
اینجا باد سرد می وزد.
خاطراتم را با خود می برد
من را، چشم در راهش می گذارد
منظره ای در هم غبار گون
صدای که در کوه پژواک دارد
شاید این آخرین دیدار چهره ها باشد
شاید دگر برگشتی نباشد
چشمان خیسم ، لبخندم را یاری نمی کنند
محو می شود از یادم
دیدم آنها به ابد می روند
مرا در این آخرین رویا تنها گذاشته می روند
حیرانم ، شادی هایم را با خود می برند
کاش میشد دستهایم را بگیرند
بگویند همراهیت می کنیم .
اما .....
شاید در طلوعی دوباره لبخندی بدرخشد.
1403/08/24