
سلام دوستان این دومین مقاله من هست و توی این مقاله میخوام راجع به یه موضوعی صحبت کنم که خودم توی چند روز اخیر رعایتش کردم و خیلی تلاش کردم تا به این اصولی که برای خودم چیدم پایبند باشم و اونم چیزی نیست به جز کنترل کردن استفاده از شبکه های اجتماعی(Social Media) . بریم ببینیم چه اتفاقی میوفته و چه بلایی سر یک توسعه دهنده(Developer) میاره.
شبکه اجتماعی یا سوشال مدیا به مجموعه ای از پلتفرم های دیجیتالی گفته میشه که ما میتونیم داخلش با بقیه افراد تعامل کنیم،نظرات خودمون رو به اشتراک بگذاریم و نظرات دیگران رو راجع به یک موضوعی ببینیم از انواع سوشال مدیاهایی مثل تلگرام،اینستاگرام،توییتر،لینکدین،تیک تاک بگیر تا نمونه های ایرانی مثل روبیکا،ایتا،بله،سروش،گپ،آی گپ و... که هر کدومشون قابل احترام هستند.
اما مشکل از اونجایی شروع میشه که ما میایم توی هر کدوم از این ها و یا یکی شون کانال های متعددی عضو میشیم در حالی که خیلی از این کانال ها و خصوصا گروه ها چنان بلایی به سر مغز آدم میارن که تریاک هم با اون قدر اعتیاد خودش نمیتونست سر مغز بیاره. والا!
هی آدم میره کانال های متعدد برنامه نویسی،خبری و... رو عضو میشه و به خودش میاد می بینه عه! تا همین امروز من چندین تا کانال جدید عضو شدم.
این بلا سر خود من هم اومده بود و کانال های خیلی زیادی عضو بودم در حالی که شاید یک دهم اون ها محتوای فاخر و خیلی خوب تولید میکردند و اکثر کانال ها روزمرگی(Daily) بودن. البته توی تلگرام توی رو در بایستی گیر میکردم و دوستانی که داخل گروه کانال من رو عضو شده بودن از طریق بیو عضو میشدم😂
مشکل این جاست وقتی میری سراغ همچین کاری فقط صرفا بهت یه حس خوب میده ولی عملا هیچ چیز مفیدی از این کانال در نمیاد.البته مثلا کانال هایی داریم که روزانه پادکست میزارن،محتوای متنی خوب و مثبتی میزارن. یا یه ویدیو طنز که باعث بشه بعد از خستگی های کاری بیای نفسی تازه کنی که دستشون هم درد نکنه
قبلا وبلاگ نویسی یه امر رایج بود و خود من خیلی پیشتر وبلاگ هایی داشتم و دقیقا یادمه که اولین وبلاگی که داشتم داخل آوا بلاگ بود و توی زمینه ادبیات تولید محتوا انجام میدادم.البته که چندان آش دهن سوزی هم نبود و بیشتر کپی کار بودم😂
وبلاگ هم خودش یه نوع سوشال مدیا محسوب میشه منتها مثل قبلا نیست که هر کسی بیاد وبلاگ رو بخونه و یه نظری بزاره و عملا جای خودش رو به سوشال مدیا و محتواهای چند خطی میده که در نهایت باعث میشه تا اون هم دیگه مغزش عادت کنه به خوندن و محتواهای چند ثانیه و شاید به زور چند دقیقه ای!!!
وبلاگ نویسی یه مزیتی که داشت باعث میشد آدم پیگیر بشه ببینه فلانی که وبلاگ داره برم ببینم چی نوشته. ( بماند که خیلی از سیستم های وبلاگ نویسی مثل پرشین بلاگ،میهن بلاگ،بلاگ بیان دیگه وجود ندارن و خاطرات خیلی خاصی باهاشون دارم (: ) . گذشته از این همیشه اون وبلاگ هایی که واقعا محتوای خوب تولید میکردن رو میدونستی که حتما چیزی در چنته دارن که ارائه بدن.
اما بریم ببینیم که دقیقا سوشال مدیا یا شبکه های اجتماعی چه بلاهایی میتونن سر مغز بیارن؟ قبل از این که بخوایم بریم سراغش این رو بگم که همه چی برمیگرده به ما که چطوری استفاده کنیم.همونطور که میتونیم بد استفاده کنیم میتونیم ازش به بهترین شکل ممکن استفاده کنیم که هم از نظر روانی به ما کمک کنه و هم از نظر درآمدی و...
امان امان امان از قطعه قطعه شدن تفکر! واقعا یه مشکل بزرگی که پیش میاد دقیقا همینه و بدتر از اون میدونی چیه؟ زمانی که اون IDE یا Code Editor باز هست توی سیستمت و همزمان که داری کد نویسی میکنی باز چک میکنی ببینی فلانی توی فلان گروه چی گفت! فلانی توی توییتر چی گفت! فلانی توی اینستاگرام چه کامنتی گذاشته زیر پستم یا...
این دقیقا اونجایی هست که تو رسما داری خودت رو بدبخت میکنی! توی چنین حالتی تمرکز به یک درصد که چه عرض کنم فکر کنم به منفی 100 هم میرسه!
