
بحران برای هیچ کسب و کاری خبر خوشی نیست.
اما واقعیت این است تفاوت بین کسب و کارهایی که در بحران حذف میشوند و آن هایی که قویتر بر میگردند، نوع مدیریت بحران است.
مسیر رشد در بحران، اتفاقی نیست.
این مسیر معمولا از دو نقطه عبور میکند: مدیریت مالی هوشمندانه و بازاریابی درست.
مدیریت بحران یعنی توانایی یک کسب و کار برای:
حفظ بقا
ادامه فعالیت در شرایط ناپایدار
و در بهترین حالت، پیدا کردن فرصت های جدید در دل بحران
بر خلاف تصور رایج، مدیریت بحران فقط (کم کردن هزینه ها) نیست، بلکه تصمیمگیری آگاهانه در شرایط محدودیت است.
در زمان بحران، نقش مدیر پر رنگتر از همیشه میشود.
مهمترین وظایف مدیر در این شرایط عبارتاند از:
1- تصمیمگیری سریع
در بحران، تعلل مساوی است با از دست دادن زمان و منابع.
تصمیم ها شاید کامل نباشند، اما باید بهموقع باشند.
2- بهینهسازی منابع
منابع مالی، انسانی و زمانی محدودتر میشوند.
مدیر موفق کسی است که بداند کجا هزینه کند و کجا متوقف شود.
3- ارتباط موثر با پرسنل و مشتریان
سکوت در بحران، ترس ایجاد میکند.
شفافیت و ارتباط درست، اعتماد میسازد.
4- توقف نکردن و پیدا کردن مسیر جدید
ایستادن، بدترین واکنش به بحران است.
حتی اگر مسیر عوض شود، حرکت باید ادامه داشته باشد.
شرکتهایی که در بحرانها انعطافپذیر نیستند،
دیر یا زود از بازار حذف میشوند.
انعطافپذیری یعنی:
تغیر استراتژی بدون از دست دادن هویت
تطبیق با شرایط جدید
و پذیرش اینکه (روش های قدیمی همیشه جواب نمیدهند)
بحران فقط در یک حالت میتواند سکوی پرتاب به آینده باشد:
وقتی کسب و کار انعطافپذیر باشد
وقتی تجربههای گذشته به درستی تحلیل شوند
وقتی مدیر جرات و توان تصمیمگیری سریع داشته باشد
در غیر این صورت، بحران فقط زمان حذف را جلو میاندازد.
| حوزه | زمان صلح | زمان بحران
| برنامهریزی مالی | رشد آهسته و سرمایهگذاری | بقا، کنترل هزینه و صرفهجویی
| بازاریابی | تمرکز بر توسعه بازار | تمرکز بر حفظ مشتریان فعلی
| منابع انسانی | توسعه تیم | مدیریت انگیزه و حفظ نیروهای کلیدی
بحران دشمن کسب و کار نیست؛
مدیریت نادرست بحران دشمن واقعی است.
کسب و کارهایی که بتوانند در شرایط سخت:
منابع خود را بشناسند
تصمیم های شجاعانه بگیرند
و ارتباط خود را با بازار حفظ کنند
نه تنها زنده میمانند، بلکه آماده ورود به مرحله بعدی رشد میشوند.