آهنگی که آهنگ نیست| نگاهی به آهنگ "از آشناییتون خوشحالم" هیچکس

کم پیش می آید در موسیقی عامه پسند هنر به معنای درستش اتفاق بیفتد. آلبوم مجاز هیچکس با همه ی سیاه بودن بیت ها ،ملودی ها و آهنگ هایش با سبک تازه واردش در ایران- اسپوکن ورد- در برخی از آهنگ ها اتفاقی ورای موسیقی شنیداری حادث می شود.

اسپوکن ورد-Spoken word- کلام گویی، دکلمه سرایی یا هرترکیب ترجمانی دیگر -یکی از سبک های تازه وارد نیواسکول هیپ هاپ-New school hip hop- است که شروعش از سال 2002 و یک استیج دبیرستانی بود اما ورود رسمی اش به موسیقی از سال 2010 شد که به فراگیر شدنش در موسیقی رپ انجامید. این سبک بستری برای مطرح کردن موضوعات دینی ، سیاسی و ورود ادبیات و احساس شاعرانه ی بی تکلف و الزام های ساختاری به این سبک با القای حس خیابانی رپ همراه می شود. سبکی که در آلبوم مجاز در ادامه ی کندوکاو ها و خلاقیت های سروش لشگری در این زیرشاخه موسیقی دنبال شد. اما این تنها اتفاقی نیست که آهنگ هیچکس را بالا می برد. اتفاق فراتر از یک خلاقیت سبکی است. اینجا نگاهی به آهنگ عجیب، جذاب و هنر به مثابه هنر هیچکس تحت عنوان از آشناییتون خوشحالم ،دارم.

آهنگ از آشناییتون خوشحالم ، موسیقی نویی است که می تواند در ادامه ی راه هیچکس اورا بیش از گذشته از بقیه ی هم قطارانش جدا کند. در شروع آهنگ، مسبوق سابقه هیچکس منتظر مقدمه چینی آهنگ نمی شود و با شروع موسیقی شروع به خواندن می کند. صدا داستان سرایی می کند و خاطره به آن می چسبد تا در مخاطب به خوانش تازه ای از یک آهنگ عامه پسند برسد.

"مامان اینا شایعه‌س/الکل واسه جنین بد نی/سیگار دود کن/تا حالا سست شدی؟/بند ناف آویزون، طناب دارم/بذا بگن بچه مُرد و نیست/من و فکر خودکشی/داستان مال طرفای سال شصت و چاره/مامان خواستم دلتو بشکونم با شیشه‌خورده‌هاش بزنم رگ دستو پاره بکنم/به بابا گفتی بچه لگد زد دوباره"

اتفاق از موسیقی نوآرش شروع می شود اما ادامه یافتنش در پیوند غریبی از کلمات از خاطرات است. مخاطب اینجا با تمپوی موسیقی هیجان زده نمی شود اینجا با چیزی ورای صدا سروکار داریم در این آهنگ تصویرسازی حرف نهایی را می زند. موسیقی همپای بقیه ی عناصر پیش می رود،موسیقی ای که نه تنها از شعر و صدای هیچکس جدا نمی شود که به صدا چسبیده؛ با آنکه آلات موسیقی اش باهم در واضحات قابل اشتراک گذاری نیستند، در این آهنگ ضرب روی تنبک، با موسیقی الکترونیک آنچنان آمیخته که صدای مادر و پدر هیچکس با صدای آهنگین خودش هم آمیزی می کند و جدا نمی ماند اینجا جاییست که آهنگ خودش را بالا و بالاتر از یک داستان مشخص اتوبیوگرافی سروش لشگری می برد. قرار نیست ما با صدای هیچکس هم صدایی کنیم قرار است هنرمندی اش را ببینیم و مجذوب این هنرنمایی شویم.

"گفت یه شعار ساده، زنده‌باد زباله/خسته شدم/خسته شدم/ولی صدای موج رو شنیدم که گفت/«ماهی‌های آزاد جمع شدن پشت سد جوهر»/همین شد که من با مشت گره‌کرده متولد شدم"

داستان اینجا همسو با یه مشت سرباز،اینجا تهرانه، یه روز خوب میادوانجام وظیفه ادامه روی داستان گویی هیچکس است اما با یک تفاوت بزرگ که اینجا او از صداهای دیگری هم بهره میبرد اتفاقی که در یه روز خوب به شکلی هنرمندانه و خیلی موجز در انتهای ترکش استفاده شده بود اما اینجا بیش از پیش در دو بخش-مادرانه و پدرانه- مخاطبش را به خودش نزدیک که هیچ می چسباند و اینجاست که آهنگ از پوسته ی موسیقی درآمده و به سمت تصویرسازی و چندرسانه ای شدن پیش می رود. اتفاقی که عامه پسند بودنش را به سمت هنرسوق می دهد. این تنها در فرم اتفاق نمی افتد و در محتوا هم کار از بودن در یک فضای آهنگ هم گیر نمی کند و فضای نوشته ها به پیداکردن سرنخ های نشانه شناسی می رسد.

"حرف نمی‌زدم و فکر می‌کردم بیشتر/به خیلی چیزا/مثلاً به ریش یا ریشه‌س؟/سیب به درخت سیب وصله؟/یا درخت سیب به سیب وصل؟"

هیچکس همواره نشان داده برایش کیفیت مهم تر است .او دیر به دیر آهنگ هایش را عرضه می کند چرا که نگاه ویژه ی دنباله داری را پیروی می کند که اثرش در تاریخ ماندنی شود. آلبوم تازه ی هیچکس اتفاق ویژه ای نه تنها در موسیقی هیپ هاپ و رپ ایران است که اتفاق نویی در هنر موسیقی معاصر ایران خواهد بود