
سلام! من حسین دهقانم، دانشجوی مهندسی صنایع شریف و مدیرعامل شرکت پتروپالایش فرهاد که توی تأمین مشتقات نفتی کار میکنه. توی متن قبلی از یه تأخیر پروژه گفتم، ولی امروز میخوام براتون از یه مشکل زنجیره تأمین بگم که توی شرکت خودمون پیش اومد و چطور با دانش مهندسی صنایع حلش کردم.
یه بار توی پتروپالایش فرهاد، یه پروژه بزرگ تأمین بنزین داشتیم که به مواد اولیه خاصی نیاز داشت—یه نوع افزودنی شیمیایی که فقط از یه تأمینکننده خارجی میاومد. یه روز خبر دادن که به خاطر مشکلات گمرکی و تحریم، محمولهمون توی بندر گیر کرده و حداقل 3 هفته طول میکشه تا آزاد بشه. بدون این مواد، تولید متوقف میشد و مشتریمون که یه پالایشگاه بزرگ بود، حسابی شاکی میشد. اون لحظه حس کردم زنجیره تأمینمون داره از هم میپاشه.
نمیتونستم بشینم و فقط امیدوار باشم. یاد درسهای زنجیره تأمین و مدیریت موجودی توی شریف افتادم و سریع یه برنامه چیدم. اول موجودی انبار رو چک کردم—فقط برای 10 روز مواد داشتیم. بعد رفتم سراغ تحلیل زنجیره تأمینمون. یه نقشه ساده کشیدم که نشون میداد مواد از کجا میاد، کجا گیر میکنه و چطور به خط تولید میرسه. دیدم مشکل اصلی توی تکیه به یه تأمینکننده تکمنبعی (Single-Source) بود.
با تیمم یه جلسه فوری گذاشتم و از یه روش مهندسی صنایع به اسم "تحلیل ABC" استفاده کردیم. مواد اولیه رو دستهبندی کردیم و دیدیم این افزودنی توی گروه A (مهم و پرمصرف) هست. تصمیم گرفتم ریسک رو پخش کنم. سریع با یه تأمینکننده داخلی تماس گرفتم که یه جایگزین مشابه داشت، ولی کیفیتش رو باید تست میکردیم. همزمان، برای اینکه خط تولید نخوابه، یه برنامه موقت مدیریت موجودی نوشتم و موجودی فعلی رو جوری تخصیص دادم که تا رسیدن مواد جدید دوام بیاره.
برای کوتاهمدت، تأمینکننده داخلی رو آوردم توی بازی. یه نمونه سریع ازش گرفتیم، تست کردیم و خوشبختانه جواب داد. برای بلندمدت، تصمیم گرفتم زنجیره تأمین رو چندمنبعی (Multi-Source) کنم—یه قرارداد با یه تأمینکننده دیگه توی منطقه بستم که دیگه توی تحریم گیر نکنیم. توی این مدت، با تحلیل دادههای حملونقل، مسیرهای بهتری برای ترخیص گمرکی پیدا کردم که بعداً به کارمون اومد.
با این کارا، خط تولید فقط 2 روز خوابید—خیلی کمتر از اون 3 هفتهای که فکرشو میکردیم. مواد اولیه به موقع رسید، بنزین رو تحویل دادیم و مشتری حتی نفهمید چه دردسری کشیدیم! هزینهها هم چون سریع عمل کردیم، زیاد بالا نرفت. این تجربه بهم نشون داد که زنجیره تأمین مثل یه پازله—اگه یه تیکه گم بشه، باید سریع یه راه دیگه پیدا کنی.
توی صنعت نفت، زنجیره تأمین قلب پروژههاست. من توی پتروپالایش فرهاد یاد گرفتم که با برنامهریزی و یه کم خلاقیت، میشه گرهها رو باز کرد. شما توی کارتون با چه مشکلاتی توی زنجیره تأمین روبهرو شدید؟ چطور حلش کردید؟ برام بنویسید، چون هم کنجکاوم بدونم و هم شاید بتونیم با هم ایده بسازیم!