ویرگول
ورودثبت نام
Hossein Karimi
Hossein Karimi
Hossein Karimi
Hossein Karimi
خواندن ۲ دقیقه·۵ ماه پیش

چرا برخی سازمان‌ها تحقیقات کاربر انجام نمی‌دهند؟

این مقاله رو پس از خوندن مطلبی در وب‌سایت NNGroup نوشتم. ایده و ساختار اصلی از اونجا الهام گرفته شده، اما در بازنویسی، تجربه‌ها و مشاهدات شخصی‌ام رو هم اضافه کردم تا کاربردی‌تر و ملموس‌تر باشه.

تصور کنید در حال ساخت یک محصول هستید، بدون اینکه حتی یک بار از کاربر واقعی بپرسید چه می‌خواد. این مثل اینه که بدون نقشه، وارد بیابان بشید! با وجود اینکه تحقیقات کاربر می‌تونه مسیر رو روشن کنه، هنوز هم بسیاری از سازمان‌ها اون رو نادیده می‌گیرن. چرا؟ بیایید با هم بررسیش کنیم.

تحقیقات کاربر در دیزاین یک ضرورته.
تحقیقات کاربر در دیزاین یک ضرورته.

مشکل کجاست؟

مشکل اینجاست که بسیاری از تصمیم‌گیران، ارزش واقعی تحقیقات کاربر رو یا نمی‌دونن یا اون رو کم‌اهمیت می‌شمارن. نتیجه چی میشه؟ محصولاتی که شاید از نظر فنی بی‌نقص باشن، اما در دنیای واقعی شکست می‌خورن.

بهانه‌های رایج مدیران برای انجام ندادن تحقیقات کاربر

برخی سازمان‌ها به جای پذیرش نیاز به تحقیق، بهانه‌هایی پیدا می‌کنن. این بهانه‌ها شاید منطقی به نظر برسن، اما در عمل، مانع پیشرفت میشن.

  • «وقت نداریم!»
    تیم‌ها تحت فشار هستن تا سریع لانچ کنند و به KPIها برسن. اما نتیجه این میشه که بعدا وقت بیشتری صرف درست کردن اشتباهات می‌کنن.

  • «تحقیق هزینه بردار!»
    خیلی از مدیران هزینه تحقیق رو سنگین می‌بینن. اما واقعیت اینه که هزینه اشتباه گرفتن تصمیمات، چندین برابر بیشتره. مخصوصاً وقتی محصول شکست بخوره.

  • «کاربرها نمی‌دونن چی می‌خوان!»
    این هم یکی از سوءبرداشت‌های بزرگه. درست شاید کاربرها راه‌حل فنی ندونن، اما مشکلات و نیازهاشون رو خیلی خوب می‌دونن. وظیفه تیم ماست که اون‌ها رو به راه‌حل مناسب ترجمه کنه.

  • «ترس از بازخورد منفی در محصول!»
    ترس از بازخورد منفی باعث می‌شه خیلی از تیم‌ها تحقیق رو عقب بندازن. اما واقعیت اینه که شنیدن بازخورد منفی اول مسیر بهتر از شکست کامل محصول در آینده‌ست.

مشکل واقعی در فرهنگ و ساختار سازمانی

واقعیت اینه که دلیل اصلی انجام نشدن تحقیقات کاربر، فقط وقت یا هزینه نیست. خیلی وقت‌ها سیستم پاداش‌دهی در شرکت‌ها طوریه که تیم‌ها رو تشویق می‌کنه سریع یه فیچر جدید تحویل بدن، نه اینکه وقت بذارن و محصول درست رو بسازن. برای همین تحقیق به چشم یه هزینه اضافی یا سد راه دیده می‌شه.

تجربه شخصی

من بارها دیدم که پروژه‌هایی بدون تحقیقات کاربر شروع شدن و در نهایت، با هزینه و زمان زیاد، دوباره‌کاری شدن. هر بار که صدای کاربر نادیده گرفته شد، نتیجه چیزی جز اتلاف منابع نبود.

جمع‌بندی

تحقیقات کاربر یک «گزینه لوکس» نیست، بلکه یک ضرورته. هر سازمانی که می‌خواهد محصولی موفق بسازد، باید این واقعیت رو بپذیرد: بدون شناخت کاربر، موفقیت شانسی است.

تحقیقات کاربرuser researchتجربه کاربریdesign thinkingتست کاربردپذیری
۰
۰
Hossein Karimi
Hossein Karimi
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید