رقص طبیعت، رقص روح


آیا تا به حال رقصیده ای؟ آیا تا کنون به دل طبیعت سفر کرده ای؟

اکنون سوال اصلی را مطرح می کنم: آیا تا به حال در دل طبیعت رقصیده ای؟

رقص به معنای دست افشانی، پایکوبی و به حرکت درآوردن بدن به شیوه ای موزون و منظم است.

وقتی به طبیعت سفر می کنیم، -کوه، جنگل یا دریا فرقی نمیکند- نوعی پیوستگی و حرکت را در روح طبیعت حس می کنیم. احساس می کنیم ذرات وجودمان نیاز دارند در جهت جریان روح طبیعت به حرکت در آیند.

طبیعت و موسیقی به هم پیوسته اند.طبیعت سرشار از موسیقی های زنده است و موسیقی ای که طبیعت منشا آن نباشد، زنده نیست.

اگر به طبیعت می روی، به موسیقی آن گوش کن. آواز پرندگان، صدای پیچیدن باد در میان شاخ و برگ درختان و صدای موج یا جاری شدن آب روی زمین.

و بعد توجهت را درونی کن. به صدا و آواز روحت گوش بده. ببین که روح تو چه قدر زیبا و هماهنگ با آوای طبیعت به رقص درآمده است.

من شک ندارم که موسیقی سنتی اقوام مختلف مانند قوم لر، کرد، بلوچ و... از هماهنگی و ارتباط روح طبیعت با روح آدمی سرچشمه گرفته است.

آن گاه که دست به دست یک دیگر می دهند و با وحدتی که نماینده و نشانگر وحدت وجودی کائنات و اجزای طبیعت است به رقص و پایکوبی با موسیقی خاص خود می پردازند. حسی که وجودشان را پر می کند، حس هماهنگی، حل شدن و یکی شدن در روح جهان است.