
خیلی وقتها تیمها روی داده کار میکنن، فایلهای اکسل پر میشن از گزارش و داشبوردها رنگی میشن، اما تصمیمها همون تصمیمهای قدیمی باقی میمونه. علت اینه که داده در اون سازمان «منبع تصمیم» نیست و فقط ابزاری برای توجیه تصمیمه.
درحالی که برندهایی که واقعا رشد دارن برای فهمیدن واقعیت روی دادهها کار میکنن، نه برای اینکه مفروضات خودشون رو تایید کنن. آمار و ارقام به این برندها کمک میکنه بفهمن «چرا چیزی کار میکنه یا نه؟» درنتیجه اطلاعات باید بتونه گفتوگو ایجاد کنه. اونوقت برند از گزارشسازی عبور میکنه و وارد مرحلهی تصمیمسازی میشه.
📌 به نظر من دیتا وقتی ارزش داره که:
1️⃣ به جای آمار گرفتن، ازش سوال درست بپرسی.
2️⃣ بهجای ختم شدن به گزارشهای فصلی، به تیمهای تصمیمگیرنده وصل بشه.
3️⃣ با خلاقیت ترکیب بشه، چون عدد بدون تفسیر جهت نمیده.
این سه مورد باعث میشه آمار و اطلاعات خاک نخوردن و به منبع ایده و خلاقیت تبدیل بشن.