جلسه دوازدهم: توحید و نفی طبقات اجتماعی
حکم قاطع اسلام؛ همه یکسان و برابرند!
قُل لِّمَنِ الْأَرْضُ وَمَن فِیهَآ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ(مومنون/84)
بگو: زمین و هر که در آن است از آن کیست؟ اگر میدانید.
سَیَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَذَکَّرُونَ(مومنون/85)
خواهند گفت از آن خدا. بگو پس چرا به خود نمیآیید؟
به مشـرکینی کـه منطقههای نفوذ خدایان خودشـان را تقسـیم میکردنـد و مشـخص میکردنـد، بگـو زمیـن و هـر چـه در آن اسـت متعلـق بـه کیسـت؟ خـب مشـرکین مکـه معتقـد بـه الله بودنـد و بتهـا را شـفیعانی کـه پیش الله آنهـا را شـفاعت خواهند کرد، میدانسـتند.
قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَوَتِ السَّبْعِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ(مومنون/86)
بگو کیست مدبر هفت آسمان و عرش بزرگ؟
سَیَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ(مومنون/87)
خواهند گفت از آن خدا. بگو پس چرا پروا نمیگیرید؟
قـدرت و ملـک پـروردگار بـر آسـمان و زمین گسـترده اسـت ... بگـو پـس چـرا پـروا نمیکنیـد از ایـن خـدا ؟ عملتـان را و فکرتـان را برطبـق گفتـهی او و فرمـان او قـرار نمیدهیـد؟
قُلْ مَن بِیَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَىْءٍ وَهُوَ یُجِیرُ وَلَا یُجَارُ عَلَیْهِ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ(مومنون/88)
بگو حکومت و سلطنت همه چیز به دست کیست و کیست آنکه پناه میدهد و در مقابل او کسی پناه داده نمیشود؟ اگر میدانید.
آن کسـانی که قدرتها در اختیارشـان اسـت، فوقش ایـن اسـت کـه بـر ظاهر یک جسـمی مسـلط باشـند. شـما کـه مالک خانـهی خودتان هسـتید، یـک آجر را از جایـی به جایی میگذاری، تسـلطت همیـن اندازه است. آن کسـی که بر تمام ذرات اجزای این موجود مسـلط اسـت، حرکت اتمها در اختیار او و به فرمان اوسـت، در گیاهان رشـد و نمو، در حیوانات و انسـانها تمام حـرکات داخلی وجود آنها و همه چیزشـان خلاصه در قبضهی قدرت اوسـت، او خداست. علیرغـم او کسـی پنـاه داده نمیشـود... فـرض کنیـد مسـیحیها معصیـت خدا بکننـد، به آغوش عیسـی بگریزنـد و عیسـی پناه بدهد به آنهـا، و در مقابل خدا از آنهـا حمایـت کنـد، چنین چیزی ممکن نیسـت.
سَیَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّى تُسْحَرُونَ(مومنون/89)
خواهند گفت: به دست خدا است. بگو پس چگونه فریب داده میشوید؟
لطیـف اسـت کـه قـرآن روی فریـب خوردگـی تکیـه میکنـد؛ فریـب خـوردن، غافـل مانـدن. دائمـاً میخواهـد مـردم غافـل نماننـد، فریـب نخورنـد، چشمشـان را بـاز کننـد. قـرآن مطمئـن اسـت کـه اگـر مـردم چشـم را بـاز کننـد، نظـر او تامیـن میشـود.
بَلْ أَتَيْنَاهُمْ بِالْحَقِّ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ(مومنون/90)
بلکه ما حق را در اختیار آنان نهادهایم و آنان حقاً دروغ گویند.
مطلب را برایشان روشن کردیم، حق را در اختیارشان گذاشـتیم، آنهـا بـا ایـن وضعـی کـه از لحـاظ فکـری و عملی پیش گرفتند، بهانه میتراشـند، بهانـهی دروغ میتراشند.
مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ وَمَا كَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ إِذًا لَذَهَبَ كُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلَا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ(مومنون/91)
خدا فرزندی نگرفته و با او هیچ خداوندگاری نیست. اگر چنین بود هر خداوندگاری آفریدههای خود را به سوئی میبرد. و هر کدام بر دیگری برتری میگرفت. پاک و مبرا است خدا از آنچه توصیف میکنند.
