شانه به شانه

تک ضربه های باران بهاری، آرام و آهسته کمی فرصت می خواهد تا معنا پیدا کند. معنایی که بی شک در مسیر اتفاق می افتد و نه در آغاز! قدم به قدم، شانه به شانه، صحبت و حرف تا برسد به جدال‌های خاموش، جدال هایی پنهان و بهاری که با نوازش قطره‌ای باران خنثی می شود.

شانه به شانه چراکه چشم در چشم جراتی بی بدیل می خواهد در ابتدای راه، صحبت و حرف و جدال چراکه راه می خواهد برای رفتن و البته گفتن و گفتن و گفتن چراکه دلیل می‌خواهد برای ماندن و زیستن.

دلیل یا توجیه، هرچه که باشد، گذشته است و در هرآنچه که گذشته چاره‌ای نیست جز قبول و سکوت، شیرین است، به شیرینی یک اتفاق، یا شاید هم به شیرینی ابر بهاری که گاهی هست و گاهی نیز نیست!