
رهبران کسبوکار نمیتوانند در پذیرش هوش مصنوعی مولّد رویکرد «منتظر بمانیم و ببینیم چه میشود» داشته باشند. آنها باید برنامهای داشته باشند تا این فناوری را به شکلی متفاوت از دیگران در زنجیرۀ ارزش به کار بگیرند.
نویسندگان در این مقاله چارچوبی برای تفکر راهبردی دربارۀ هوش مصنوعی مولّد معرفی میکنند و توصیههایی عملی درباره نحوۀ بهکارگیری آن در وظایف مختلف شغلی ارائه میدهند.
این چارچوب بر دو عاملِ هزینۀ خطا و نوع دانش مورد نیاز تمرکز دارد. اگر خطا در انجام یک کار میتواند باعث آسیب جدی، زیان مالی یا لطمه به اعتبار سازمان شود، شرکتها باید در استفاده از هوش مصنوعی مولّد بدون نظارت انسانی با دقت و احتیاط عمل کنند.
کارهایی که بر دادههای صریح و قابل ثبت و پردازش تکیه دارند، برای استفاده از هوش مصنوعی مولّد مناسباند. اما انجام سایر کارها برای این فناوری بهطور بنیادی دشوارتر است، زیرا این وظایف تنها شامل بازیابی اطلاعات نیستند، بلکه نیازمند بهکارگیری دانش ضمنی یعنی همدلی، استدلال اخلاقی، شهود و قضاوت در بستر موقعیت نیز هستند.
با قرار دادن هر کار در بخش مناسب این چارچوب، بهوضوح مشخص میشود که کدام وظایف را هوش مصنوعی مولّد میتواند سریعتر، ارزانتر یا بهتر انجام دهد.
---
دانش ضمنی (Tacit Knowledge): دانشی ناظر بر شناختی که در ذهن افراد وجود دارد.
--
Source: “The Gen AI Playbook for Organizations”, published in Harvard Business Review.