اگر تازه وارد دنیای سئو شدید، احتمالاً با این سه کلمه بمباران شدید: سئو تکنیکال، سئو داخلی (On-Page) و سئو خارجی (Off-Page). خیلی از آموزشها اینها رو مثل سه جزیره جداگانه معرفی میکنن، اما حقیقتِ پشتِ پروژههایی که بالا آوردم اینه: این سه تا مثل موتور، بدنه و سوختِ ماشین هستن. اگه یکیشون نباشه یا خراب باشه، ماشین شما حرکت نمیکنه.
بیاید بدونِ پیچیدگیهای کتابی، اینها رو در دنیای واقعیِ گوگل کالبدشکافی کنیم.
خیلیا سئوی تکنیکال رو با «کدنویسی پیچیده» اشتباه میگیرن. سئوی تکنیکال یعنی: آیا گوگل میتونه سایت من رو بخونه؟
تجربه به من ثابت کرده که اگه این بخش میلنگه، هر چقدر هم محتوای شاهکار بنویسید، گوگل اصلاً اونا رو «نمیبینه».
واقعیت در عمل: فرض کنید شما یه کتاب عالی نوشتید، ولی درِ کتابخونه رو قفل کردید. سئوی تکنیکال همون باز کردن دره.
چی مهمه؟ سرعت لود (نه لزوماً ۱۰۰ در جیتیمتریکس، ولی کافی برای اینکه کاربر فرار نکنه)، ساختار درختی سایت، رفع خطاهای سرچ کنسول و مطمئن شدن از اینکه صفحات بیارزشِ سایت، بودجه خزش گوگل رو هدر نمیدن.
خلاصه: اگه سئوی تکنیکالِ سایت داغونه، سراغ مرحله بعد نرید. اول سقف و ستون رو محکم کنید.

سئوی داخلی یعنی کاری کنید که وقتی گوگل اومد توی سایت، «بفهمه» موضوع چیه و «بپسنده» که اون رو به کاربر نشون بده.
واقعیت در عمل: سئوی داخلی فقط کلمه کلیدی نیست. اینه که کاربر وقتی وارد صفحه شد، جوابِ سوالش رو تو ۳ ثانیه اول بگیره، نه اینکه ۳ کیلومتر تبلیغ و متنِ بیربط ببینه.
چی مهمه؟ تیترهای جذاب (H1, H2) که قلابِ کاربر هستن، لینکسازی داخلی که کاربر رو توی سایتِ شما نگه میداره و مهمتر از همه: رضایت کاربر (User Intent). اگر کاربر از سایت شما زود برگرده به گوگل (Pogo-sticking)، یعنی سئوی داخلی شکست خورده.
خلاصه: سئوی داخلی یعنی «خونهت رو برای مهمون (کاربر) مرتب و دلباز کن».

سئوی خارجی یعنی: بقیه در موردت چی میگن؟ تو دنیای واقعی، اگه یه آدمِ ناشناس ازت تعریف کنه، کمتر باور میکنی تا اینکه یه آدمِ معتبر و سرشناس بگه «این آدم کارش درسته».
واقعیت در عمل: گوگل همینه. لینکهای شما «رایِ اعتماد» هستن. اما یک لینک از یک سایتِ معتبر و مرتبط، ارزشمندتر از ۱۰۰ تا لینکِ اسپم و بیکیفیتِ فلهایه.
چی مهمه؟ کیفیت به جای کمیت. رپورتاژهایی که محتوای واقعی دارن، فعالیت در شبکههای اجتماعی که باعث «اسم بردن از برند» میشه، و لینکسازیهای طبیعی.
خلاصه: سئوی خارجی «اعتبارِ اجتماعیِ» سایته. تا وقتی حرفی برای گفتن نداری، اعتبار گرفتن بیمعنیه.
اگه بخوام خیلی ساده بگم که این سه چطور با هم کار میکنن، این مثال رو یادت بمونه:
تکنیکال: یعنی سایتت «سالم» باشه (مثل یه ماشین که موتور و چرخهاش سالمه).
داخلی: یعنی سایتت «ارزشِ دیدن» داشته باشه (مثل ظاهر شیک و آپشنهای یه ماشین).
خارجی: یعنی سایتت «مشهور» بشه (مثلِ اینکه همه بگن فلان ماشین بهترینه و بقیه رو به سمتِ اون سوق بدن).
من همیشه این مسیر رو پیشنهاد میدم، چون خودم باهاش نتیجه گرفتم:
اول تکنیکال: سایت رو تمیز کن. هر چی ارور و سرعتِ افتضاحه بکش بیرون.
بعد داخلی: برای کلمات کلیدی، محتوای «قاتل» (Killers) تولید کن. محتوایی که کاربر رو مجبور کنه بمونه و بخونه.
و در نهایت خارجی: وقتی سایت «ارزشِ لینک شدن» رو پیدا کرد، تازه وقتشه که بری سراغِ رپورتاژ و لینکسازی تا به رتبههای یک برسی.
یادت باشه: سئو مسابقه دو سرعت نیست، دوی ماراتنه. اگه سعی کنی با میانبر (لینکسازیِ زودتر از موعد یا تکنیکهای کلاه سیاه) این مسیر رو دور بزنی، گوگل ممکنه خیلی زود دستت رو بخونه.