چرا استارتاپ ها شکست می خورند؟

در دنیای استارت آپ ها شکست یعنی فرصتی برای یادگیری؛ صاحبان استارتاپ هایی که شکست خورده اند سعی می کنند خود را خونسرد نشان داده و با موضوع طبیعی برخورد کنند. ولی هر چه قدر هم که بگوئیم شکست طبیعی است و بخواهیم در مورد آن مثبت فکر کنیم باز هم شکست خوردن – مخصوصاً در اوایل کار – ناراحت کننده است.

هیچ کس دوست ندارد به مراسم ازدواج برود و بعد طلاق بگیرد، هیچ کس با این طرز تفکر یک کمپانی را راه اندازی نمی کند: “چون دفعه اول است اگر شکست خوردیم اشکالی ندارد، دفعه ی بعد جبران می کنیم!”. هیچ کس دوست ندارد شکست بخورد اما باز هم تعداد بسیار زیادی از استارتاپ ها شکست می خورند.

طبق تحقیقی که مؤسسه Static Brain در ایالات متحده انجام داد تقریباً همه کسب و کارهای کوچک شکست می خورند. ۵۰ درصد آن ها بعد از ۵ سال و ۷۰ درصد آنها بعد از ۱۰ سال شکست می خورند. طبق داده های بدست آمده از این تحقیق ۴۶ درصد از کمپانی های آمریکایی به دلیل بی کفایتی شکست خورده اند. منظور از بی کفایتی قیمت گذاری های نامعقول، عدم مدیریت مستندات و یا عدم پرداخت مالیات بوده است. ۳۰ درصد بقیه هم به دلیل تجربه کم یا کمبود تجربه مدیریت شکست خورده بودند. کمبود تجربه در زمینه محصولات یا خدمات علت شکست ۱۱ درصد استارتاپ بعدی بود.

همانطور که می بینید نرخ شکست کمپانی های نوپا بسیار بالاست ولی اصلاً به نرخ شکست استارت اپ ها نمی رسد، طبق آمار ۹۰ درصد از استارتاپ ها شکست می خورند! (البته طبق پژوهشی که توسط یکی از دانشجویان دانشکده Hravard Business School صورت پذیرفته این درصد چیزی نزدیک به ۷۵ درصد است؛ نرخ واقعی بین ۷۵ درصد تا ۹۰ درصد است). ولی این نرخ هر چه باشد باز هم بالاست. به نظر شما علت این نرخ بالای شکست استارتاپ ها چیست؟