چرا شیر؟

اگه فیلم‌های معروف هالیوود رو دیده باشین، بین شخصیت‌های خاص، یک موردی خیلی تکرار می‌شه. به طرز عجیبی شیر می‌خورن! طرف می‌ره تعداد قابل توجهی آدم رو قلع‌وقمع می‌کنه، خفه می‌کنه و هر بلایی که بگین سرشون میاره، بعدش میاد شیر می‌خوره! من همیشه انتظار دارم این شخصیت‌ها مثل دراکولا از جمجمه‌ی قربانی‌هاشون خون و ودکا بخورن. نه شیر کم‌چرب پاستوریزه! توی این مطلب قصد دارم سراغ "شیر" برم و اینکه چرا اینقدر بین کارگردان‌ها برای شخصیت‌های خفن یا badass فیلم‌هاشون محبوبه.

فیلم جایی برای پیرمردها نیست - 2007
فیلم جایی برای پیرمردها نیست - 2007

شیر، همون‌طور که می‌دونین یک مایع سفیده که پستاندارها برای بچه‌هاشون تولید می‌کنن، ما هم ازشون می‌دزدیم و به خودمون و بچه‌هامون می‌دیم، چون مفیده. رنگ سفید، اون هم سفید یک‌دست توی سینما معانی مختلفی داره. اصلی‌ترین مفهومش "پاکی" و "معصوم" بودنه. این پاکی از جایی میاد که شیر بی‌اختیار ذهن هر کسی رو به سمت مادر و نوزادش می‌بره. حسی که از نوزاد و شیر خوردنش گرفته می‌شه معصومیت خالص رو القا می‌کنه. فیلمسازها از این موضوع خیلی خوب خبردارن. اینکه می‌بینیم لئون توی فیلم لئون حرفه‌ای (1994) شیر می‌خوره یا خاویر باردم توی جایی برای پیرمردها نیست (2007) بعد از کشتن چند نفر می‌ره یه بطری شیر برمی‌داره، می‌تونه معنی‌های مختلفی داشته باشه که چندان هم معمول نیستن، اما برای پیش‌برد شخصیت‌پردازی خیلی نقش کلیدی دارن:

  • کودکی از بین رفته: شیر می‌تونه این مفهوم رو داشته باشه که یک شخصیت کودکی داشته که معمولی و خوب نبوده. برای مثال مشکلاتی که با مادرش داشته یا خانواده‌ای چندان براش باعث آرامش نبودن. خوردن شیر به عنوان حرکتی که یک بچه انجام می‌ده، می‌تونه اشاره کنه اینکه اون شخصیت‌ هیچ‌وقت کودکی رو تجربه نکرده و توی بزرگسالی با اعمال مختلف سعی می‌کنه این خلاء رو جبران کنه. برای مثال بهتره به همون خاویر باردم توی جایی برای پیرمردها نیست (2007) اشاره کنم.
  • کودک درون: یکسری از شخصیت‌ها با وجود اینکه اصلا نشون نمی‌دن، اما کودک درون کاملا فعالی دارن. برای نمونه، شخصیت "دود" توی لباوسکی بزرگ. لباوسکی به نوشیدنی به اسم "روسی سفید" علاقه داشت. یکی از ماده‌های اصلی این نوشیدنی شیره. حتی مثل بچه‌ای که شیر می‌خوره و بالای لبش رد شیر می‌مونه، رد شیر روی سیبیل لباوسکی می‌موند. این نشون می‌ده که شخصیت هنوز هم بازیگوشی‌های کودکی رو توی خودش داره و کامل از دوران کودکیش رد نشده.
پرتقال کوکی - 1971
پرتقال کوکی - 1971
  • معصومیت: همون‌طور که بالاتر هم گفتم، شیر به عنوان نوشیدنی نوزادها معصومیت رو تداعی می‌کنه. خوردن شیر توسط یک کاراکتر می‌تونه نشون بده که اون چندان درکی از کارهایی که می‌کنه نداره و همچنان معصومه. الکس توی فیلم پرتقال کوکی (1971) مثال خیلی خوبیه. الکس قبل از دوره‌ی محکومیتش علاقه‌ی زیادی به شیر داشت (شیری که با مواد مختلف ترکیب می‌شد.)، در حالی که توی بخش دوم فیلم دیگه سراغ شیر نمی‌رفت. اینجا دوتا مفهوم مطرح می‌شه: شیر خالص نیست، یعنی معصومیت الکس هم چیزی نیست که نشه در موردش بحث کرد. اون خرده شیشه‌هایی هم داره که درون معصومیتش پنهان می‌شن. بعدتر این معصومیت توسط افراد مختلف از الکس گرفته می‌شه. اون دیگه متوجه مفهوم حرکاتش شده و معصومیتش از بین رفته.
  • حس بد: خوردن شیرِ انسان توی بیشتر جوامع، یک تابوئه. به هر شکلی که بخوایم حساب کنیم کار حال‌بهم‌زن و مزخرفیه. کارگردان‌ها ممکنه از اون برای القای حس بد و چندش هم استفاده کنن. چون فردی که داره شیر می‌خوره، ممکنه در حال غصب چیزی باشه که به اون تعلق نداره. برای مثال: کریستوفر والتز توی فیلم حرامزادگان لعنتی (2009) یک سکانس شیر خوردن داشت و این سکانس به طرز عجیبی ناراحت‌کننده بود. دیالوگ‌هایی که رد و بدل می‌شد نیت‌ بد و نوع فکر مریض شخصیت رو منتقل می‌کرد.
حرامزادگان لعنتی - 2009
حرامزادگان لعنتی - 2009

وقتی یکی از افسرهای نازی از گاو و خانواده‌تون تعریف می‌کنه، بدونین یک جایی از کار داره می‌لنگه.

چهار موردی که گفتم از متداول‌ترین مفهوم‌ها برای خوردن شیر توی فیلم‌ها بود. مطمئنم که هزاران مفهوم دیگه هم می‌شه گفت و همچنان همشون درست باشن. هر فیلم، هویت خاص خودش رو داره و یک ابژه توی اون فیلم می‌تونه مفهومی کاملا متفاوت با تمام فیلم‌های دیگه داشته باشه. بهتره برای درک بهتر اونا با ذهن باز به جزئیات توجه کنین. اون موقع جز شیر، همه‌ی چیزهای دیگه معنی پیدا می‌کنن.

امیدوارم این مطلب به دردتون خورده باشه ;) ممنون که خوندین.

پ.ن: اگه موردی توی فیلم‌ها هست که دوست دارین مفهومش رو بدونین، حتما توی بخش نظرات بهم بگین. سعی می‌کنم در موردش بنویسم.