چرا نوشتن اینقدر سخته ...

تا حالا شده با خودتون فکر کنید چرا اینقدر نوشتن سخته ...

چرا آدما سعی نمیکنن داستان هاشونو بنویسن ...

حالا اینارو میگم فکر میکنید اوه اوه حالا انگار خودش چی هست، اصن تا حالا دو خط نوشته اینجوری واسه ما قصه میگه

راستش نه، من خودم نه نویسندگی کردم و نه خیلی نوشتم

ولی خیلی براش تلاش کردم که حالا میگم براتون

تقریباً چندسال پیش به دعوت یکی از آشنایان نزدیک خانوادگیمون به شاگردیه استادی رفتیم

استادی که بعد از اتمام دوره 1 ساله مون فهمیدیم کی بود ( بیوگرافی )

استاد منصور براهیمی عزیز

کسی که نوشتن رو خیلی ساده بهمون یاد داد

توی این دوره، دور هم جمع شده بودیم تا با هم یاد بگیریم و بتونیم روی چندتا از هزاران ایده ی روی کاغذ که هرکدومشون شاید به زور به دو صفحه میرسید کار کنیم تا برای اونها داستان خلق کنیم

بله خب خیلی مشخصه که کار من خلق کردن نیست، ما رفته بودیم تا یاد بگیریم نه خلق کنیم ولی خب هدفمون خلق کردن بود ولی دیگه خیلی مهم نبود که بهش میرسیم یا نه

میدونید چه چیزهایی باعث میشه تا نوشتن اینقدر سخت باشه ؟

  • نمیدونید چی بنویسید
  • فکر میکنید دامنه لغاتتون ضعیفه
  • نمیدونید چطوری نوشتن رو شروع کنید
  • نمیدونید کجا بنویسید ( من یواشکی ویرگول رو بهتون پیشنهاد میکنم :دی )
  • نوشتن خیلی وقت ازتون میگیره
  • نوشتن خیلی کسل کننده ست
  • و ... و ... و ... .......

تا دلتون بخواد دلیل هست برای ننوشتن

استاد براهیمی برای اینکه بتونیم شروع به نوشتن کنیم یه اصل خیلی مهم رو بهمون یاد داد

زمانی که قلم به دست میگیرید و شروع به نوشتن میکنید طبیعیه که تا چند خط اولش رو میتونید بنویسید ولی بازی از اونجایی شروع میشه که کم میارید و اینجا یه نکته خیلی کلیدی هست و اونم اینه که قلم از کاغذ نباید جدا بشه، همین .

سخت بود ؟ آره ؟

یعنی چی که قلم از کاغذ جدا نشه ؟

برای اینکه بتونید ذهنتون رو برای نوشتن پرورش بدید، ( بازم میگم نوشتن، نه خلق کردن )، شما نیاز دارید که اول از همه با قلم و کاغذ دوست باشید

وقتی که برای نوشتن واژه کم آوردید و نتونستید ادامه بدید بلافاصله ذهنتون شروع میکنه به فکر کردن، جملاتی از قبیل:

  • خب الان چی میشه ؟
  • چی بنویسم ؟
  • چرا نمیتونم ادامه بدم ؟
  • پول حسین رو که باید فردا بهش بدم از کجا جور کنم ؟ من که اصن پول ندارم
  • و ... و ... و ... .........

بله ممکنه یاد قرضاتون هم بیفتید ولی این اصلاً اشکالی نداره

مهم اینه همینا که به ذهنتون میاد رو بنویسید

قطعاً این اولش آسون نیست ولی بعد مدتی که تمرین کنید همین قرض و قوله هاتون خودش براتون سناریو ای درست میکنه که بیا و ببین، مگه خیلی از فیلم های روز همین ایران خودمون داستان بدبختی و بیچارگی مردمش نیست ؟ ( البته شما سعی کنید داستان های خوب بنویسید :دی )

یهو میبینی که روی میزت پر شده از داستان هایی که هرکدومشون قصه فیلم نامه هاشون هستن.

ما توی اون دوره با کتاب راهنمای عملی نمایشنامه نویسی از انتشارات نشر بیدگل از نوئل گرک خیلی بازی کردیم، توش پره از این آموزش ها برای شروع نوشتن که درکش برای خیلی از ماها راحت و آسون هم هست، اگر دوست دارید که نوشتن رو درست شروع کنید حتماً بهتون پیشنهادش میکنم، البته کتاب دیگه ای هم از این انتشارات هست با عنوان نوشتن با تنفس آغاز می‌شود که من نخوندمش ولی احتمالاً کتاب خوبی باید باشه

هارش شارما، نمایشنامه نویس سنگاپوری درابطه با نویسنده این اثر میگه

هیچ معلم یا مربی‌‌ای بهتر از نوئل گِرک وجود ندارد. اگر او نتواند به شما یاد بدهد چگونه بنویسید،پس هیچکس هم نمی‌تواند.



اگر از فیدیبو استفاده میکنید میتونید از طریق اپ فیدیبو این کتاب رو بخونید

http://fidibo.com/book/65032-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C

البته طاقچه هم این کتاب رو داره.

اگر هم علاقه به تهیه نسخه چاپی اون دارید میتونید از وبسایت آدینه بوک اون رو سفارش بدید.




امیدوارم تونسته باشم برای شروع نوشتن بهتون کمکی کرده باشم هرچند کوچیک و با تجربه کمم.

ممنون که وقت گذاشتید و خوندید.

‌سعی می‌کنم در مطلبی که فردا می‌نویسم همین موضوع رو تمرین کنیم باهم ... ( لینک اضافه شد )

http://vrgl.ir/Dq4Ch