هدی
خواندن ۳ دقیقه·۳ ماه پیش

تولد گفتمان مبارزه با استکبار

۴۵ سال پیش انتشار خبر ملاقات وزیر امور خارجه دولت موقت و مشاور امنیت ملی کارتر در الجزایر در کنار سفر شاه مخلوع ایران به آمریکا همچون آتشی که به انبار باروت بیفتد یکی از مهمترین بحرانهای معاصر ایالات متحده را رقم زد. سفارت آمریکا که برای جامعه انقلابی ایران یادآور تجربیات تلخ و محلی برای توطئه علیه منافع مردم بود، به انتقام ۲۸ مرداد، ۱۶ آذر و ۱۵ خرداد به تصرف دانشجویان پیرو خط امام درآمد. این بار برخلاف هشت ماه پیش که گروههای چپ سفارت را اشغال کرده بودند، امام به حمایت از دانشجویان پرداخت و حرکت آنان را انقلاب دوم نامید. فضای داخل کشور و بین الملل تا ۴۴۴ روز بر سر ماجرای گروگانها دچار بحران بود و این اتفاق تبعاتی در پی داشت که تا امروزِ ما را هم تحت تاثیر قرار داده است.
تسخیر سفارت توجه همه جهان را به ایران و انقلاب نوپایش معطوف کرد. این بار در اوج جنگ سرد پرچم مبارزه با استکبار از طرف مدعی جدیدی غیر از چپها بلند شده بود. در واقع سیزدهم آبان اگرچه نقطه عطفی در تاریخ روابط ایران و آمریکا به شمار میرفت، اما مهمتر از آن نقطه تکوین گفتمان استکبار ستیزی انقلاب اسلامی بود.
آمریکا با وقوع انقلاب در ایران یکی از مهمترین همپیمانان خود در منطقه را از دست داده بود و از گسترش ایده انقلاب ایران به خارج از مرزهای آن بیم داشت. تا پیش از تسخیر سفارت دو دولت ایران و ایالات متحده به صورت کج‌دار و مریز در تعامل بودند در حالی که هر دو میدانستند این وضعیت دوامی نخواهد داشت. ایرانیان که تجربه نهضت نفت را در خاطر داشتند؛ قصد نداشتند از یک سوراخ دوبار گزیده شوند و سیزدهم آبان همان نقطه‌ای بود که به همه ثابت کرد خمینی، مصدق نیست و قرار نیست انقلاب اسلامی به سرنوشت نهضت نفت یا مشروطه دچار شود. امام با این حادثه در جهان ادبیاتی جدید حول استقلال‌خواهی و مبارزه با سلطه شکل داد که وامدار شرق و غرب نبود. در این ادبیات شیطان بزرگ یا طاغوت جای امپریالیسم را گرفته بود و مبارزه با آن در امتداد مبارزات انبیا شمرده می‌شد. ادبیاتی که توانست به مرور جای خود را پیدا کرده و جانشین گفتمان چپ در مبارزه شود.
هنوز هم، با گذشت بیش از چهل سال، برخی با کوتاه بینی معلول را علت پنداشته و این اتفاق را دلیل دشمنی آمریکا با ایران میدانند. اما فاصله گرفتن از حادثه و گذر زمان هرچه بیشتر ثابت کرده که این اقدام دانشجویان به واقع "انقلاب دوم" بود و تحقق شعار نخست انقلاب، استقلال، چنین هزینه¬ای را می-طلبید. امروز به نسبت سال ۱۳۵۸، بیش از چهل سال تاریخ به تجربه جهان افزوده شده و با انتشار اسناد لانه جاسوسی و با وجود تجربه عراق، افغانستان، بهار عربی، هفتم اکتبر و... منطق سیزدهم آبان روشنتر از سالهای قبل گشته. اکنون نه تنها مردم غرب آسیا بلکه حتی دانشجویان هاروارد و کلمبیا دریافته‌اند که سیاست‌های خارجی آمریکا عادی و در راستای تامین منافع ملی‌اش نیست _همانطور که جنایات رژیم صهیونیستی دفاع از خود نیست_ و نمیتوان از مردمی که هدف این سیاستهای غیر عادی بوده‌اند توقع تظلم¬خواهی در چارچوب‌هایی را داشت که توسط همین سیاستگذاران ترسیم شده. منطقی که یک سال قبل هفتم اکتبر را رقم زد و امروز درگیر مبارزه‌ای تاریخ ساز با شیطان بزرگ است، امتداد همان ایده‌ای است که سیزدهم آبان را رقم زده بود. و ساختمان واقع در خیابان روزولت سابق و طالقانی امروز نمادی است که به دنیا یادآوری می‌کند سیاستهای چه کسی مانع برقراری صلح پایدار در جهان است.

پ.ن: این یادداشت را ۱۳ آبان برای نشریه دانشکده نوشته بودم و یادداشت نپخته و بی سر و تهی است اما دوست داشتم اینجا هم داشته باشمش.

دانش‌جو، سردرگم، بی در کجا.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید
نظرات