
این تصور رایج وجود دارد که افزایش درآمد و بهبود شرایط اقتصادی بهطور خودکار منجر به ارتقای کیفیت زندگی میشود. با این حال، یافتههای پژوهشی که بر پایه دادههای ۳۰ استان ایران انجام شده است، نشان میدهد که این رابطه الزاماً مستقیم و مثبت نیست و تحت تأثیر عوامل محیطزیستی و اجتماعی پیچیدهای قرار دارد.
محور فقر–محیطزیست
محور فقر–محیطزیست به بررسی رابطه متقابل بین وضعیت اقتصادی و میزان فشار وارده بر منابع طبیعی و اکوسیستم میپردازد. نتایج نشان داد که در بسیاری از استانهای برخوردار، رشد اقتصادی با افزایش شدت مصرف انرژی، انتشار گازهای گلخانهای، بهرهبرداری بیش از حد از منابع آبی و گسترش اراضی بیابانی همراه بوده است. این روند، بهرغم بهبود شاخصهای اقتصادی، کاهش کیفیت زندگی یا «زیستپذیری» را در پی داشته است.
مفهوم زیستپذیری
زیستپذیری مفهومی چندبعدی است که تنها به سطح درآمد وابسته نیست. این شاخص شامل مجموعهای از عوامل مانند امنیت، سلامت، کیفیت هوا و آب، دسترسی به منابع طبیعی، زیرساختهای شهری و امکانات رفاهی است. به همین دلیل، حتی در مناطقی با درآمد بالا، در صورت مواجهه با آلودگی شدید هوا، کمبود منابع آبی و تخریب محیطزیست، سطح زیستپذیری میتواند پایین باشد.
یافتههای کلیدی پژوهش
تحلیل دادهها نشان داد که استانهایی نظیر تهران، اصفهان و خوزستان—با وجود برخورداری از ظرفیتهای اقتصادی بالا—در صدر رتبهبندی تخریب محیطزیست قرار دارند. در مقابل، برخی استانهای کمتر برخوردار فشار محیطی کمتری را تجربه میکنند، اما با چالشهای جدی معیشتی مواجه هستند. این وضعیت مصداقی از «تله توسعه» است که در آن یا رفاه اقتصادی به بهای آسیب محیطزیست حاصل میشود، یا فقر در کنار محیطزیست نسبتاً سالم ادامه مییابد.
پیامدهای این دوگانگی
چنین شرایطی یک معضل دوسویه ایجاد میکند. تمرکز صرف بر رشد اقتصادی بدون ملاحظات زیستمحیطی، موجب کاهش زیستپذیری در بلندمدت میشود. از سوی دیگر، اولویت دادن صرف به حفاظت محیطزیست بدون کاهش فقر، مانع بهبود سطح زندگی شهروندان خواهد بود.
ضرورت حرکت به سوی توسعه پایدار
راهحل اساسی، اتخاذ رویکرد توسعه پایدار است؛ رویکردی که بهطور همزمان به ارتقای رفاه اقتصادی و حفظ کیفیت محیطزیست توجه دارد. این امر مستلزم سیاستهایی همچون مدیریت پایدار منابع آبی، کاهش شدت مصرف انرژی، کنترل فرآیند بیابانزایی، بهبود کیفیت هوا، و ارتقای عدالت اجتماعی از طریق اصلاحات ساختاری و ابزارهای نوین اقتصادی است. تنها با این رویکرد میتوان اطمینان حاصل کرد که پیشرفت امروز، توان زیستی نسلهای آینده را به خطر نمیاندازد.