چند نکته دربارۀ آخرین پست کیمیا علیزاده (بازی‌کردنِ نقشِ قربانی)

یک بررسی ساده روی تازه‌ترین پست اینستاگرامی خانمِ کیمیا علیزاده (تکواندوکار) گویای چند نکتۀ ساده اما دیده‌نشده است؛ چه آنکه در طوفان و غبار، حقیقت مغلوبِ احساسات می‌شود.

کیمیا علیزاده در یک پست اینستاگرامی از مهاجرتش حرف زده
کیمیا علیزاده در یک پست اینستاگرامی از مهاجرتش حرف زده


از چه نکاتی حرف می‌زنم؟

  1. مقایسۀ این پست با پست‌های قبلی صفحۀ خانم علیزاده به من و امثالِ من که سابقۀ روزنامه‌نگاری حرفه‌ای دارند گواهی می‌دهد:
    برخلافِ دیگر پست‌ها، این نوشته برخلافِ بقیۀ پست‌های ایشان، نه تنها آلوده به غلط‌های ویرایشی، نگارشی و املایی نیست، بلکه متنی‌ست شُسته‌رفته و دارای آرایه‌های ادبی نظیر توصیف، استعاره، کنایه و... که از صاحب صفحه بعید است. به اعتقادِ من، این نوشته به‌قلمِ یک روزنامه‌نگارِ باسابقه نوشته شده است.
  2. انتخابِ عکس هوشمندانه است. ویرایش عکس حرفه‌ای است. مقایسه با دیگر پست‌ها نشان می‌دهد که خانم علیزاده فاقد زیبایی‌شناسی و حرفه‌ای‌گری لازم برای انتخاب و ویرایش چنین عکسی‌ست.
  3. در این متن به‌طرزی ماهرانه کوشش شده تا تصویری قهرمانانه از پناهندگیِ عُرفی (و نه حقوقی) ارائه شود. گویی راهِ نجات کشور را کشف کرده!
  4. متن (که به‌اعتقادِ من دارای استراتژی محتوا است) طوری تنظیم شده که نشان دهد خانم علیزادۀ جوان یک عمر در اسارت زیسته.
    پرسش اینجاست:
    آیا او تنها زنِ ورزشکار و تنها زنِ شناخته‌شده و معتبرِ ایرانی بوده؟ آیا همۀ زن‌ها را مجبور می‌کنند با آذری جهرمی دیدار کنند؟ همۀ زن‌ها را مجبور می‌کنند به دیدار رهبر بروند؟ همۀ زن‌های ورزشکار و فیلمساز و بازیگر و موسیقی‌دان و نویسنده و شاعر را وادار می‌کنند با حجابی امرشده و اجباری در مراسم دولت و حکومتی شرکت کنند؟
  5. فارغ از همۀ محدودیت‌ها و ظلم‌های تحمیل‌شده بر زنان ایران و جهان، آیا راهِ مبارزه در مسیر عدالت و احیای نقش و شأنِ زن، فرار کردن، پناهنده‌شدن و پناه بردن زیر پرچمِ یک کشورِ دیگر است؟ در این صورت، آیا نقش و تلاش‌های زنانی که در طول ده‌ها سالِ اخیر در این مسیر کوشیده‌اند را به هیچ نگرفته‌ایم؟ این چه مدل از «مبارزه» و «حق‌طلبی» است؟
  6. درست در روزهای پرغبار و پرتلاطم، متنی استراتژیک منتشر می‌شود تا جایگاهِ «قربانی» و «قهرمان» به کیمیا علیزاده ببخشد. از تئوری توطئه حرف نمی‌زنم. به‌خوبی با روزنامه‌نگاری حرفه‌ای و استراتژی محتوا آشنام و آنچه می‌بینم، متنی‌ست تحقیرآمیز، فریبکارانه و پرمغالطه که می‌کوشد یک پناهندگی را «اعتراضِ مدنی و فعالیت مدنی» جا بزند.
  7. خانم علیزاده جوان است و خام. یک روز بازی آذری جهرمی را خورد و امروز بازی هلندنشین‌ها را. ولی ای کاش مخاطبش اینقدر راحت احساساتی نمی‌شد و اندکی تأمل می‌کرد.
  8. رفتن و پناهنده‌شدنِ یک انسان، تا جایی که به اجتماع آسیب نزند مسئله‌ای شخصی‌ست. تا اینجایش به خودِ خانم علیزاده مربوط است. اما کاش در مسیرِ «آزادی» و «عدالت جنسیتی»، سعی نمی‌کرد از بدبختی مردمش کَره بگیرد؛ اگرچه، در نخستین قدم، ظاهراً حساب اینستاگرامش را به «آزادی» خیالی‌اش باخته.