اضطراب هر روز من چطور درمانش کردم

سلام خوبان! من مدتها بود هر شب قبل خواب دچار اضطرابی به شدت مهلک میشدم?، چند سالی هست با کامپیوتر آشنا شدم و دارام باهاش زندگی میکنم، یادمه کلاس سوم راهنمایی بودم و عجیب دلم موبایل می خواست (کا 330 تازه اومده بود) گفتم تابستون میرم کارگری تا یکی بخرم از قبل هم واسه سیم کارت ثبت نام کرده بودم که روزی که دراومد رفتم تحویل بگیرم شناسنامم رو که گرفت گفت بچه ای برو با بابات بیا تا بهت بدیم?، خلاصه عاشق کامپیوتر هم بودم ( پسرخالم دانشجوی کامپیوتر بود تازه خریده بود) یه روز از سر کار که برگشتم پدر عزیزم بعنوان هدیه برام کامپیوتر خریده بود? یادمه قرار بود فرداش دوست بابام بیاد برا نصب و شبش تا صبح نخوابیدم گفتم نکنه توی خواب بمیرم و از کامپیوتر استفاده نکنم، خلاصه که کامپیوتر نصب شد و منم نشستم پاش از همون اول دوست نداشتم بازی کنم همش دلم می خواست یه کاری باهاش انجام بدم که همه کفشون ببره هرچی پسر خالم بازی جدید میاورد که نصب کنه میگفتم نه دوست ندارم و اولین شاهکار من میکس عکس با موی میکر ایکس پی بود هرکی میومد خونه محال بود یبار نشونش ندم?، خوب از گذشته بیایم به حال.

من درحال حاضر کارمند وزارت بهداشت هستم و صبح تا ظهر اداره و توی خونه هم دارم دوتا پروژه وب ران میکنم، ظهر از سرکار که میومدم خونه خسته بعد سه ساعت میرفتم سر لپتاپ تا کارامو انجام بدم ولی ای دل غافل همش اینترنت و همش دنبال چیزای جدید(اینا بدبختت میکنه به جای پیشرفت) آخر شبم که میشد میدیدم زمان گذشته و هیچ کاری نکردم ? برای همین دچار اضطراب میشدم که اینم یه روز دیگه و یه علافی دیگه از فردا قول میدم درست بشم ولی هی فردا هم همین آش و همین آش، تا اینکه سال 97 رسید و قول دادم از کارهای کوچیک شروع کنم تا از این اضطراب خلاص بشم که شکر خدا موفق بودم تا الان.

خوب این داستانو نوشتم تا براتون مفهوم کنم تا دست نجونبونی همه چیز مثل قبله، اگه شما هم مثل من هستین از کارهای کوچیک شروع کنید تا درست بشه، اقیانوس با عظمتش از قطرات کوچک تشکیل شده! من اول از پولهای جیبم شروع کردم و سعی کردم از این به بعد همیشه پولامو مرتب بذارم توی کیفم بعدش از لباسام که همیشه مرتب دربیارم و درست بذارم سر جاش بعد از کارهای کوچکی که برای امروزم ریخته بودم، مثلا امروز زوجه زباله ها رو باید بذارم بیرون، امروز حتما باید صورت حسال فلانی رو ببرم وووووو

باور کنید از همین کارای کوچک به نتایج بزرگ میرسین، من جواب گرفتم و قطعا شما هم جواب میگیرن.

فعلا یا حق

تا مطلبی دیگر خدا نگهدار

سید حسین رضوی