داشتی راجع به این که چطور ساختار دیتابیس پروژه رو طراحی کنم فکر میکردی که یهو میای وسط کار می بینی رفتی توی گروه تلگرام راجع به فلان موضوع داری بحث میکنی. برنامه نویسی یه حالت جریان(Flow state) نیاز داره ینی از یه بازه ای که کار رو شروع میکنی نیاز داری تا در همون حالت بمونی و روی نحوه نوشتن کد،ریفکتور کردن و... تفکر کنی و رسما با این کار قاتل مغز خودت شدی!
وقتی بین شبکه های اجتماعی و سوشال مدیا هی سوئیچ میکنی این باعث میشه تا حافظه کاری تو ضعیف بشه. حافظه کاری ینی چی؟ ینی اومدی توی ذهن خودت یه ساختار چیدی که API رو اون شکلی اوکیش کنم و توی پروژه از فلان کتابخانه یا فلان ابزار استفاده کنم،ساختار دیتابیس این شکلیه که هر سفارش مربوط به یک کاربر هست پس باید یک کلید خارجی(Foreign Key) تعیین کنم و... . یهو میای میری سر بزنی به گوشیت و فضای مجازی(سوشال مدیا) و وقتی ازش بیرون میای می بینی چندین و چند دقیقه بلکه چند ساعت داخلش بود و وقتی برمیگردی به جایی که داشتی کد میزدی قاطی میکنی که متغیر چی نوشتی و چطوری دیتا رو واکشی کردی و از این کارا
و تا ذهنت بخواد برگرده سمتش خیلی زمان میبره. چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشمانی؟!
تقریبا توی متن بالاتر اشاره کردیم که دیگه یه چیز واضح و مبرهن هست که وقتی سوئیچ کنی بین سوشال و کار حتی یه semi-colen ، یه پرانتز، یه مساوی جا میندازی و بعد به خاطر همین مورد به ظاهر کوچیک پروژه اجرا نمیشه.
همه ما وقتی به یک مشکلی میخوریم ( خصوصا اگر درست نوشته باشیم ولی می بینیم متغیر ما مقادیر رو ذخیره نمیکنه که دیگه بدتر. یا همون Logical Errors) به طور طبیعی توی مغزمون یه حس ناراحتی میاد که ای بابا اینم داستانیه ها! همچین مواقعی یهو مغز دوست داره از یه کار سخت سوئیچ کنه به یه کار خیلی ساده.
البته بگم که همیشه بعد از این که به مشکلی خوردیم سعی کنیم یکم به خودمون استراحت بدیم. از پای لپ تاپ یا PC بلند شیم دور و اطراف یه قدمی بزنیم یه آبی بخوریم و دوباره.
اما توی همین بازه زمانی هست که باید حواسمون باشه یهو نریم سمت گوشی که باعث شه دوباره بریم این چرخه رو بگذرونیم. بالاخره این چرخه باید از یه جایی به بعد شکسته بشه
برنامه نویسی یه کاری هست که تو باید خوب بشینی فکر کنی( بعدا راجع به این حل مسئله هم صحبت میکنم که همه جا هی این کلمه دهن پر کن Problem solving رو میگن که مثلا اون ویدیو یا مقاله خیلی خفن به نظر برسه ولی هیچ کسی نمیاد این رو به شکل درست و اصولی توضیح بده)
و زمانی که هی بین سوشال مدیا و کدنویسی سوئیچ میکنی این باعث میشه تو تفکر سطحی داشته باشی و نتونی اون جوری که باید و شاید کد رو بنویسی.
ممکنه حتی کدی بنویسی که شاید به صورت عادی مشکل نباشه اما وقتی بعدا میخوای برنامه رو توسعه بدی می بینی چقدر از تو زمان بر خواهد بود
چند تا راهکار هست که میتونه مثمر ثمر باشه در این قضیه:
-مشخص کنید کِی میخواید به گوشی دسترسی داشته باشید و یه فقط یه زمان خاصی ازش استفاده کنید.ترجیحا حدود ساعت 11-12 ظهر بهترین زمانه . سعی نکنید اول صبح از گوشی استفاده کنید.
-از برنامه های بلاک کننده استفاده کنید.
-از نرم افزار Pomatez استفاده کنید که همون پومودورو رو میاد انجام میده
-گوشی از خودتون نگه دارید
-هر کانال یا گروهی که رسما فایده ای نداره رو پاک کنید( گرچه توصیه شخصیم اینه حتی همون گروه های مفید هم پاک کنید چون واقعا گروه شما رو ترغیب میده به چت کردن و وقت گذروندن)
-هر کدوم از این شبکه های اجتماعی که نیازی بهش ندارید رو یه دیلیت اکانت بزنید و حساب کاربری خودتون رو حذف کنید
-آخرین نکته و مهم ترین نکته اینه تا زمانی که فکر خودتون رو کنترل نکنید هیچ کدوم از این نکته های قبلتر به دردتون نخواهد خورد. نه تنها توی این موضوع بلکه توی هر موضوعی مثل ترک عادت اشتباه مهم ترین عنصر تفکر درست هست. فکر که درست بشه خود به خود همه چی درست میشه.
امیدوارم این مقاله مفید واقع شده باشه و البته در مقالات دیگری مقالات فنی خواهم نوشت. ممنون از این که زمان گذاشتید و این مقاله رو مطالعه کردید (: