتم قابلیت های هوش مصنوعی برای یک تحقیق آماتور رو محک بزنم. این طور شد که تصمیم گرفتم گپی با یکی از این مدلها بزنم. در این گپ به مشاهدات و مطالعات سابق خودم اشاره کردم. مراجع پیشنهادی مدل را بررسی کردم و در نهایت با هم به این خلاصه رسیدیم. امیدوارم خواندنش برایتان مفید باشد.

هشدار ادامه این متن با کمک هوش مصنوعی تهیه شده است
رژیمهای تمامیتخواه اغلب با ایجاد بیاعتمادی میان شهروندان و استفاده از تاکتیکهای سرزنش، کنترل خود را حفظ میکنند. این روشها باعث انزوای افراد، سرکوب مخالفتها و تقویت روایتهای حکومتی میشود.
روایتهای تبلیغاتی: حکومتها مشکلات را به گردن «دشمنان داخلی» یا مردم «تنبل» میاندازند تا مسئولیت را از خود دور کنند.
غیرانسانسازی و قربانیسازی: همانطور که هانا آرنت در کتاب ریشههای تمامیتخواهی توضیح میدهد، رژیمها اغلب مردم را تحقیر میکنند تا سرکوب را توجیه کنند.
کنترل اطلاعات: با در اختیار گرفتن رسانهها و آموزش، حکومتها مردم را متقاعد میکنند که مشکلات ناشی از خودشان است، نه از سوءمدیریت رهبران.
درماندگی آموختهشده: مردم ممکن است باور کنند که خودشان مشکلساز هستند، که منجر به بیتفاوتی و کاهش مقاومت میشود.
تجزیه اجتماعی: ترس از دیگران باعث میشود افراد از ایجاد روابط اجتماعی قوی خودداری کنند.
توافق کاذب: افراد ممکن است بهطور خصوصی مخالف باشند اما تصور کنند دیگران موافقاند، که سکوت و بیاعتمادی را تقویت میکند.