زندگی در سال ۲۰۵۰: چند نکته بر مقاله یوول نوآ هراری

امروز مقاله‌ای از یوول نوآ هراری خواندم که زندگی را در سال ۲۰۵۰ پیش‌بینی می‌کرد. نثر داستانی مقاله دلنشین و گیراست؛ نویسنده چون هنرمندی زبردست تکه‌های پازل را کنار هم می‌چیند تا از آن تصویر کلان پرده بردارد. برایم قابل درک اما شگفت‌انگیز بود. چند نکته به نظرم جذاب آمد؛ با شما درمیان می‌گذارم.


۱- اراده مهم‌تر از دسترسی به اطلاعات

پانزده ساله که بودم دنبال اطلاعات می‌دویدم. دلم می‌خواست مجله‌ای انگلیسی به دستم برسد یا بتوانم قسمتی برنامه‌های بی‌بی‌سی را ضبط کنم تا با فارغ خاطر چندین بار بشنوم و ببینم. در سال ۲۰۲۰ با چند کلیک به راحتی می‌شود به این اطلاعات رسید. قطعا تا سال ۲۰۵۰ دسترسی و آزادی اطلاعات از این هم بیشتر می‌شود. از حالا به بعد اراده استفاده از اطلاعات مهم‌تر از خود اطلاعات هستند. منظورم فقط یاد گرفتن زبان نیست؛ احتمالا برای مهارت‌های بیشتری این قضیه درست است.

در آینده مرزهای جغرافیایی کمرنگ‌تر می‌شوند. از دانشگاه شریف تا بهترین دانشگاه‌های علوم انسانی دنیا؛ اراده‌تان به کدام سوست؟ چه می‌خواهید؟ سوال اصلی همین‌جاست.

حالا وقت دیدن سخنرانی خانم داکورث (Angela Duckworth) در مورد جذبه و پشتکار است. این سخنرانی به ما اهمیت اراده و ماهیت‌ش را نشان می‌دهد. فکر می‌کنم کتاب (Grit) هم به فارسی ترجمه شده باشد. این واژه ترکیبی از شور، عشق و پشتکار است. سوخت آدم‌هاست برای تحقق اهداف‌شان. در سال ۲۰۵۰ نقش شور، شوق، اراده و پشتکار در پیشرفت به اوج می‌رسد.


۲- رویاپردازی مهم‌تر از دانش

«رویاپردازی از دانش مهم‌تر است. دانش به قوه ادارک و دانسته‌های فعلی‌مان محدود می‌شود. در حالی که تخیل از مرزهای معمول فراتر می‌رود و کل جهان را دربرمی‌گیرد.» آینشتاین معتقد بود باید ساختارها را شکست تا طرحی جدید درانداخت. مشابه این حرف را از عباس کیارستمی شنیدم. این ویديوی را تماشا کنید:

https://www.aparat.com/v/RpUH8/%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%81%D9%88%D9%82_%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%87_%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D9%85%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF_%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%A7_%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C

هراری، آینشتاین و کیارستمی با زمینه‌های متفاوت یک حرف می‌زنند. رویاپردازی مهارتی ضروری برای پیشرفت است خصوصا در قرن جدید! استیو جابز از تعبیر دیوانگی استفاده می‌کند. جان‌مایه و عصاره حرف یکی‌ست؛ کسی در این زمانه حرفی برای گفتن دارد که جرات رویاپردازی داشته باشد.

استیو جابز به زبان خودش از شور و رویاپردازی می‌گوید.
استیو جابز به زبان خودش از شور و رویاپردازی می‌گوید.


سواد مهم‌تر از انباشت اطلاعات

قطعا خوب می‌دانید شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های جدید چه طوفانی در زندگی‌مان بپا کرده‌اند. بلاشک استفاده ظریف و کاربردی از دانسته‌هایمان در کنترل و هدایت رسانه‌های جدید حیاتی است. اینجا توانایی و قدرت تشخیص مهم می‌شود. این که چه اطلاعاتی بهتر شما را به هدف‌تان نزدیک می‌کند.

چهار آموزش حیاتی

در آینده آموزش مهارت‌های عمومی و کلیدی توجه بیشتری می‌گیرد: تفکر انتقادی، ارتباط، همکاری و خلاقیت. هر کدام از این‌ها دنیایی برای فکرند که اگر به سمت‌شان حرکت کنیم زندگی‌مان را متحول می‌کنند.

حرف آخر: خودشناسی

در سال‌های آینده شرکت‌ها و دولت‌ها با کمک هوش مصنوعی و یادگیری ماشین، روش‌های پیچیده‌تری را در کنترل و برنامه‌ریزی ذهن‌ها بکار می‌گیرند. شرکت‌ها خلاهای روحی روانی عمیق‌تری را برای فروش نشانه می‌روند. تکه‌های خالی هویت ما با کالاهای آن‌ها پر می‌شود. دولت هم رفتار شهروندان را بیشتر آنالیز می‌کند تا روش‌های توسعه و اداره شهر و کشور را منطقی‌تر سازد. ما این وسط چکاره‌ایم؟

هراری همان توصیه سنتی را پیش می‌کشد: خودشناسی.

من قبلا در مورد معنای زندگی و خودشناسی در کتاب‌های تری ایگلتون، ویلدورانت، آلن دوباتن و جسته گریخته در مقالات ترجمان خوانده و شنیده بودم. اما به هیچ وجه حدس نمی‌زدم اهمیت خودشناسی در حال فزونی گرفتن باشد.

توصیه هراری کلیشه‌ای اما فوق‌العاده کاربردی است؛ تذکر بجایی بود که هم‌همه این آشفته بازار را کم می‌کند. با وجود دستاوردهای عظیم و تولیدات گسترده، در سال ۲۰۵۰ مهم‌ترین چیزی که در پی یافتنش هستیم خودمانیم!




مقاله نکات عمیق‌تر و کاربردی‌تر دارد که به زندگی و فکرمان وحدت رویه می‌دهد. امیدوارم از خواندنش لذت ببرید. دم بچه‌های ترجمان گرم که سخاوتمندانه ترجمه کرده‌اند و پادکست‌ش را تهیه کرده‌اند. خوشحالم.

اصل مقاله در ویرگول