
من تازه به #تیم اضافه شدم و کد خیلی #شلخته است. چطور میتونم نظر بقیه رو جلب کنم تا بتونم بهترش کنم؟” #ریفکتور
وقتی تازه واردی، تو یه موقعیت سختی هستی:
-- باید #اعتبار خودت رو از صفر بسازی
-- باید کمی حفاری کنی تا تکنولوژی رو بفهمی
-- باید بررسی کنی که چه شرایطی باعث تصمیمگیریهایی شده که کد رو این شکلی، شکل داده
-- باید بیزینس رولهای اون بخش رو درک کنی (این خیلی مهمه، به قولی ifها الکی به #پروژه -- اضافه نشدن! بفهم چرا اونجان؟! خواهش میکنم اینو جدی بگیرید!!!)
-- باید ارزشهای سازمان رو بشناسی
-- باید مطمئن بشی که برای چه کاری #استخدام شدی؟
-- و…
روابطت خیلی مهمتر از وضعیت فعلی کد هست. با احترام، کنجکاوی و ذهن باز برخورد کن. بعضی وقتها چیزهایی که در نگاه اول احمقانه به نظر میرسن، دلیل خوبی برای بودن به شکل فعلیشون دارن! بعضی وقتها هم راه بهتری وجود داره و تو اینو میدونی. احتمالاً به همین خاطر هم تو رو استخدام کردن!
بعضی از #بدهی ها قرار نیست، فعلا پرداخت بشن. گاهی یه #نرم_افزار به اندازه کافی خوبه. همه چیز نباید کامل باشه. روی فهمیدن قبل از تغییر تمرکز کن.
قبل از اینکه جایی رو شخم بزنی 😀 ببین تست خودکار داره یا نه؟ اگه نداره، ببین بهت فرصت میدن که براش بنویسی؟ اگه نداشت سعی کن سمتش نری!
با مدیرهای #محصول و #مدیر_فنی صحبت کن تا بفهمی اونا آینده اون محصول رو کجا و چه شکلی میبینن.
معیارهای کلیدی که هر سرمایهگذاری روی اون محصول رو تعیین میکنن شناسایی کن. بعد سعی کن به طور صادقانه ارزیابی کنی که تغییرات پیشنهادی شما، چقدر روی این معیارها تأثیر میذاره؟ حتی میتونی یه POC (مدل اولیه) زمانبندی کنی تا دادهها و بینشهای بیشتری جمعآوری کنی.
و در نهایت، اگه شما خفنترین فرد تیم هستی، سعی کن بقیه رو با #pair_programming، #برنامه_نویسی گروهی، #استراتژی فنی و غیره همراه کنی. #هدف اینه که ایدههات از دستان دیگران عبور کنه!
گاهی هیچ اشکالی نداره که ایده شما، توسط مدیر شما، مطرح بشه! کار کردن در تیمها به خصوص در بدو ورود نیاز به هوش سیاسی داره!
سعی کردم از #تجربه بگم … شما هم اگه میتونی به این موارد، تو کامنتها اضافه کن…