تصور کنید که توی قراره برای انتخاب دبیر انجمن ها یک رای گیری رو راه بندازیم من رئیس انجمنها هستم و من صرفاً با رأیگیری اعضای انجمنها انتخاب میشم نه به انتخاب مستقیم دانشجوها
من یک معاون هم دارم که مستقیماً با تصمیم خودم انتخاب میشه
روز ثبت نام برای کاندید شدن دبیر انجمنها آغاز میشه کسایی که ثبت نام کردن از انواع مختلفی از شخصیتهای مختلف و تیپهای رفتاری متفاوت هستند چند نفری صلاحیت اینکه دبیر یک انجمن بشم رو ندارن برای اینکه این افرادی که ثبت نام کردند اعتبارسنجی بشن یک گروه ۱۲ نفره تشکیل میدیم که وظیفه اصلی آنها تایید صلاحیت کاندیدا است
شش نفر از این اعضا را مستقیماً خودم انتخاب میکنم و ۶ نفر دیگر را معاون من انتخاب میکند که آن وارد را نیز مستقیماً با تصمیم من انتخاب شده
طبیعتا با این ۱۲ نفر را نزدیک به دیدگاه خودمون انتخاب میکنیم و اونها هم کسایی رو تایید میکنند که به ما خیلی نزدیک باشن، بعد از این فیلتر ما کاندیداهای تایید صلاحیت شده داریم که حالا دانشجوها میتونن از بین این افراد به کاندید مورد علاقهشون رای بدن
بعد از انتخابات روال به این صورته که باید تایید کنند که آیا رئیس انجمنها که من باشم همچنان ادامه بده یا یک رئیس دیگهای انتخاب بشه با توجه به اینکه افراد به من نزدیک هستند همچنان به خودم رای میدن و من همچنان در راس قدرت باقی میمونم و این روند هر بار تکرار میشه
من معاون انتخاب میکنم من و معاونم اون ۱۲ نفر اونها هم کاندیدا ها و دوباره دوباره
به این پدیده میگن حلقه بسته قدرت یعنی هیچ کس نمیتونه نفوذی در این حلقه داشته باشه
وجه شباهتش با نظام حاکم بر ایران به این صورت هست که رهبر رو مجلس خبرگان انتخاب میکنه تایید صلاحیت مجلس خبرگان رو اعضای شورای نگهبان انجام میدن و خوب شورای نگهبان رو 6 نفر رو خود رهبر انتخاب میکنه و 6 نفر دیگه رو رئیس قوه قضایی انتخاب میکنه انتخاب میکنه که خود رئیس قوه قضایی رو هم به دستور مستقیم رهبر انتخاب میشه