سناریو 4+1

نوشتن همیشه مهم بوده.هم به علت ثبت وقایع و هم به علت نظم دادن به ذهن و یافتن راهکار مناسب

من هم مثل خیلی از آدما این مهارت رو در خودم پرورش دادم و هر وقت که به چیزی فکر می کنم یا ایده‌ای در سر می‌پرورانم ناخودآگاه دست به قلم میشم و افکار پراکنده خودمو روی کاغذ میارم.تا بیشتر به ایده شاخ و برگ بدم و بتونم یک روزی اجراییش کنم.

چند وقتی بود که هر چقدر که مینوشتم و فکر می‌کردم و تو دو لیست می‌ساختم که برم انباری خونه رو مرتب کنم.نمی‌شد که نمی‌شد.دیگه خودمم داشتم ازین روش دلسرد میشدم تا اینکه روز 13بدر مجبور شدم برای اینکه هم محدودیت‌های کرونایی رو رعایت کنیم و هم 13بدر بازی کنیم، بریم تو حیاط و بساط آتیش و کباب رو راه بندازیم و تو این وسط وسطا سری به انباری بزنم و این کار انجام نشده چند ساله رو بالاخره انجام بدم.

که ناگهان چشمم افتاد به یک کاور A4 با 10-12 برگه A4 چک نویس توش با عنوان سناریو 4+1
و توضیحات و چشم‌انداز و نتیجه‌گیری که درشت وسط کاغذ نوشته بودم

تولید محتوا

امضا 1394/7/18

و سناریویی که تا مرز تولید اپ اندرویدش هم رفتم ولی اینم مثل هزار تا ایده دیگه بنا به دلایل نامعلوم نیمه کاره رها کردم.

تولید محتوای متنی
تولید محتوای متنی


بگذریم که ایده هنوزم پس از گذشت 6سال قابلیت اجرایی شدن داره، ولی سوال من اینه که مگه قرار نبود با نوشتن ایده‌هامونو بپزیم و نظم بدیم به افکارمون ؟ مگه قرار نبود نوشتن ما رو از بلاتکلیفی نجات بده؟
مگه نوشتن ما رو منظم نمی‌کرد؟