[کتابخانه من] هنر شفاف اندیشیدن

The Art of Thinking Clearly - Rolf Dobelli

راستش را بخواهید از آنجایی از این کتاب خوشم آمد که متوجه شدم عادل فردوسی پور آن را ترجمه کرده است و از قبل از آن هم میدانستم (مثل همه) که فردوسی پور استاد زبان انگلیسی است. بین خرید کتاب به زبان اصلی و کتاب ترجمه شده خیلی دو دل بودم. از طرفی میخواستم کتابی که میخونم دست اول باشه از طرف دیگه وروجکی توی ذهنم میگفت کتاب رو عادل فردوسی پور ترجمه کرده. خلاصه توی نمایشگاه کتاب رسیدم به نسخه ترجمه شده و دیدم فروشنده کتاب یه پسر خیلی با انرژی و باحاله که بدون هیچ مقدمه ای یا اینکه من ازش سوالی کرده باشم شروع کرد به صحبت کردن با من و خیلی پر انرژی در مورد کتاب ها برام توضیح میداد. خلاصه نسخه ترجمه شده اش رو خریدم.

Rolf Dobelli
Rolf Dobelli

یکی از وروجک های ذهنیم اینه که هرکتابی رو که میخرم قبل از اینکه بخونمش میرم درباره ی نویسنده اش توی اینترنت یک مقدار میخونم و حتما هم عکسش رو پیدا میکنم که در طول کتاب همیشه عکسش جلوی ذهنم هست که کی این حرفها رو داره میزنه. آخه من با این جمله که مهم نیست کی داره میگه ببین چی داره میگه یک مقدار مخالفم. Rolf Dobelli یک تاجر-نویسنده سوییسی هست که با نوشتن همین کتاب در سال 2011 و ترجمه اش به انگلیسی در سال 2013 بسیار معروف شد. به نظر من هر کتاب موفقی یک نویسنده خوب داشته با یک ایده و یک طرز فکر خاص که توانسته نویسنده رو به یک نتیجه ویژه برسونه و اون نتیجه تبدیل شده به کتاب موفقی که ما امروز میبینم. در نتیجه من بسیار علاقه دارم تا با دیدن نویسنده و خوندن درباره ی زندگیش ، کارش و چیزهای دیگری که اون تجربه کرده با محیطی که باعث شده آن ایده به ذهنش بزنه آشنا بشم تا شاید من رو بتونه به لایه پنهان کتاب (همان ایده اولیه که ترجمه اش شده است لغات داخل متن کتاب) نزدیکتر بکنه. هرکسی یه طور مشکل داره دیگه!!!

THE ART OF THINKING CLEARLY
THE ART OF THINKING CLEARLY

این کتاب رو پیشنهاد میکنم به آرام ترین حالت ممکن مزه مزه کنید و بخونید. هر فصل این کتاب تقریبا 2.5 صفحه است که در هر فصل به یکی از خطاهای ذهنی خودمون پی میبریم و با مثال های واقعی از زندگیمون کاملا اون خطای ذهنی رو میتونیم درک کنیم. من خودم هر شب سه فصل از این کتاب رو میخوندم و تا فردا شب مرتب به اون سه خطا فکر میکردم.

یکی از چیزهای جالبی که من از این کتاب فهمیدم این بود که انتخاب این کتاب بر اساس یکی از اشتباهات رایج ذهنی ماهاست.

در آخر به نظرم ایده ی پشت این کتاب ثابت کردن این اصل فکری است که ذهن ما برای حل مسائل مختلف به جای اینکه خلاقانه طرحی نو براندازه از یک سری الگوها و نمونه هایی (Patterns and Samples) استفاده میکند. و شاید راز درست اندیشیدن در تسلط (نه لزوما تغییر) این الگوهاست.

https://www.instagram.com/hrmadani/