همگان مرده اند مگر اینکه خلافش ثابت بشود
منی که درد تو مرا درونم صدا نمی کند
من مرده ام
منی که تنها به دنبال خودم هستم
من مرده ام
من حتی در دنبال خودم به یافتن خودم نمی رسم
پس من مرده ام
من مادری که فرزندم را درک نمی کنم
من پدری که عزیزم را نمی فهمم
ما والدین مردیم ولی نمی دانیم
اما دیروز دیدم
دیروز دیدم مادری که زنده بود
با فرزندش می خندید
و میدانست چرا می خندد
دیروز پدری را دیدم که لقمه عشق میداد
زنده بود و زندگی میکرد
میشود من هم زنده شوم ؟
نمی خواهم مرده بمیرم
می گویند اگر اراده را صبر کنی عاشق می شوی
می کویند عاشق عارف هم میشود
و گاهی عاشق و عارف زنده هستند
دختری دیدم که برادری می کرد
و برادری دیدم که مهر خواهری داشت
هر دو زنده می بودند
نفس انسانی داشتند
زیاد دیدم گرگ و مار در لباس آدم
هر چند گرگ و مار هم از آنان بیزارند
مرده هستند و در ماشین سیک تند می روند
برخی دکترهایی دیدم که حودشان مرده اند
و سرنگ مرگ تجویز می کنند
مهندسانی دیده اسم که مرده اند
و ساختمانی می سازند که بادی قبرستانش می کند
معلمی دیدم که زنده بود و مشق مهر می داد
تو می دانی یا می خواهی روی زنده شوی ؟
برای جشن تولدت متنی زیبا می آورم