این گوهرى كه گم شده مائیم یا كه اوست؟

لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ
لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ



از خدا گم شده‏‌ایم او به جستجوست‏

چون ما نیازمند و گرفتار آرزوست‏


گاهى به‏ برگ لاله نویسد پیام خویش‏

گاهى درون سینه مرغان به‏ هاى و هوست‏


در نرگس آرمید كه ببیند جمال ما

چندان كرشمه دان كه نگاهش به ‏گفتگوست‏


آهى سحرگهى كه زند در فراق ما

بیرون و اندرون، زبر و زیر و چارسوست‏


هنگامه بست از پى دیدار خاكئى‏

نظاره را بهانه تماشاى رنگ و بوست‏


پنهان به‏ ذره ذره و ناآشنا هنوز

پیدا چو ماهتاب و به ‏آغوش كاخ و كوست‏


در خاكدان ما گهر زندگى گم است‏

این گوهرى كه گم شده مائیم یا كه اوست؟




زبور عجم اقبال

#خدا