ما خودمون چالش‌ایم، مارو به چالش نکش

همونطور که در مطلب دیروز بهتون قول دادم تا امروز هم براتون بنویسم پس اومدم که بنویسم

همین الان که دارم این مطلب رو می‌نویسم هیچ ذهنیتی راجب چیزی که می‌خوام بگم ندارم ولی خب دست از قلم برنمی‌دارم تا ببینیم داستان امروز چیه

ما ایرانی‌ها استاد چالشیم ...

تو زندگیتون چقدر پیش اومده که با خودتون بگید خب دیگه از فردا شروع می‌کنم

یا نه، همون جمله قشنگی که همه ماها باهاش آشنا هستیم

دیگه از شنبه شروع می‌کنم

واقعاً چند بارش پیش اومد که از شنبه شروع کنیم ؟

برای من که اصلاً پیش نیومد ... شما وقتایی که خودتون رو مجبور به انجام کاری می‌کنید یجورایی تو ناخودآگاه خودتون جوری عمل می‌کنید که اون کار رو انجام ندید

استاد براهیمی عزیز ( که در پست روز قبل معرفیشون کردم ) یه جمله‌ای بهمون گفتند که جواب یکی از سوال‌هایی که سالهای سال از خودم می‌پرسیدم رو داد

من زمانی که به مدرسه می‌رفتم یکی از مشکلاتی که باهاش دست و پنجه نرم می‌کردم این بود که اگر بخوام راس ساعت خاصی از صبح بیدار بشم باید مثلاً ساعت 11 شب دیگه خوابیده باشم، پس اینطور بود که ساعت 11 می‌رفتم بخوابم ولی هیچوقت خوابم نمی‌برد یا مثلاً شبایی که زودتر می‌خوابیدم صبحش خیلی سخت‌تر بیدار می‌شدم و برعکسش اگر دیرتر می‌خوابیدم صبح خیلی سرحال‌تر بودم

هیچوقتم نفهمیدم قضیه چجوریاس :)))))

تا اینکه این جمله رو شنیدم

اصرار به خوابیدن وقتی خوابتون نمیاد خودش عملی هست برای مقابله با خوابیدن

عجب .....

پس وقتی شما خودتون رو مجبور می‌کنید به انجام کاری که دوستش ندارید عملاً دارید باهاش مقابله می‌کنید، نمی‌گم انجامش نمی‌دید ولی خب اونی نیست که دلتون می‌خواد

همین چالش ۳۰ روزه وبلاگ نویسی خودمون که مصطفی لامعی عزیز آغازش کرده رو که بررسی کنید می‌بینید کسی ما رو به زور وادار به نوشتن نکرده، ما فقط تو این چالش هُل داده شدیم تا بنویسیم، کاری که همیشه دوست داشتیم انجام بدیم ولی فکر می‌کردیم خب که چی بنویسم ...

خودِ من عاشق چالش‌ام، چالش یادگیری ... همیشه دنبال این هستم که خودم رو در موقعیت یاد‌گرفتن قرار بدم و با کسانی معاشرت کنم که همیشه چیزی برای آموزش دادن به من داشته باشند

بیشتر پروژه‌هایی که توی زمینه کاریم قبول کردم برای این بوده که اون رو یاد بگیرم

آره خیلی از وقت‌ها پروژه‌هایی رو قبول کردم که اصلاً بلدشون نبودم ولی خب توی پروژه یاد گرفتم ( البته خب یسری توانمندی نیاز هست برای این کار، همینجوری هم راحت نیست )

خلاصه اینکه چالش تو زندگیه ما ایرانی‌ها یجورایی دیگه عجین شده باهامون

  • چالش مبارزه با فیلتر ( هر‌کاری می‌کنیم تا با فیلترشکن به اون سرویسی که علاقه داریم برسیم )
  • چالش هرجور شده رد کردن چهارراه وقتی چراغ زرده ( همیشه به همین خاطر از چراغ زرد می‌ترسم )
  • چالش قبولی در دانشگاه ( چون مدرکه برامون مهمه نه یادگیری )
  • چالش اتاق تمیز و مرتب ( هیچوقت هم اتاقمون مرتب نیست :دی )
  • چالش صبح از خواب دیر بیدار شدن ( همیشه هم کارمون جوریه باید 6 از خواب پاشیم هم تو دانشگاه بعد انتخاب واحد می‌فهمیدیم که انگار اگه از 6 روز 3 روزش کلاس هشت صبح نداشته باشیم اصن انتخاب واحدمون مقبول نمی‌افته :))))) )
  • و ... و ... و ...

نمی‌دونم چرا همه چالش‌هایی که گفتم این مدلی بد شد :دی

ولی خب شما موارد خوبش رو بگو ...

چالش‌های خوب زندگیه شما چی بوده تا امروز ؟

راستی اگر دوست دارید بدونید این مطلب رو چطوری و با چه تکنیکی نوشتم، مطلب زیر رو از دست ندید

http://vrgl.ir/evgmn