
بسیاری از پروژههای هوش مصنوعی با شکست روبهرو میشوند، زیرا رهبران سازمانی به اشتباه تصور میکنند پذیرش این فناوری فقط یک «خرید تکنولوژی» است؛ در حالی که مسئلۀ اصلی، تغییر رفتار انسانهاست.
افراد معمولاً در برابر ابزارهایی که روالهای کاریشان را مختل میکند مقاومت نشان میدهند، به خطاهای قابلمشاهدۀ هوش مصنوعی بیش از اندازه واکنش منفی دارند و همچنان قضاوت انسانی و آشنا را ترجیح میدهند. به همین دلیل، حتی سامانههایی که عملکرد خوبی هم دارند، بهدرستی مورد استفاده قرار نمیگیرند و جایگاهی پیدا نمیکنند.
رهبران سازمان میتوانند با بهکارگیری رویکرد «هوش مصنوعی انسانمحور مبتنی بر علوم رفتاری» در تمام مراحل چرخۀ پذیرش، این مشکل را برطرف کنند.
در مرحلۀ طراحی، شرکتها باید فرایند طراحی را بهصورت مشترک با گروههای متنوعی از کاربران انجام دهند، در نقاطی که نیاز به دقت و توجه بیشتری است، اصطکاک هدفمند ایجاد کنند و نسخههای آزمایشی (بتا) را با ارائه نتایج تفکیکشده برای زیرگروههای مختلف و همراه با بازخوردهای رفتاری اجرا کنند.
در مرحلۀ پذیرش، سازمانها باید هوش مصنوعی را بهعنوان یک تقویتکننده و یاریرسان برای تواناییهای انسانی معرفی کنند، محدودیتها و سازوکارهای ایمنی آن را شفافسازی نمایند و از قابلیتهای توضیحپذیری سیستم برای افزایش حس کنترل کاربران استفاده کنند.
در مرحلۀ مدیریت، ضروری است که رهبران سازمانی آموزش ببینند، خودشان الگوی استفاده صحیح از هوش مصنوعی باشند، شاخصهای کلیدی مبتنی بر رفتار انسان مانند اعتماد، احساس عدالت، میزان تلاش موردنیاز و میزان استفاده داوطلبانه را بهطور منظم پایش کنند، آزمایشهای میدانی (پایلوت) دقیق اجرا کنند و در صورت نیاز مسیر را اصلاح کرده یا پروژههای ناموفق را سریع متوقف کنند.
نتیجۀ بهکارگیری این رویکرد، افزایش اعتماد کاربران، سرعت بیشتر در پذیرش فناوری و دستیابی به بازگشت سرمایه واقعی خواهد بود.
__
Source: “How Behavioral Science Can Improve the Return on AI Investments”, Harvard Business Review, November 2025.