بـر طبق نظر توحیـد، آفرینش، یک قطعهی متصل و منسـجم واحد اسـت. انسان و حیوان و کوه و فلک و زمیـن و موجودات، همـه و همه با همدیگر اتصال و ارتبـاط دارنـد، همـه با هم وحـدت دارنـد. اگر چندین خـدا و معبـود میبودنـد، هـر الهـی، هـر معبـودی، مخلـوق و آفریـدهی خـود را به سـویی میبرد.
یا أَیُّهَا النّاسُ اعْبُدُوا رَبَّکُمُ الَّذی خَلَقَکُمْ وَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ(بقره/21)
ای انسانها عبادت کنید پروردگارتان را. آنکه آفرید شما را و همه گذشتگانتان را؛ شاید تقوا پیشه کنید.
خطـاب بـه کیسـت؟ خطـاب به طبقـهی بـالا و پائین نیسـت ...خطـاب به همهی انسـانیت اسـت. ایـن عبودیـت، موجـب تقواسـت. آنچـه کـه حالـت مصونیـت از گنـاه را، در روح، در انسـان، بوجـود مـیآورد، عبودیـت خداسـت. لـذا در جامعـهای کـه همـهی مـردم بنـدهی خـدا هسـتند و جامعـه شـکل بندگـی خـدا دارد، در آن جامعـه تقـوا هرچـه بخواهی فـراوان اسـت.
الَّذی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ فِراشاً وَ السَّماءَ بِناءً وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً لَکُمْ فَلا تَجْعَلُوا لِلّهِ أَنْداداً وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ(بقره/22)
آنکه برای شما قرارداد زمین را گسترده و آسمان را بنایی برافراشته و فرود آورد از آسمان آبی را، پس برون آورد به وسیلهی آن از محصولات روزیای برای شما. پس برای خدا شریکان و رقیبان فرض مکنید در حالیکه خود میدانید.
بـا دو تـا خدا قـرار دادن، با رقیب و همـاورد برای خدا فـرض کردن، انسـانها را به دو گروه و سـه گـروه و ده گروه تقسـیم نکنید، همـه یک گروهند.
یا أَیُّهَا النّاسُ إِنّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَر وَ أُنْثى وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاکُمْ إِنَّ اللّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ(حجرات/13)
ای انسانها ما شما را از مردی و زنی آفریدیم. و شما را گروهها و قبیلهها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید. به یقین گرامیترین شما نزد خدا با تقواترین شما است. به یقین، خدا دانا و مطلع است.
همه یکسان و برابرند از لحاظ منشأ و ریشه آفرینش، ایـن حکـم قاطع اسلامیسـت در زمینـه نفی طبقات اجتماعـی؛ گرامیتریـن شـما نـزد خـدا، بـا تقواتریـن اسـت. یعنـی از یـک طبقـهای بـودن، وابسـته بـه خانـوادهای بـودن، وابسـته بـه یک سلسـله و تیرهای بـودن، موجـب گرامیتـر بـودن نیسـت. نکتـه جالبتـر و باریکتـر اینجاسـت؛ آنهایـی کـه باتقوا هسـتند، کـه بالاتـر از دیگرانند، بـاز از امتیازات حقوقـی بیشـتری برخـوردار نیسـتند. اینجـور نیسـت کـه آدمهـای بـا تقـوا یـک پـول بیشـتری بگیرنـد، یک حقوق بیشـتری داشـته باشـند یـا از حقـوق اجتماعی بیشـتری و بهتری برخوردار باشـند، نه، نه خیر؛ اینجور نیسـت ... پیـش خـدا عزیزنـد. البتـه تقـوا منشـأ یک آثـار اجتماعـی اسـت تـا یک حـدودی.
وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِيلاً(اسرا/70)
به یقین که بنی آدم را گرامی و عزیز داشتیم و آنان را در خشکی و دریا برداشتیم و آنان را از نیکوییها بهرهمند کردیم. و آنان را بر بسیاری از آفریدگان خود برتری دادیم.
چـه کسـانی را تکریـم کردیـم؟ بـه چه کسـانی طیبات روزی دادیـم؟... انسـان هـا را؛ نـه طبقـه و تیـرهی خاصـی.
برای شرکت در مسابقه از طریق این لینک اقدام کنید.
برای کسب اطلاعات تکمیلی به فضای مجازی هیئت مراجعه نمایید.
تلگرام | اینستاگرام | بله | ایتا